مِھرَبـٰانۍ👧🏻🍓
رادَرچِھرِهۍِفِرِشتِہاۍدیدَم🧘🏻♀🚎
ڪِہنـٰامَشرِفیقاَستۅھُنَرَشرِفـٰاقَت.
ْ 𖥔 ࣭ ْ ࣭ ๋ ࣭
⿻بای گرلم 🩰✨↶⋆
⿻فعالیت #اد_نازگل تموم میشه گرلم🩰✨↶⋆
⿻فعالیت اکلیلی مون تموم شد 🩰✨↶⋆
⿻قصرمون🩰✨↶⋆
⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🩰✨↶⋆
استوری جدید « پسرکمون »🤍
𝑵𝒐 𝒄𝒐𝒑𝒚𖧧🍪
𝑷𝒍𝒂𝒔𝒆 𝒇𝒐𝒓𝒘𝒂𝒓𝒅𖧧🤏🏾
𝑩𝒂𝒓𝒂𝒚𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒉𝒂𝒏𝒐𝒐𝒛 𝒈𝒉𝒂𝒔𝒉𝒏𝒈𝒆 𝒅𝒊𝒅𝒂𝒏𝒆𝒕𖧧🦌✨
𝑱𝒐𝒊𝒏 : [ 𖧧 @avahaamim 𖧧 ] 🤎
استوری جدید « پسرکمون » 🤍
𝑵𝒐 𝒄𝒐𝒑𝒚𖧧🍪
𝑷𝒍𝒂𝒔𝒆 𝒇𝒐𝒓𝒘𝒂𝒓𝒅𖧧🤏🏾
𝑩𝒂𝒓𝒂𝒚𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒉𝒂𝒏𝒐𝒐𝒛 𝒈𝒉𝒂𝒔𝒉𝒏𝒈𝒆 𝒅𝒊𝒅𝒂𝒏𝒆𝒕𖧧🦌✨
𝑱𝒐𝒊𝒏 : [ 𖧧 @avahaamim 𖧧 ] 🤎
⿻های گرلم 🦢✨↶⋆
⿻فعالیت #اد_مهلا شروع میشه گرلم🦢✨↶⋆
⿻بریم برای فعالیت اکلیلی گرلم🦢✨↶⋆
⿻قصرمون🦢✨↶⋆
⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🦢✨↶⋆
“حٰامیم~𝑴𝒖𝒔𝒊𝒄*+🤎 فور؟عزل
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:57 Fasl:1 همه روی کاناپه نشسته بودن و حامی و آوین هم سر میز ناهارخوری
★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:58
Fasl:1
گندم لبخند زد
لبخند پر از گرم او در سن جدید
تاریخ: 2/27/_ _ _ _
حامی هنوز درگیر داد آوین بود..
ولی سعی میکرد که ذهنش را زیاد درگیر اون داد نکند
حامی دستش را از بین موهای فرش رد کرد
حامد:به به خواهرمو🤏🏻🎀
گندم:بعله😌🤞🏻
جانا:خب نظرتون چیه که الان دیگه عکس بگیریم🦦
حامی:___
اوین:اره اره
گندم رفت و پشت میز ایستاد
اوین هم رفت کنارش
اوین:اول من تنها بگیرم بعد حامی توهم بیا
حامی سرش را کج کرد...
گندم:کی عکس میگیره؟
جانا:حامی میگیری؟
حامی:خودت بگیر
جانا:بگیر دیگه
حامی:باشه😉
حامی گوشیش رو برداشت و روبرو دکور ایستاد
حامی:اماده اید
اوین:وایسا موهام خوبه؟!
حامی:عالی😀
اوین:خب بگیر..😊
حامی:یک؛دو؛سه...تیک📸
اوین:یکی دیگه..
حامی:حله..
دوباره چندتا عکس به عنوان یادگاری🎀
حامی اومد وایساد کنارش اوین ،دستش را دور کمر آوین حصار کرد
سه لبخند در قاب موبایل
کلیک دکمه عکس
عکاس هم جانا 🤡
نگاه حامد به جانا رد و بدل میشد
گاهی به جانا و گاهی به همه
الان نوبت جانا شد
جانا و گندم گنار هم ایستادن
حامی:یک...دو...سه!
_📸
جانا شال را از روی سرش برداشت و روی مبل انداخت
موهای نیمه فِرَش را دور ریخت
اینبار جانا حجاب کامل نداشت
حامی کمی اخم کرد
و بعد از 2 ثانیه گفت:جاناا(نیمه داد)
جانا:چی؟!
حامی با اشاره به جانا حرفش را رسوند
جاناشالش را دورش انداخت اما حامی اخم ادامه داشت
الان نوبت خواهر و برادر بود👫
کنار هم ایستادن و عکس گرفته شد
الان عکس های تکی گندم ادامه داشت🤳🏻