eitaa logo
اَتنا(اندیشکده تمدن نوین اسلامی)
716 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
774 ویدیو
22 فایل
برای رسیدن به تمدن نوین اسلامی نیاز به ملت تمدن ساز داریم و ملت تمدن ساز در بستر آموزش های لازم به وجود می آیند. آموزشهایی در زمینه های اقتصاد سیاست فرهنگ و... لینک کانال👇👇 https://eitaa.com/joinchat/186318869C9e216c3ff1 پل ارتباطی @sadra59
مشاهده در ایتا
دانلود
2⃣ برای شما مطالبی عرض می‌کنم. اینکه ما در عبادت می‌گوییم: قربةً الَی الله یعنی چه؟ تقرب به خداوند یعنی چه؟ این معنا را ان شاء الله برای شما توضیح خواهم داد. علی از آن عبدها و بنده‏‌هایی است که به این خداوندگاری نائل شده است. اما اشتباه نکنید، خیال نکنید این عبودیت که نتیجه‌اش خداوندگاری و تسلط است، نتیجه‌اش خودبینی و غرور و منیت هم هست؛ ابداً، خودبینی با عبودیت سازگار نیست. آن بنده‌‏ای که بندگی کند برای ربوبیت، کارش به جایی نمی‌رسد. عبودیت جز تذلّل و خاکساری چیز دیگری نیست. علی علیه السلام در مناجات‌های خودش عرض می‌کند: خدایا! کفی‏ لی فَخراً انْ اکونَ لَک عَبْداً وَ کفی‏ لی عِزّاً انْ تَکونَ لی رَبّاً. خدایا! این افتخار برای من بس که بنده تو باشم و این عزت و شرافت برای من بس که تو رب و خداوندگار و پروردگار من باشی. ما برای علی علیه السلام خیلی مقامات قائل هستیم و باید هم قائل باشیم. اصلًا مسئله‌ ولایت که می‌گویند، بدون ولایت تکوینی- در یک حدودی- اساساً ولایت نیست. اشتباه کرده‌اند، نفهمیده‏‌اند، سواد ندارند کسانی که منکر ولایت تکوینی شده‌اند و حتی ولایت تکوینی را نمی‌فهمند که چیست؛ یک چیز دیگر را پیش خودشان جاهلانه فرض و تصور کرده‌اند و همانها را هم مرتب به مردم گفته‌اند، در کتاب‌هایشان هم نوشته‌اند چون شعورشان به این مسائل نمی‌رسد. آنها اساساً انسان و خدا را نمی‌شناسند. در این‏جور مسائل اظهارنظر کردن، فرع بر دو مسئله‌ است: اول شناختن خدا، دوم شناختن انسان و استعدادهای درونی انسان و معنی تقرب انسان به خدا و معنی عبودیت و معنی عبادت. علی که اینچنین محبوب است به خاطر عبودیت است. چه خوب می‌گوید ابوسعید ابی الخیر: آن کس که تو را شناخت جان را چه کند فرزند و عیال و خانمان را چه کند دیوانه کنی‏ «1»هر دو جهانش بخشی‏ «2» دیوانه تو هر دو جهان را چه کند .آن کسی که مجذوب تو می‌شود چه اعتنایی به این ربوبیتها دارد که بخواهد منیت و غرور و تکبر پیدا کند. @atna_ir
3⃣ ایام از یک طرف ایام و لیالی احیاء است، ایام و لیالی دعاست، ایام و لیالی عبودیت و بندگی کردن است و از طرف دیگر ایام شهادت مولای متقیان علی علیه السلام است، ایام شهادت آن مردی که یکی از بزرگترین بندگان خداست. بعد از پیغمبر اکرم ما بنده‌‏ای به این بندگی سراغ نداریم. تخمین زده‌اند در حدود چهل و پنج ساعت از ضربت خوردن علی علیه السلام تا وفات و شهادتش یعنی تا آن لحظه‌ای که مرغ روحش به عالم ملکوت پرواز کرد فاصله شد و به نظر من این مدت چهل و پنج