🔴 بدهکار آقای خامنه ای❗️
🔹صادق خرازی (معاون وزیر خارجه در دولت اصلاحات و سفیر بعدی در پاریس) اخیرا گفت:
🔹"گاهی به شوخی میگویم مسئولین ما صبح به صبح که بیدار میشوند برنامهریزی و بخشنامه صادر میکنند که انقلاب را از بین ببرند و این مردماند که آن را حفظ میکنند. رهبری نمیگذارد دولت سقوط کند.
🔹آقای خاتمی به من گفت خدا رهبری را حفظ کند که در این شرایط سخت، دولت را حمایت کرد. اگر حمایت رهبری نبود، معلوم نبود سرنوشت دولت چه میشد".
🔹مشابه همین ارزیابی را مسعود بهنود (همکار نشریات زنجیرهای و بیبیسی) سال 82 در گفتوگو با قاصدك آنلاين (نشريه دانشجويی در تورنتو) عنوان کرد:
🔹«اصلاً نوع گفتمان در زمان شاه جور ديگري بود. طوري كه حتي در جمع چند نفره هم، كسي كمتر از اعليحضرت نميگفت، نوشتن كه هيچ. از نخست وزير و وزرا هم حتي نميشد انتقاد كرد.
🔹هويدا هر سال كه شاه به سن موريس براي اسكي ميرفت، سردبيرها را ميخواست و ميگفت شاه دو ماهي ميخواهند استراحت كنند و خسته شدهاند. اگر جواديه آب و يا بم نان ندارد، هميشه نداشتهاند. در اين دو ماه هيچ خبر منفي ننويسيد.
🔹هويدا ميگفت اشكالي ندارد مردم حتي 40 هزار تا از روزنامه شما را نخرند، پولش را ميدهيم. بعد از انقلاب حتي در بدترين دوران مطبوعات، موقعي كه ماها مخفي شده بوديم، سانسور اينطوري نشد، يعني به اين ترتيب كه نماينده ساواك بيايد بغل دست من، تيتر بخواند...
🔹تازگيها ابراهيم نبوي يك نامه تندي نوشته به شادي صدر كه؛ در آن روز [دوره اصلاحات] همه تسمه پاره كرده بوديم... از حق نگذريم آقاي خامنهاي ايستاده، تا حالا نگذاشته خاتمي را بخورند. وگرنه ميخورندش، اگر آقاي خامنهاي نباشد... آقاي خاتمي در دنيا به هيچكس به اندازه آقاي خامنهاي بدهي ندارد. او نجاتش داده است».
"محمد ایمانی"
@atna_ir
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴رفتند تا ما باشیم؛ لحظه وداع #غواصان_کربلای۴
🔻۳۰سال بعد اجساد ۱۷۵ غواص با دستان بسته در منطقه ابوفلوس عراق کشف شد. امروز #۴دی، سالروز عملیات کربلای۴
با ذکر صلواتی یادشان را گرامی بداریم🌹
#خونهای_تمدن_ساز
#راه_تمدن_ساز
#راه_شهدا
@atna_ir
12.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 مصاحبه منتشر نشده با تروریستهای مسلح نیزارهای ماهشهر که خبر دستگیری آنها دیروز منتشر شد
🔹 صحنه های مستند از لحظه عملیات تروریستی و شلیک به نیروی انتظامی هنگام نماز
🔸 اولین تصویر هوایی از نیزارهایی که خبر ساز شدند
🔹 #روایت_آشوب_مسلحانه و دروغ رسانه های ضد انقلاب در ۵ دقیقه
#اطلاع_رسانی_کنید
@atna_ir
☀️هرشب بابرنامه کتابخوانی درکانال اتنا
با۵ دقیقه وقت گذاشتن درهرشب بعدازچندروزیک کتاب ارزشمندرابه صورت کامل مطالعه نموده وبه دانش وبصیرت حودبیفزائید
👈آموزشهای تمدن ساز
@atna_ir
قسمت چهارم وپایانی فصل دوم کتاب آزادی معنوی شهیدمطهری(ره)👇👇
@atna_ir
1⃣
درجات بالاتر
بالاتر از این هم درجهای هست؟ بله، یک انسان مستجاب الدعوه -لااقل درباره خودتان- میشوید. حتی میتوانید روی بدن خودتان اثر بگذارید، اعجاز کنید، کرامت کنید، درنتیجه عبودیت که جوْهرةٌ کنهها الرُّبوبیة نتیجه عبودیت تسلط است.
