جایی آنسوی آخرین تپه، جایی که آسمان پیش از تاریک شدن لباس صورتیاش را از تن درمیآورد، موجودات کوچکی زندگی میکنند که دندانهای سفیدشان را شبها کنار پنجره میگذارند تا ماه برایشان بال ببافد. میگویند هر دندان، تکهای از کودکیست که دیگر قرار نیست برگردد؛
اما در آن سرزمین، هیچچیز واقعاً گم نمیشود. هر خاطرهای که از دست میرود، جایی میان ابرها خانهای برای خودش پیدا میکند و هر خندهی فراموششده، به شکل ستارهای کوچک در آسمان روشن میماند.
صبحها، وقتی مه هنوز روی چمنها خوابیده، بالها آرامآرام باز میشوند و صاحبانشان برای پیدا کردن رؤیاهایی که شب قبل گم کردهاند، میان جنگلهای آبی پرواز میکنند.
شاید بعضی چیزها باید از ما جدا شوند تا شکل جادوییتری به خودشان بگیرند؛ مثل کودکی که از دستمان میرود و روزی، در قالب دو بال سفید، دوباره پشت شانههایمان برمیگردد. ⸳⭑ࣶࣸ ֺ🦷
آرزو میکنم در ناباورانهترین حالت زندگیتون ، اون اتفاق قشنگی که فکرش هم نمیکنید بیفته .
هدایت شده از - 𝘈𝘸𝘢𝘳𝘢
706.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارادت،
خ•طره های خاکب••رسر••یتون رو تعریف کنید. 👺💢
https://abzarek.ir/service-p/msg/5502615
آمار 1250ر'ز رو میزارم.
https://eitaa.com/joinchat/2270103221Cacd71e9ec2
هدایت شده از For
ر.مز هر سه تا ناشناسمون 2627 بزنید👺😾
https://eitaa.com/joinchat/1033832086C1a1edf0be1
زود بیا ذخیره کن الان میپاکم.