ساعت از حیرت انگیزترین دوره‌های زندگی علی علیه السلام است. شخصیت علی را در این چهل و پنج ساعت انسان می‌بیند. یقین و ایمان علی در این چهل و پنج ساعت بر دیگران نمایان می‌شود. از نظر خود او لحظات و ساعاتی است که جایزه خودش را گرفته است، مسابقه را به نهایت رسانده است، با کمال افتخار می‌خواهد نزد پروردگارش برود. علی چیز دیگری است. در نهج البلاغه می‌فرماید این آیه که نازل شد: احَسِبَ النّاسُ انْ یتْرَکوا انْ یقولوا امَنّا وَ هُمْ لا یفْتَنونَ. وَ لَقد فَتَنَّا الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیعْلَمَنَّ اللهُ الَّذینَ صَدَقوا وَ لَیعْلَمَنَّ الْکاذِبین‏ «1» من فهمیدم که در امت اسلام فتنه‌ها پیدا می‌شود. من خیلی آرزوی شهادت داشتم. آرزو داشتم که در احد شهید بشوم. هفتاد نفر از مسلمین شهید شدند وقتی که من شهید نشدم خیلی دلم گرفت، ناراحت شدم. (این را یک جوان می‌گوید. در زمان جنگ احد علی تقریباً یک مرد 25 ساله است. دو بچه کوچک در خانه دارد: امام حسن و امام حسین. همسری دارد مانند صدّیقه طاهره. در عین حال آنچنان آرزوی شهادت علی را بی‌‏تاب کرده است که پس از آنکه شهید نمی‌شود ناراحت می‌شود.) پیغمبر اکرم قبلًا به او وعده داده بود- شاید هم خودش قبلًا سؤال کرده بود که یا رسول الله! آیا من چگونه از دنیا می‌روم؟ و پیغمبر فرموده بود- تو شهید از دنیا می‌روی. ولی وقتی که دید در احد شهید نشد ناراحت شد. رفت خدمت رسول اکرم: یا رسول الله شما به من این‏طور فرموده بودید که خداوند شهادت را روزی من می‌کند، پس چطور من در احد شهید نشدم؟ فرمود: علی جان دیر نمی‌شود، تو حتماً شهید این امت خواهی بود. بعد پیغمبر یک سؤال مانندی از علی کرد: علی جانم! بگو آن وقتی که در بستر شهادت افتاده باشی چگونه صبر خواهی کرد؟ چه جوابی می‌دهد! یا رسولَ الله! آنجا که جای صبر @atna_ir
4⃣ نیست، آنجا جای بُشری‏ است و جای شکر و سپاسگزاری است. شما به من بفرمایید آن وقتی که من در بستر شهادت افتاده‌ام چگونه خدا را شکر می‌کنم. همیشه علی به دنبال این گم گشته خودش می‌رفت. اجمالًا می‌دانست که این فرق او در راه خدا شکافته خواهد شد. می‌گفت خدایا آن لحظه نازنین، آن لحظه زیبا، آن لحظه پرلذّت و پربهجت چه لحظه‌ای خواهد بود؟ پیغمبر به علی فرموده بود که شهادت تو در ماه رمضان است، در آن ماه رمضان سال 41 هجری علی مثل اینکه قلبش احساس کرده بود که دیگر هرچه می‌خواهد واقع بشود در این ماه رمضان واقع می‌شود. بچه‌های علی احساس کرده بودند که در این ماه رمضان علی یک حالت انتظار و اضطراب و دلهره‌ای دارد، مثل اینکه انتظار یک امر بزرگی را می‌کشد. روز سیزدهم رمضان است، برای مردم خطبه و خطابه می‌خواند. در وسط خطبه و خطابه چشمش افتاد به امام حسن، حرفش را برید، صدا زد عزیزم حسن! از این ماه چند روز گذشته است؟ خیلی سؤال عجیبی است. علی خودش بهتر از همه می‌داند که چند روز گذشته است، چطور از این جوانش می‌پرسد؟ عرض کرد: پدر جان سیزده روز. فوراً رو کرد به امام حسین: حسینم! از این ماه چند روز باقی مانده است؟ (خیلی واضح است وقتی سیزده روز گذشته است هفده روز باقی مانده است) پدر جان هفده روز باقی مانده است. دستی به محاسن کشید، فرمود: بسیار نزدیک است که این محاسن با خون این سر خضاب بشود. انتظار چنین ساعت و چنین روزی را داشت. یکی از آن جمله‌های بسیار زیبای امیرالمؤمنین که در خلال همین چهل و پنج ساعت ایراد کرده این است؛ دیگران خیلی مضطرب و ناراحت بودند، اشک می‏‌ریختند و گریه می‌کردند ولی خودش اظهار بشاشت می‌کرد، فرمود: وَاللهِ ما فَجَأَنی مِنَ الْمَوْتِ وارِدٌ کرِهْتُهُ وَ لا طالِعٌ انْکرْتُهُ و ما کنْتُ الّا کقارِبٍ وَرَدَ وَ طالِبٍ وَجَدَ به خدا قسم که اگر مُردم من هیچ کراهتی ندارم، یک ذرّه کراهت ندارم. این برای من یک امر نشناخته‌‏ای نبود، یک مهمان ناشناخته‏‌ای نبود، یک مهمان شناخته شده بود. بعد فرمود: می‌دانید مَثَل من مَثَل کیست؟ مَثَل آن عاشقی است که به دنبال مطلوب و معشوق خودش می‌رود و او را می‌یابد. مَثَل من مَثَل آن تشنه‌ای است که در یک شب تاریک دنبال آب می‌رود ناگهان آب را پیدا می‌کند، چقدر خوشحال می‌شود! گفت: @atna_ir
5⃣ دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند وندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی‏ آن شب قدر که این تازه براتم دادند اصحابش می‌آمدند: بله یا امیرالمؤمنین برای شما چنین است ولی بعد از شما ما دیگر چه خاکی به سرمان بریزیم؟ در شب نوزدهم، بچه‌های علی احساس کرده بودند که امشب یک شب دیگری است، چون حضرت یک وضع خاصی داشت، گاهی بیرون می‌آمد به آسمان نگاه می‌کرد و برمی‌گشت، و آن شب را هم علی تا صبح نخوابید. بچه‌ها هر کدام به خانه خودشان رفته بودند. امیرالمؤمنین مصلایی دارد یعنی یک اتاقی در منزلش دارد که در آنجا نماز می‌خواند و عبادت می‌کند. فرزند بزرگوارش حسن بن علی علیه السلام که به خانه خود رفته بود، قبل از طلوع صبح از خانه خودش مراجعت کرد، آمد خدمت پدر بزرگوار، رفت به مصلای پدر، دید علی نشسته است و مشغول عبادت است. علی علیه السلام جریانی را که در آن شب برایش رخ داده بود برای فرزندش حسن نقل کرد. فرمود: پسر جان! دیشب من همین‌طور که نشسته بودم (یعنی من دیشب نخوابیدم، بستر نینداختم) چشم مرا خواب گرفت. در یک لحظه و به یک سرعت عجیبی در همان عالم رؤیا من پیغمبر اکرم جدّ شما را دیدم: مَلَکتْنی عَینی وَ انَا جالِسٌ فَسنَحَ لی رَسولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلِهِ‏ چشمم (خواب) بر من مسلط شد، همان طوری که نشسته بودم یک لحظه پیغمبر را دیدم. تا پیغمبر را دیدم فوراً شکایت امت را به او عرض کردم. عرض کردم: یا رسولَ اللهِ ماذا لَقیتُ مِن امَّتِک مِنَ الْاوَدِ وَ اللَّدَدِ یا رسول الله! من از دست این امت تو چه‌‏ها کشیدم و این امت تو چقدر خون بر دل من وارد کردند! یا رسول الله از دشمنان خودم به تو بگویم... «1» @atna_ir