آیا بالاتر از این هم هست؟ بله، اما این بالاتر، برای فهمها و فکرهای ما خیلی زیاد است، خیلی از اشخاص نمیتوانند باور کنند که انسانی در اثر عبودیت و بندگی خدا و تذلّل، در اثر این که صراط عبودیت را طی کرده است، برسد به جایی که در جهان هم بتواند تصرف کند، یعنی بتواند یک بیماری را از راه روحی معالجه کند، یک کور مادرزاد را شفا بدهد، یک پیس را شفا بدهد (آنطور که قرآن درباره عیسی بن مریم نقل میکند) البته به اذن الله؛ خدا به آنها چنین قدرتی داده است. اذن خدا همان قدرتی است که خدا افاضه میکند: و تُبْرِئُ اْلَاکمَهَ وَالْابْرَصَ بِاذْنی وَ اذْ تُخْرِجُ الْمَوْتی بِاذْنی «2» یا در آیه دیگر: وَ احْی الْمَوْتی بِاذْنِ اللهِ «3». این یک درجه بالاتر است که اکنون نمیخواهم درباره آن صحبت کنم. در جلسه بعد ان شاء الله درباره معنای «قرب»
@atna_ir
2⃣
برای شما مطالبی عرض میکنم. اینکه ما در عبادت میگوییم: قربةً الَی الله یعنی چه؟ تقرب به خداوند یعنی چه؟ این معنا را ان شاء الله برای شما توضیح خواهم داد.
علی از آن عبدها و بندههایی است که به این خداوندگاری نائل شده است. اما اشتباه نکنید، خیال نکنید این عبودیت که نتیجهاش خداوندگاری و تسلط است، نتیجهاش خودبینی و غرور و منیت هم هست؛ ابداً، خودبینی با عبودیت سازگار نیست. آن بندهای که بندگی کند برای ربوبیت، کارش به جایی نمیرسد. عبودیت جز تذلّل و خاکساری چیز دیگری نیست. علی علیه السلام در مناجاتهای خودش عرض میکند: خدایا! کفی لی فَخراً انْ اکونَ لَک عَبْداً وَ کفی لی عِزّاً انْ تَکونَ لی رَبّاً. خدایا! این افتخار برای من بس که بنده تو باشم و این عزت و شرافت برای من بس که تو رب و خداوندگار و پروردگار من باشی. ما برای علی علیه السلام خیلی مقامات قائل هستیم و باید هم قائل باشیم. اصلًا مسئله ولایت که میگویند، بدون ولایت تکوینی- در یک حدودی- اساساً ولایت نیست. اشتباه کردهاند، نفهمیدهاند، سواد ندارند کسانی که منکر ولایت تکوینی شدهاند و حتی ولایت تکوینی را نمیفهمند که چیست؛ یک چیز دیگر را پیش خودشان جاهلانه فرض و تصور کردهاند و همانها را هم مرتب به مردم گفتهاند، در کتابهایشان هم نوشتهاند چون شعورشان به این مسائل نمیرسد. آنها اساساً انسان و خدا را نمیشناسند. در اینجور مسائل اظهارنظر کردن، فرع بر دو مسئله است: اول شناختن خدا، دوم شناختن انسان و استعدادهای درونی انسان و معنی تقرب انسان به خدا و معنی عبودیت و معنی عبادت. علی که اینچنین محبوب است به خاطر عبودیت است. چه خوب میگوید ابوسعید ابی الخیر:
آن کس که تو را شناخت جان را چه کند
فرزند و عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنی «1»هر دو جهانش بخشی «2»
دیوانه تو هر دو جهان را چه کند
.آن کسی که مجذوب تو میشود چه اعتنایی به این ربوبیتها دارد که بخواهد منیت و غرور و تکبر پیدا کند.
@atna_ir
3⃣
ایام از یک طرف ایام و لیالی احیاء است، ایام و لیالی دعاست، ایام و لیالی عبودیت و بندگی کردن است و از طرف دیگر ایام شهادت مولای متقیان علی علیه السلام است، ایام شهادت آن مردی که یکی از بزرگترین بندگان خداست. بعد از پیغمبر اکرم ما بندهای به این بندگی سراغ نداریم. تخمین زدهاند در حدود چهل و پنج ساعت از ضربت خوردن علی علیه السلام تا وفات و شهادتش یعنی تا آن لحظهای که مرغ روحش به عالم ملکوت پرواز کرد فاصله شد و به نظر من این مدت چهل و پنج ساعت از حیرت انگیزترین دورههای زندگی علی علیه السلام است. شخصیت علی را در این چهل و پنج ساعت انسان میبیند. یقین و ایمان علی در این چهل و پنج ساعت بر دیگران نمایان میشود. از نظر خود او لحظات و ساعاتی است که جایزه خودش را گرفته است، مسابقه را به نهایت رسانده است، با کمال افتخار میخواهد نزد پروردگارش برود. علی چیز دیگری است. در نهج البلاغه میفرماید این آیه که نازل شد: احَسِبَ النّاسُ انْ یتْرَکوا انْ یقولوا امَنّا وَ هُمْ لا یفْتَنونَ. وَ لَقد فَتَنَّا الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیعْلَمَنَّ اللهُ الَّذینَ صَدَقوا وَ لَیعْلَمَنَّ الْکاذِبین «1» من فهمیدم که در امت اسلام فتنهها پیدا میشود. من خیلی آرزوی شهادت داشتم. آرزو داشتم که در احد شهید بشوم.
