eitaa logo
𝗛𝗮𝗮𝗺𝗶𝗺 𝗛𝗲𝗮𝘃𝗲𝗻🤍
686 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
3.3هزار ویدیو
11 فایل
𝗘𝘃𝗲𝗿𝘆 𝗻𝗼𝘁𝗲 𝗵𝗮𝘀 𝗮 𝗽𝗹𝗮𝗰𝗲 𝗵𝗲𝗿𝗲🤍 𝗠𝗲𝟭: @HaamimS1376 🪩 𝗠𝗲𝟮: @GandomAg92 🪩 𝗦𝘁𝗮𝗿𝘁: 1404/9/4🔗 𝗢𝘂𝗿 code:319🎧 𝗝𝗼𝗶𝗻: @avahaamim ☁️
مشاهده در ایتا
دانلود
آوین ریپم طبق معمول گپ بزن دوباره😂✨
همسایه می خوام 🤍 آمارم : 600+ ✨ آمارت : 100+ ✨ اگه اوکیی بیا پی 🤏🏾 من ؟ @HaamimS1376 خونمون ؟ @avahaamim
تازه نشر 🍓 𝗔 𝗺𝗼𝗺𝗲𝗻𝘁 𝗳𝗿𝗼𝗺 𝗵𝗶𝘀 𝘄𝗼𝗿𝗹𝗱🤍 𝗡𝗼 𝗰𝗼𝗽𝘆🪩 𝗣𝗹𝗮𝘀𝗲 𝗳𝗼𝗿𝘄𝗮𝗿𝗱✔️ 𝗪𝗲𝗹𝗰𝗼𝗺𝗲 𝘁𝗼 𝗛𝗮𝗮𝗺𝗶𝗺𝘀𝗲𝗰𝗿𝗲𝘁🎧 𝗝𝗼𝗶𝗻: @avahaamim ☁️
تازه نشر 🌕 𝗔 𝗺𝗼𝗺𝗲𝗻𝘁 𝗳𝗿𝗼𝗺 𝗵𝗶𝘀 𝘄𝗼𝗿𝗹𝗱🤍 𝗡𝗼 𝗰𝗼𝗽𝘆🪩 𝗣𝗹𝗮𝘀𝗲 𝗳𝗼𝗿𝘄𝗮𝗿𝗱✔️ 𝗪𝗲𝗹𝗰𝗼𝗺𝗲 𝘁𝗼 𝗛𝗮𝗮𝗺𝗶𝗺𝘀𝗲𝗰𝗿𝗲𝘁🎧 𝗝𝗼𝗶𝗻: @avahaamim ☁️
هدایت شده از 𝗸𝗵𝗮𝗸𝗲𝘀𝘁𝗮𝗿
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هنوز باورم نمیشه . . .🥲💔 ⭑  𝐉͠𝗼𝗶͟𝗻 𝗨͟𝘀 : 𝗸𝗵𝗮𝗸𝗲𝘀𝘁𝗮𝗿
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استوري جدید جناب صالحی 🛐. 𝗔 𝗺𝗼𝗺𝗲𝗻𝘁 𝗳𝗿𝗼𝗺 𝗵𝗶𝘀 𝘄𝗼𝗿𝗹𝗱🤍 𝗡𝗼 𝗰𝗼𝗽𝘆🪩 𝗣𝗹𝗮𝘀𝗲 𝗳𝗼𝗿𝘄𝗮𝗿𝗱✔️ 𝗪𝗲𝗹𝗰𝗼𝗺𝗲 𝘁𝗼 𝗛𝗮𝗮𝗺𝗶𝗺𝘀𝗲𝗰𝗿𝗲𝘁🎧 𝗝𝗼𝗶𝗻: @avahaamim ☁️
استوري جدید جناب صالحی 🛐. 𝗔 𝗺𝗼𝗺𝗲𝗻𝘁 𝗳𝗿𝗼𝗺 𝗵𝗶𝘀 𝘄𝗼𝗿𝗹𝗱🤍 𝗡𝗼 𝗰𝗼𝗽𝘆🪩 𝗣𝗹𝗮𝘀𝗲 𝗳𝗼𝗿𝘄𝗮𝗿𝗱✔️ 𝗪𝗲𝗹𝗰𝗼𝗺𝗲 𝘁𝗼 𝗛𝗮𝗮𝗺𝗶𝗺𝘀𝗲𝗰𝗿𝗲𝘁🎧 𝗝𝗼𝗶𝗻: @avahaamim ☁️
⿻ه‍‌ای‍‌ گ‍‌رل‍‌م‍‌ 🍋🌿↶⋆ ⿻ف‍‌ع‍‌ال‍‌ی‍‌ت‍‌ ش‍‌روع‍‌ م‍‌ی‍‌ش‍‌ه‍‌ گ‍‌رل‍‌🍋🌿↶⋆ ⿻ب‍‌ری‍‌م‍‌ ب‍‌رای‍‌ ف‍‌ع‍‌ال‍‌ی‍‌ت‍‌ اک‍‌ل‍‌ی‍‌ل‍‌ی‍‌ گ‍‌رل‍‌م‍‌🍋🌿↶⋆ ⿻ق‍‌ص‍‌رم‍‌ون‍‌🍋🌿↶⋆ ⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🍋🌿↶⋆
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:100 Fasl:1 برگزاری جشن.... حامی با کیک به جمع پیوست همه:هوووووو🥳 حامی کیک رو روی میز قرار داد و شمع هارو روشن کرد همه:10..9..8..7..6..5..4..3..2..1 آوین شمع را فوت کرد همه:تولد تولد تولدت مبارک بیا شمعارو فوت کن تا ۱۰۰ سال زنده باشی👏🏻🫶🏻 ....... موقع کادو ها... حامی با یه باکس گل و کادو وارد شد اوین:حامی حامی:جونم اوین نمیدونست چی بگع.. حامی:تولدت مبارک ملکه من اوین نگاهی به باکس و بعد به چشم‌های حامی کرد حامی بوسه ای روی سر اوین کاشت بوسه ای پر از عشق و محبت🩷 اوین:دستت دردنکنه حامی:فداتشم...