@atna_ir☀️
دوره جامع تدریس مجازی #تاریخ_تطبیقی_اسلام جلسه بیستم(۳)
✍️مراد از همراه پیامبر (ص) در آیه سوره توبه
🔷ادله قرآنی بر اینکه شخص همراه پیامبر (ص)، فرد مشهوری بود، گفته ما را تأیید میکند. توضیح اینکه: آیهای که در سوره توبه به جریان مذکور اشاره میکند این است: «إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلَی وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ » (توبه/40).اگر شخص همراه پیامبر (ص) فرد مشهوری نبود، هنگام نزول آیه، مسلمانان از آن حضرت سؤال میکردند: این فردی که با شما بوده است، چه کسی است؟ از عدم سؤال مردم، معلوم میشود که درباره فرد همراه پیامبر (ص) خیلی تبلیغ شده بود. شبیه این سخن، در جریان مسجد خیف روی داد. در آن مسجد، پیامبر اکرم (ص) فرمودند: من به زودی از بین شما رخت سفر میبندم. زمانی که ایشان این خبر را دادند، بین مردم هیچ سؤالی ایجاد نشد که بپرسند: فرد جانشین شما چه کسی خواهد بود؟ درست است که آن حضرت به صورت عمومی فرموده بودند: «انی تارک فیکم الثقلین؛ کتاب الله و عترتی اهل بیتی»، ولی «اهل بیت»، یک عبارت عام است. جایی از تاریخ نیامده است که پیامبر اسلام (ص) در مسجد خیف به صورت مصداقی به جانشین بعد از خود، اشاره کند. یا هر چه را که در تاریخ بوده است، از بین بردهاند که هیچ بعید نیست؛ و یا اصلاً سؤالی نبوده است. اگر ما فرض دوم را بپذیریم، این سؤال پیش میآید که چرا کسی از پیامبر (ص)، درباره جانشین بعد از ایشان سؤال نکرد؟ مسلمانان مخاطب پیامبر (ص)، افراد سیاسی و تربیت شده آن حضرت بودند، و نمیشود سؤال نکردن آنها را بر غیر سیاسی بودن حمل کرد. پس نپرسیدنشان دلیل بر این است که مسأله برای آنها حل بود.بزرگترین ابزار تبیلغی فرد همراه پیامبر (ص)، یار غار بودن او برای آن حضرت بود. در این باره، باید به محتوای آیه دقت کرد. چرا قرآن، ضمیر را در «أَخْرَجَهُ» به پیامبر (ص) برگرداند، ولی بعد گفت: اینها دو نفر بودند؟ دو نفر بودند، ولی اخراجی یک نفر از آنها بود! مسلمانان در آن روز، دو دسته بودند. دسته اول، کسانی بودند که شکنجه میشدند و فرار میکردند. دسته دوم هم افرادی بودند که حامی داشتند. دسته سومی نبود که حامی نداشته باشند و شکنجه هم نشوند. در مورد علی بن ابیطالب (ع) هم باید گفت: اولاً کسی حریف آن حضرت نمیشد که بتواند به ایشان آزاری برساند؛ و ثانیاً ایشان حمایت ابوطالب را داشت.
