eitaa logo
زیـبـآیـے نـور☀️
696 دنبال‌کننده
5هزار عکس
2.9هزار ویدیو
11 فایل
𝑩𝒂𝒓𝒂𝒚𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒉𝒂𝒏𝒐𝒐𝒛 𝒈𝒉𝒂𝒔𝒉𝒏𝒈𝒆 𝒅𝒊𝒅𝒂𝒏𝒆𝒕𖧧🌕 𝑳𝒆𝒂𝒕𝒉𝒆𝒓 1:[𖧧 @HaamimS1376 𖧧]🌼 𝑳𝒆𝒂𝒕𝒉𝒆𝒓 2 : [𖧧 @GandomAg92 𖧧]🌼 𝑺𝒕𝒂𝒓𝒕 :1404/9/4𖧧🐥 𝑶𝒖𝒓 𝒄𝒐𝒅𝒆 : 319𖧧✨🎫 𝑶𝒖𝒓 𝒉𝒐𝒖𝒔𝒆 : [𖧧 @avahaamim 𖧧]💛
مشاهده در ایتا
دانلود
پرامپت عکس با نیما تکیدو 😍😶
« استوری جدید پسرکمون🥺 » امید وارم که بهترین لحظه ها رو تو بهترین شهر ها و بهترین شب ها کنار هم سپری کنیم🤍✨🫀 𝑵𝒐 𝒄𝒐𝒑𝒚𖧧🌕 𝑷𝒍𝒂𝒔𝒆 𝒇𝒐𝒓𝒘𝒂𝒓𝒅𖧧🌼 𝑩𝒂𝒓𝒂𝒚𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒉𝒂𝒏𝒐𝒐𝒛 𝒈𝒉𝒂𝒔𝒉𝒏𝒈𝒆 𝒅𝒊𝒅𝒂𝒏𝒆𝒕𖧧🐥✨ 𝑱𝒐𝒊𝒏 : [ 𖧧 @avahaamim 𖧧 ]💛
کنسرت حامیم شیراز مجموعه داووس منبع:روبیکا 𝘏ꪖsꫝꪖᧁ ↝ ֺ ָ ᗪoꪀ't Ꮯopƴ ¦ J𝚞s𝗍 foɾᥕᥲɾᦔ 🎹𝇁𝇃 مݩ شب تاࢪمو ٺوهم شدۍ ماه‍‌‍‌ﻤو🤍 ^᪲᪲᪲.  .⋆ᒍ᥆Ꭵᥰ ; @Haamim1998 🐈‍⬛️⊹ ᳝
شهر هایی که حامیم کنسرت داره📍📰 قزوین شیراز مازندران تبریز اصفهان یزد تهران شب هایی به یاد ماندنی🤍 @avahaamim
خب قشنگااااا ی خودم 🎀
من برم و بیام براتون کلی فعالیت کنم 🌕
خب بریم اول برای اون چند تا درخواست از پارت یک تا اینجایی که هستیم بزاریم
⿻ه‍‌ای‍‌ گ‍‌رل‍‌م‍‌🍓🌱 ↶⋆ ⿻ف‍‌ع‍‌ال‍‌ی‍‌ت‍‌ ش‍‌روع‍‌ م‍‌ی‍‌ش‍‌ه‍‌ گ‍‌رل‍‌🍓🌱↶⋆ ⿻ب‍‌ری‍‌م‍‌ ب‍‌رای‍‌ ف‍‌ع‍‌ال‍‌ی‍‌ت‍‌ اک‍‌ل‍‌ی‍‌ل‍‌ی‍‌ گ‍‌رل‍‌م‍‌🍓🌱↶⋆ ⿻ق‍‌ص‍‌رم‍‌ون‍‌🍓🌱↶⋆ ⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🍓🌱↶⋆
رمان نیمه ای از قلب💙 با حضور ✨ آوین نصیری آریانا نصیری فرشته نادری رضا نصیری حامی صالحی جانا صالحی لیلا محمدی حمید صالحی و ... تیکه ای از رمان : حامی : می تونم فردا شب تو پارک ببینمتون؟ آوین : اووم باشه مشکلی ندارم حامی : پس ساعت 19 اونجا باش آوین : باشه حتمآ،با اجازه حامی : خدانگهدار آوین : خدافظ حامی : ............ برای ادامه ی رمان پس داخل چنلمون باشید🫐 قصرمون ؟ https://eitaa.com/avaHAAMiM
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:1 Fasl:1 از زبان حامی صبح که از خواب بلند شدم یه حس عجیبی داشتم دیدم گوشیم زده تماس بی پاسخ از آرش زنگش زدم مکالمه ی آرش و حامی حامی « + » آرش « ــــ » +الو سلام داداش _سلام داش کجایی +خونه _کِی میای +برم قهوه بخورم و بیام _باشه دادا مزاحمت نمیشم +مراحمی فعلا _خداحافظ _______ آماده شدم و به سمت کافه حرکت کردم وقتی وارد شدم یهو یه دختری رو دیدم نه اسمشو میدونستم نه فامیلش انگار که باریستا بود نشستم اومد کنارم همون لحظه قلبم تند تند تپید گفت:چی میل دارید حامی:یه قهوه لطفا(و همین حور بهش زل زده بودم) باریستا : باشه حتمآ چند دقیقه بعد قهوه رو آورد و گفت:بفرمایید حامی:مرسی باریستا:عه شما خواننده نیستید...حامیم حامی:بله خودمم باریستا:خوشبختم من یکی از طرفدار هاتون هستم همیشه میادید این کافه؟ حامی:بله ولی شمارو ندیدم باریستا:من روز اول کاریم هست ببخشید باید برم قهوه رو خوردم و رفتم پولش رو پرداخت کنم💳 حامی:بفرمایین کارتو کشیدم و نشستم تو ماشین همش به اون فکر میکردم تا رسیدم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ استودیو زنگ زدم مهراد در رو باز کرد مهراد:بَه آقای خواننده حامی:سلامم به همه همگی :سلام خانی:داداش چه خبر حامی:سلامتی حامی:خانم عباسی اینجا رو یکم کج زدید میخوام نور به اینطرف باشه خانم عباسی:سلام استیچ چطوره حامی:خوبه،ولی این کار که گفتم رو انجام بدید خانم عباسی نقشه رو نشونش داد و گفت:ما داریم طبق این نقشه استیچ رو درست میکنیم حامی:بله عالیه تقریبا ساعت10:15 صبح بود دیدم گوشیم داره زنگ میخوره مامان لیلا بود جوابشو دادم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مکالمه حامی و لیلا حامی « + » لیلا « ــــ » ـــ سلام پسرم +سلام مامان ــــ حامی مامان کجایی +استودیو......واسه ات بلیت بگیرم ـــــ بگیر مامان سانس چندم +سانس اول ردیف اول ــــ دستت درد نکنه‌....مزاحمت نمیشم +این چه حرفیه کاری نداری ــــ نه مامان خداحافظ مکالمه به پایان رسید