زنانشرقی.
سبزی پاک کردن و غیبت با خاله کوچیکه و همزمان گوش دادن به آهنگِ ستارهی ویگن، از فرحبخشترین قسمته
. ویگن .بیستاره.mp3
زمان:
حجم:
8M
رویم ای دل به دنیایی که رنگ غم ندیده،
به دنیایی که رنگ حسرت و ماتم ندیده!
یعنی «مثل تموم عالم حال منم خرابهی مهستی» رو بذارم چنل، شما هم گوش میدین و فارق میشید؟ جداً شما با سلیقهی من سازگاری دارید؟
حقیقتاً غم آدم مقدسه، عزیزه و مکرمه. غم اصالت داره، حرمت داره،
قدمت داره، مهابت داره. آدم غمدیده ارج و احترام داره، در عجبم چه طور بعضی از افراد میتونند به سادگی غم آدمها رو کوچیک بشمردن و غصهشون و خوار و خفیف جلوه بدن و جوری با حرفاشون نیش و کنایه بزنند به جونت که تنت از درد بیمهریها تا خود نصف شب لزر و تشویش بگیره.
تموم روزهایی که به یک مو وصل بودم، از همون یک تیکه مو خودم و بالا کشیدم، دوباره لبخند زدم و جوری وانمود کردم که گویی درختهای بیدمجنون هم شکوفه میدن.
به جای چای با بیسکویت، هر روز صبح مقدار زیادی غم با چاشنی افسردگی، کنار چای و شکر قورت میدم.
جناب درویش حبهی قند و نمیدونم، ولی عجیب نجیبزادهایست این غم که تمام آدمکها رو رها کرده، مثل یک دوست خوب چسبیده به من و جدا نمیشه، وفاداره، خیلی وفادار.
انقدر این روزها واژهی امید و تو دهنم چرخوندم و حرف از آینده زدم که اگه رشتههام پنبه بشن، تنها مکانیسم دفاعیم پرت کردن خودم از پشتبوم خونه است.
روزی در این رودخانهی مرداب صفت، چال میکنم تن لش آنان، که زلالی وجودم فدای نادانیشان شد.
/ ژانویهٔ دوهزار و بیست و چهار.