🔰کانال اتنا(اندیشکده تمدن نوین اسلامی)
🇮🇷آموزشهای تمدن ساز (#تاریخ_تطبیقی_اسلام روز های فرد در کانال اتنا)
@atna_ir
@atna_ir☀️
دوره جامع تدریس مجازی #تاریخ_تطبیقی_اسلام جلسه بیستم(۴/۱)
✍️تأمل در آیه سوره توبه
🔶میخواهیم کمی بیشتر در آیه سوره توبه تأمل کنیم. این آیه در اواخر دوران رسالت پیامبر اسلام (ص)، و زمانی که اوضاع مسلمانان سامان یافته بود، نازل شده است. در این برهه، بعضی از مسلمین، برای شرکت در جنگها تمایلی نداشتند. این آیه نازل شد و خداوند فرمود: اینکه من میگویم به پیامبر (ص) کمک کنید، برای این نیست که او به شما نیاز دارد؛ من در جایی به او کمک کردم که هیچ کس نبود. آیه به موردی اشاره میکند که اولا به غیر از خداوند کسی نبود که به پیامبر (ص) یاری رساند؛ ثانیا همه دشمنان آن حضرت حضور داشتند. پس مسلما در چنین جایی شکست قطعی بود، در حالی که خداوند مانع شکست ایشان شد. اشاره خداوند در این آیه به قضیه غار است: «إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ». همان صحابی مشهور بود که در غار، همراه پیامبر (ص) حضور داشت. او میتوانست آنجا یاور آن حضرت باشد، اما خداوند او را به عنوان حامی در آن برهه معرفی نکرده است. در قسمتی از آیه، اخراجکنندگان را «کفار» معرفی میکند: «إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا»، در حالی که کسانی که برای یافتن پیامبر (ص) جلو غار جمع شده بودند، مشرکان بودند. البته درست است که مشرکان هم جزء کفار محسوب میشدند، اما از اینکه آیه شریفه به جای تعبیر «الذین أشرکوا»، عبارت «الذین کفروا» را به کار برده است، میتوان استفاده نمود که علاوه بر مشرکان، فرد یا افراد دیگری نیز که از زمره کفار محسوب میشدند، آنجا حضور داشتهاند. از طرفی چون قرآن کریم، اشد دشمنان مؤمنین را یهود و مشرکان معرفی میکند (لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُواْ وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَّوَدَّةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ قَالُوَاْ إِنَّا نَصَارَى ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ. مائده/82) پس لابد در این برهه هم، علاوه بر مشرکان، یهود نیز حضور داشته است، چرا که خداوند میخواهد نصرت خودش را در مرحلهای یادآوری کند که سرسختترین دشمنان (یهود و مشرکان) همزمان حضور داشتهاند. حال این سؤال مطرح میشود که حضور مشرکان در اطراف غار، واضح و مشخص بود؛ اما یهودیها کجا بودند؟ جواب این است که همان مصاحب و کنار دستی پیامبر (ص)، نماینده یهود بود. به اعتقاد ما، دلیلی قویتر از این، برای حضور یهود برای مقابله با پیامبر (ص) نداریم. مطلب مرتبط دیگر در مورد آیه مذکور این است که صفات غیر اختیاری مانند ترس، گرسنگی، و ... قابل نهی نیستند؛ اما اگر بر صفات غیر اختیاری، امر اختیاری مترتب شود، میتوان از آن امر اختیاری نهی کرد؛ مثل اینکه انفجاری رخ داده باشد، و فردی از ترسش فرار کند. اگر کسی به آن فرد بگوید: «نترس»، در حقیقت، او را از ترسیدن که امر غیر اختیاری است، نهی نمیکند، بلکه از فرار کردن که اختیاری است، نهی میکند.حال میگوییم: با توجه به این قسمت آیه که میفرماید: «إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا»، اگر مصاحب پیامبر (ص) واقعاً ترسیده بود، آیا امکان داشت آن حضرت به او بگوید: «نترس»؟ مسلما جواب منفی است، زیرا ترس، یک امر طبیعی میباشد. موقعی که پیامبر (ص) به او میگوید: «نترس»، پس حتما او بر آن صفت غیر اختیاری (ترس) یک فعل اختیاری مترتب کرده است و پیامبر اکرم (ص) هم از آن فعل اختیاری نهی میکند. سؤال اینجاست که او چه کاری انجام میداده است که پیامبر (ص) او را نهی کرد؟