هفتاد نفر از مسلمین شهید شدند وقتی که من شهید نشدم خیلی دلم گرفت، ناراحت شدم. (این را یک جوان میگوید. در زمان جنگ احد علی تقریباً یک مرد 25 ساله است. دو بچه کوچک در خانه دارد: امام حسن و امام حسین. همسری دارد مانند صدّیقه طاهره. در عین حال آنچنان آرزوی شهادت علی را بیتاب کرده است که پس از آنکه شهید نمیشود ناراحت میشود.) پیغمبر اکرم قبلًا به او وعده داده بود- شاید هم خودش قبلًا سؤال کرده بود که یا رسول الله! آیا من چگونه از دنیا میروم؟
و پیغمبر فرموده بود- تو شهید از دنیا میروی. ولی وقتی که دید در احد شهید نشد ناراحت شد. رفت خدمت رسول اکرم: یا رسول الله شما به من اینطور فرموده بودید که خداوند شهادت را روزی من میکند، پس چطور من در احد شهید نشدم؟ فرمود:
علی جان دیر نمیشود، تو حتماً شهید این امت خواهی بود. بعد پیغمبر یک سؤال مانندی از علی کرد: علی جانم! بگو آن وقتی که در بستر شهادت افتاده باشی چگونه صبر خواهی کرد؟ چه جوابی میدهد! یا رسولَ الله! آنجا که جای صبر
@atna_ir
4⃣
نیست، آنجا جای بُشری است و جای شکر و سپاسگزاری است. شما به من بفرمایید آن وقتی که من در بستر شهادت افتادهام چگونه خدا را شکر میکنم.
همیشه علی به دنبال این گم گشته خودش میرفت. اجمالًا میدانست که این فرق او در راه خدا شکافته خواهد شد. میگفت خدایا آن لحظه نازنین، آن لحظه زیبا، آن لحظه پرلذّت و پربهجت چه لحظهای خواهد بود؟ پیغمبر به علی فرموده بود که شهادت تو در ماه رمضان است، در آن ماه رمضان سال 41 هجری علی مثل اینکه قلبش احساس کرده بود که دیگر هرچه میخواهد واقع بشود در این ماه رمضان واقع میشود. بچههای علی احساس کرده بودند که در این ماه رمضان علی یک حالت انتظار و اضطراب و دلهرهای دارد، مثل اینکه انتظار یک امر بزرگی را میکشد. روز سیزدهم رمضان است، برای مردم خطبه و خطابه میخواند. در وسط خطبه و خطابه چشمش افتاد به امام حسن، حرفش را برید، صدا زد عزیزم حسن! از این ماه چند روز گذشته است؟ خیلی سؤال عجیبی است. علی خودش بهتر از همه میداند که چند روز گذشته است، چطور از این جوانش میپرسد؟ عرض کرد:
پدر جان سیزده روز. فوراً رو کرد به امام حسین: حسینم! از این ماه چند روز باقی مانده است؟ (خیلی واضح است وقتی سیزده روز گذشته است هفده روز باقی مانده است) پدر جان هفده روز باقی مانده است. دستی به محاسن کشید، فرمود: بسیار نزدیک است که این محاسن با خون این سر خضاب بشود. انتظار چنین ساعت و چنین روزی را داشت.
یکی از آن جملههای بسیار زیبای امیرالمؤمنین که در خلال همین چهل و پنج ساعت ایراد کرده این است؛ دیگران خیلی مضطرب و ناراحت بودند، اشک میریختند و گریه میکردند ولی خودش اظهار بشاشت میکرد، فرمود: وَاللهِ ما فَجَأَنی مِنَ الْمَوْتِ وارِدٌ کرِهْتُهُ وَ لا طالِعٌ انْکرْتُهُ و ما کنْتُ الّا کقارِبٍ وَرَدَ وَ طالِبٍ وَجَدَ به خدا قسم که اگر مُردم من هیچ کراهتی ندارم، یک ذرّه کراهت ندارم. این برای من یک امر نشناختهای نبود، یک مهمان ناشناختهای نبود، یک مهمان شناخته شده بود. بعد فرمود: میدانید مَثَل من مَثَل کیست؟ مَثَل آن عاشقی است که به دنبال مطلوب و معشوق خودش میرود و او را مییابد. مَثَل من مَثَل آن تشنهای است که در یک شب تاریک دنبال آب میرود ناگهان آب را پیدا میکند، چقدر خوشحال میشود! گفت:
@atna_ir