پایان قسمت چهارم وپایانی فصل دوم کتاب آزادی معنوی شهیدمطهری ره 👆👆 @atna_ir
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
#پیام_صبحگاهی 🔹انقلابی‌گری برخلاف نظر و تبلیغ برخی‌ها، تندروی نیست بلکه انقلابی‌گری یعنی «عادلانه، خردمندانه، دقیق، دلسوزانه، منصفانه، قاطعانه و بدون رودربایستی عمل کردن». ۱۳۹۵/۴/۹ 👈آموزشهای تمدن ساز @atna_ir
☀️هرروزبایک داستان تمدن ساز ✍امام باقر و مرد مسیحی‏ امام باقر، محمدبن علی بن الحسین علیه السلام، لقبش «باقر» است. باقر یعنی شکافنده. به آن حضرت «باقرالعلوم» می‌گفتند، یعنی شکافنده دانشها. مردی مسیحی، به صورت سخریه و استهزاء، کلمه «باقر» را تصحیف کرد به کلمه «بقر» یعنی گاو، به آن حضرت گفت: «انت بقر» یعنی تو گاوی. امام بدون آنکه از خود ناراحتی نشان بدهد و اظهار عصبانیت کند، با کمال سادگی گفت: «نه، من بقر نیستم، من باقرم.». مسیحی: تو پسر زنی هستی که آشپز بود. •.شغلش این بود، عار و ننگی محسوب نمی‌شود. 👇ادامه👇 @atna_ir
👆ادامه👆 •.مادرت سیاه و بی‏شرم و بدزبان بود. •.اگر این نسبتها که به مادرم می‌دهی راست است خداوند او را بیامرزد و از گناهش بگذرد، و اگر دروغ است از گناه تو بگذرد که دروغ و افترا بستی. مشاهده این همه حلم از مردی که قادر بود همه گونه موجبات آزار یک مرد خارج از دین اسلام را فراهم آورد، کافی بود که انقلابی در روحیه مرد مسیحی ایجاد نماید و او را به سوی اسلام بکشاند. مرد مسیحی بعداً مسلمان شد[1] بحارالانوار، جلد 11، حالات امام باقر، صفحه 83. ↩ @atna_ir
☀️مدیریت اسلامی(درس ششم) ✍سعه صدر: دارای سعه صدر باشد تا بتواند مشکلات و دشواری ها را تحمل کند، آرا و عقاید گوناگون را بشنود و زیر مجموعه خود را درک کند. می فرماید: آله الریاسه سعه الصدر؛ حکمت 176؛ ابزار ریاست و سروری، سینه فراخی و سعه صدر است. 👈آموزشهای تمدن ساز @atna_ir
☀️سبک زندگی اسلامی(سلوک عارفانه) ✍آیت الله شاه آبادی(ره) دراحوالاتشان نقل شده است که ایشان باهمسرشان خیلی خوب ومودبانه رفتارمی کردند.وهمیشه بالفظ(خانم)ایشان راصدامی زدند.رفتارشان بافرزندان به گونه ای بودکه هیچ تفاوتی بین بچه هانمی گذاشتند.وبچه هایشان راهرچندکوچک بودنداماکوچک نمی شمردند 🔷🔸🔷🔸🔷🔸🔷🔸 پ.ن:‌رفتاربزرگان برگرفته ازسیره اهل بیت علیهم السلام است وازدستورات اسلامی که درذیل به آن می پردازیم 1⃣امام صادق ( علیه السلام) به نقل از پدر بزرگوارشان می فرمایند: «من اتخذ امراة فلیکرمها فانما المراة لعبة فمن اتخذها فلا یضیعها» ;  هر کس زنی بگیرد، باید احترامش کند . زن شما لعبت و دلبر است; هر کسی لعبتی به دست آورد، نباید آن را ضایع سازد .(مجلسی، بحارالانوار، ج 100; پیشین، باب 2، ص 224، حدیث 5) 2⃣پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «اعدلوا بین اولادکم کما تحبون ان یعدلوا بینکم» (بحارالانوار ج۲۳ ص۱۱۳)؛ (بین فرزندان خود به عدالت رفتار نمایید همان طور که دوست دارید دیگران با شما به عدالت رفتار کنند)‌ 👈آموزشهای تمدن ساز @atna_ir