تصور مشرکان بیرون غار این بود که پیامبر (ص) تنهاست. اگر آنها به طور ناگهانی داخل غار میآمدند، هر دو (پیامبر و مصاحب آن حضرت) را میکشتند. از آنجایی که مصاحب پیامبر (ص) این احتمال را میداد، کاری کرد که اگر مشرکان داخل شدند، کشته نشود و اگر هم داخل نیامدند، باطنش نزد پیامبر (ص) افشا نشود. شروع به ایجاد سر و صدا کرد و این کار او، مورد اعتراض پیامبر (ص) قرار گرفت. گفت: یارسول الله! نگران هستم و میترسم. پیامبر (ص) در جواب او فرمود: «لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا». با شنیدن این سخن از پیامبر (ص)، مجبور شد که ساکت شود. اگر کمی بیشتر سر و صدا میکرد، مشرکان باخبر شده و به درون غار میریختند؛ اما پس از سخن پیامبر (ص) به دلیل افشا نشدن نفاقش مجبور به سکوت شد.مأموریت آن شخص این بود که در کنار پیامبر (ص) طوری بالا بیاید که بتواند نفر دوم اسلام شده و حکومت را پس از آن حضرت به دست بگیرد. در قضیه غار نیز، هم میخواهد مأموریتش را انجام دهد و هم در حال انجام مأموریت، کشته نشود؛
🔰کانال اتنا(اندیشکده تمدن نوین اسلامی)
🇮🇷 آموزش های تمدن ساز
(#تاریخ_تطبیقی_اسلام روز های فرد در کانال اتنا)
@atna_ir
@atna_ir☀️
دوره جامع تدریس مجازی
#تاریخ_تطبیقی_اسلام جلسه بیستم(۴/۲)
🔷 بنابراین طوری رفتار میکند که اگر مشرکان به داخل غار آمدند، او را نکشند و اگر هم به داخل نیامدند، او بتواند به مأموریتش ادامه دهد. دلیل مهمی که تأیید می کند حزن آن شخص، واقعی نبوده است، این است که خداوند در آیه مذکور میفرماید: «فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ»؛ یعنی خداوند سکینه و آرامشش را بر پیامبر (ص) نازل کرد. اگر مصاحب پیامبر (ص) واقعا محزون بود، خداوند سکینه و آرامش را به او هم نازل میکرد و در نتیجه، آیه این چنین میشد: «فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهما»، در حالی که چنین نیست.بعضی از مخالفان مدعی هستند که ضمیر در «علیه» به آن شخص مصاحب برمیگردد، زیرا پیامبر (ص) نیاز به آرامش نداشت. جواب ما این است که مگر این داستان را خود شما نقل نکردهاید (هر چند به نظر ما واقعیت ندارد) که در شب جنگ بدر، پیامبر اکرم (ص) از شب تا صبح نخوابیده و به درگاه خداوند استغاثه میکرد که خدایا! ما در حال شکست خوردن هستیم. آن حضرت به قدری منقلب شد که به زانو افتاده و عبا از روی دوشش برکنار شد. در این لحظه ابوبکر آمد و عبا را روی دوش پیامبر (ص) انداخت و دستان آن حضرت را گرفت و گفت: «بلند شوید؛ خوب نیست که شما این طور رفتار کنید. با این کارها دشمن دلشاد میشود. خداوند تو را تنها نمیگذارد»! میگویند: «فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ» در جنگ بدر نازل شد. پس طبق این نقل، انزال سکینه برای پیامبر (ص) بوده است. بنابراین، سخن خودشان که آن حضرت نیاز به سکینه و آرامش نداشت، نقض میشود.نکته: از اینکه در ادامه آیه هم، فرد مورد تأیید و یاری خداوند را شخص پیامبر (ص) معرفی میکند: «وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا» (ضمیر در «أیّده» به صورت مفرد آمده است که به پیامبر (ص) برمیگردد، نه اینکه به صورت تثنیه بیاید تا مراد از آن، پیامبر (ص) و مصاحب آن حضرت باشد) میتوان فهمید که دل آن شخص با پیامبر (ص) نبوده است.دلیل دیگر بر مطلب مذکور اینکه هر جا در قرآن کلمه «صاحب» و مشتقات آن به کار رفته که درباره دو ذیشعور و در مورد امور دنیایی بوده است، حتماً یکی از آن دو طرف، کافر بوده است؛ مانند این آیه: «يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ» (یوسف/39). در این آیه، یک طرف گفتوگو (دو زندانیِ همراه حضرت یوسف) کافر بودند. در آیه محل بحث هم، طبق این قاعده مستعمل در قرآن، یک طرف باید کافر باشد.
