اما عزیزِ من فکر میکنم تا ابد دلتنگت خواهم ماند و این مرا میترسناند و ته دلم را برایِ دوست داشتنت خالی از مهر میکند.
در نامهای که پس از مرگ بر بالینش یافتند، نوشته بود:
«نشد که اندوه را به پایان برسانم، خود را به پایان رساندم.»
جداً آدمیزاد عجیبه، گاهاً گونهای باهات برخورد میکنه که از فرط خوشحالی روی زمین بند نیستی و گاهاً واژگونه طرز رفتار و صحبتش میتونه خراشههای رقتباری روی روانت، یادگاری جا بذاره.
زنانشرقی.
سبزی پاک کردن و غیبت با خاله کوچیکه و همزمان گوش دادن به آهنگِ ستارهی ویگن، از فرحبخشترین قسمته
. ویگن .بیستاره.mp3
زمان:
حجم:
8M
رویم ای دل به دنیایی که رنگ غم ندیده،
به دنیایی که رنگ حسرت و ماتم ندیده!
یعنی «مثل تموم عالم حال منم خرابهی مهستی» رو بذارم چنل، شما هم گوش میدین و فارق میشید؟ جداً شما با سلیقهی من سازگاری دارید؟
حقیقتاً غم آدم مقدسه، عزیزه و مکرمه. غم اصالت داره، حرمت داره،
قدمت داره، مهابت داره. آدم غمدیده ارج و احترام داره، در عجبم چه طور بعضی از افراد میتونند به سادگی غم آدمها رو کوچیک بشمردن و غصهشون و خوار و خفیف جلوه بدن و جوری با حرفاشون نیش و کنایه بزنند به جونت که تنت از درد بیمهریها تا خود نصف شب لزر و تشویش بگیره.
تموم روزهایی که به یک مو وصل بودم، از همون یک تیکه مو خودم و بالا کشیدم، دوباره لبخند زدم و جوری وانمود کردم که گویی درختهای بیدمجنون هم شکوفه میدن.
به جای چای با بیسکویت، هر روز صبح مقدار زیادی غم با چاشنی افسردگی، کنار چای و شکر قورت میدم.
جناب درویش حبهی قند و نمیدونم، ولی عجیب نجیبزادهایست این غم که تمام آدمکها رو رها کرده، مثل یک دوست خوب چسبیده به من و جدا نمیشه، وفاداره، خیلی وفادار.