جایی آنسوی آخرین تپه، جایی که آسمان پیش از تاریک شدن لباس صورتیاش را از تن درمیآورد، موجودات کوچکی زندگی میکنند که دندانهای سفیدشان را شبها کنار پنجره میگذارند تا ماه برایشان بال ببافد. میگویند هر دندان، تکهای از کودکیست که دیگر قرار نیست برگردد؛
اما در آن سرزمین، هیچچیز واقعاً گم نمیشود. هر خاطرهای که از دست میرود، جایی میان ابرها خانهای برای خودش پیدا میکند و هر خندهی فراموششده، به شکل ستارهای کوچک در آسمان روشن میماند.
صبحها، وقتی مه هنوز روی چمنها خوابیده، بالها آرامآرام باز میشوند و صاحبانشان برای پیدا کردن رؤیاهایی که شب قبل گم کردهاند، میان جنگلهای آبی پرواز میکنند.
شاید بعضی چیزها باید از ما جدا شوند تا شکل جادوییتری به خودشان بگیرند؛ مثل کودکی که از دستمان میرود و روزی، در قالب دو بال سفید، دوباره پشت شانههایمان برمیگردد. ⸳⭑ࣶࣸ ֺ🦷
آرزو میکنم در ناباورانهترین حالت زندگیتون، اون اتفاق قشنگی که فکرش هم نمیکنید بیفته .
هدایت شده از Girl Secrets
لنگوئج لـ ָ࣪ ꩜ ˖zـزبیـ ָ࣪ b꩜ ˖ـن🤫💞
بهجای آنلاین میزنه آمادهی قیـ ָ࣪ ꩜ ˖ـچی ✂️❗️
آفلاین؟تازه توی بـbـ ָ࣪ ꩜ ˖ـغلم بود🫣🔥
واسه تایپینگ میزنه | داره اعتـtـ ָ࣪ ꩜ ˖راف میکنه🤭♨️
واسه سیو مسیج نوشته خاطرات من و دوسـsـ ָ࣪ ꩜ ˖ت دختــ ָ࣪ ꩜ r˖ـرم ָ࣪ 🫡 ˖
http://eitaa.com/joinchat/191301139Ce5de8e25f6
ظرفیـت محدود🔥❗️