🔰کانال اتنا(اندیشکده تمدن نوین اسلامی)
🇮🇷آموزشهای تمدن ساز (#تاریخ_تطبیقی_اسلام روز های فرد در کانال اتنا)
@atna_ir
@atna_ir☀️
دوره جامع تدریس مجازی #تاریخ_تطبیقی_اسلام جلسه بیستم(۵)
✍️وقایع پس از غار
🔶پیامبر (ص) و مصاحب آن حضرت سه روز در غار بودند. مشرکان پس از اینکه از یافتن پیامبر (ص) ناامید شدند، برنامه تعقیب آن حضرت را منتفی کردند. پیامبر (ص) موقعی به قبا رسید که اهالی مدینه به علت تأخیر آن حضرت از آنجا رفته بودند. به این ترتیب، مصاحب پیامبر (ص) به هدف خود نرسید، زیرا هدفش این بود که اهالی مدینه او را به همراه پیامبر (ص) دیده و او را نفر دوم اسلام تلقی کنند. یکی از افرادی که در قبا سکونت داشت و قبلا در مکه برای بیعت با پیامبر (ص) به محضر آن حضرت رسیده بود، كلثوم بن هدم است که نابینا بود. پیامبر (ص) به خانه او آمد و او هم از صدای پیامبر (ص) ایشان را شناخت. علت اینکه پیامبر اسلام (ص) خانه او را انتخاب کرد، این بود که نبیند آن حضرت با چه کسی آمده است.بالأخره اهالی مدینه از آمدن پیامبر (ص) با خبر شده و تصمیم گرفتند که از قبا تا مدینه از آن حضرت استقبال کنند؛ اما پیامبر اکرم (ص) فرمود که به داخل مدینه نمیآیم. وقتی اهالی شهر علت را جویا شدند، آن حضرت فرمود: میمانیم تا علی (ع) بیاید. با این سخن، مدینهایها به فکر فرو رفتند که علی (ع) کیست که پیامبر (ص)، همه اهالی شهر را به خاطر او معطل میکند؟! مصاحب پیامبر (ص) هم از آن حضرت خواست تا به سوی داخل شهر حرکت کنند؛ اما آن حضرت از رفتن امتناع کرد. مصاحب پیامبر (ص) این بار به آن حضرت گفت: اصلاً معلوم نیست که علی (ع) زنده است یا نه؛ شاید کشته شده باشد؟ پیامبر (ص) در جوابش فرمود: اگر علی (ع) کشته شده باشد، من اصلاً بدون او وارد این شهر نخواهم شد. موقعی که آن شخص سخن پیامبر (ص) را شنید، آن حضرت را رها کرد و رفت؛ چرا که اگر آنجا میماند، مجبور بود که مانند مردم دیگر که برای استقبال آمده بودند، به دنبال شتر پیامبر (ص) و علی بن ابیطالب (ع) بدود؛ به این جهت به مدینه آمد و رئیس به اصطلاح ستاد استقبال شد.
🔰کانال اتنا(اندیشکده تمدن نوین اسلامی)
🇮🇷آموزشهای تمدن ساز (#تاریخ_تطبیقی_اسلام روز های فرد در کانال اتنا)
@atna_ir
پایان تدریس امروز فایل صوتی را گوش دهید و برای تدبر بیشتر متن نوشته ها را هم مطالعه فرمائید⬆️⬆️
#پیام_صبحگاهی
#حیات_طیبه_وعروج_انسان🔻
🔸در اسلام همه چیز مقدّمه خودسازی انسان است. همه فرائض، احکام، تکالیف، واجبات، اجتناب از گناهان و نوافل و مستحبّات و احکام اجتماعی و فردی، همه و همه مقدّمه حیات طیّبه است؛ مقدمه زنده شدن انسان با روح انسانی است؛ مقدمه عروج انسان از عالم بهیمیّت و حیوانیّت و توحّش است. اگر بشر تحتِ تربیت الهی -که با اراده خود او قابل تحقّق است- قرار گیرد، این حیات طیّبه در نفس او به وجود خواهد آمد و محیط را هم طیّب و طاهر خواهد کرد و اگر این تربیت الهی نباشد و عزم و ارادهای را که انسان برای پیمودن راه خدا با آن، احتیاج دارد از دست بدهد و خود را در دست هواها و هوسهای بشری رها کند، در حدّ حیوانیّت باقی خواهد ماند و حیوانی خطرناکتر از حیوانهای دیگر خواهد شد.
۱۳۷۷/۱۰/۲۸
🇮🇷 کانال اتنا (اندیشکده تمدن نوین اسلامی)
@atna_ir
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔞 خطری بیخ گوش خانواده ها
بگذار هر چه میخواهند بگویند. بعد از عیان شدن لایو مستهجن پسر ۱۵ ساله، این روزها این سخنان بیش از پیش باید سرلوحه خانواده ها مسولین قرار بگیرد.
#مومن_نسب
#فضای_مجازی
🇮🇷کانال اتنا(اندیشکده تمدن نوین اسلامی)
@atna_ir
سید محمد آقامیری :
وقتی سخنان آقای امجد و نقش موثر یکی از فرزندانش در انحراف ایشان را دیدم یاد فرمایش امام علی ع افتادم که فرمود:ما زال الزّبیر رجُلاً منّا أهلَ البیتِ حتّی نشأ ابنه المشئومُ عبدالله فافسده( زبیر همیشه از ما اهل بیت بود تا زمانی که فرزند
نامبارکش، عبدالله بزرگ شد و او را فاسد کرد)
🇮🇷کانال اتنا(اندیشکده تمدن نوین اسلامی)
@atna_ir