ملکه جانا جعبه ای کادو(ساعت) رو به اوین داد -:بفرما..ملکه‌ی حامی اوین:مرسی😄 و بقیه کادو ها..... اهنگ زیاد بود..و همه درحال خوردن کیک تولد بودن.. حامی:خب دیگه فردا یادتون نره..عروسی ما بیاین فرید:نه یادمونه😁 حامی:یادت نرههه😆 فرید:مگه میشه ما نیایم😌🙌🏻 حامی:اره..چیز نه ارش:باید باشیم.. کیوان:اول همه ما میایم حامی:قدمتون روی چشم🫶🏻 ارش:این شد😆♥️ حامی:😄😄 ............. پایان تولد... [خونه حامی] حامی:خب ملکه من..شما ساعت چند بدنیا اومدی؟ اوین:00:00🥹🩷 حامی:اخه.. اوین:تو چی حامی:شاید باورت نشه اما منم 00:00 اوین:اوووو چه شباهتی حامی:شباهت هامون زیاده اما تو خوشگلی شما متفاوتی یعنی تکی🩵 اوین:حامی کی گفته من قشنگ تر از توعم.؟تو خیلی هم قشنگی حامی:خب تو یکم‌که هیچی خیلی زیاد خوشگل تر از منی اوین:نشنوماااا حامی:چیوو😂 اوین:🙄 حامی:ولش کن بیا بریم بخوابیم اوین:تو برو منم میام حامی:باشه...شبت بخیر✨ اوین:شب‌توهم بخیر حامی رفت و اوین موند و کلی خاطره خاطره هایی از تولدش توی این ۲۶ سال روزی که ۸ سالش میشد..کادو دوچرخه گرفت..دوچرخه ای که الان توی انباری خونه رضا ایناس؛هرموقع نگاه اون دوچرخه میکنه توی ذهنش خاطره هایی نقش میبنده روز هایی که با دوست صمیمیش گندم با دوچرخه های صورتی‌شان توی کوچه بازی میکردن..روزهای اول که گندم داشت کم‌کم با اوین دپچرخه سواری را یاد میداد...روزی که اوین با دوچرخه صورتی‌اش روی زمین افتاد که صدای گندم باعث ارام شدن اوین شد... ولی دیگه اون حس های خوبی تکرار نشد رابطه‌شان خوبه اما حس کودکی‌شان میان بادهای زمستان گمشده اما گاهی اوقات اون حس کودکی تنها شیرینی این زندگی است اوین هرموقع البوم بچگی هایش رو باز میکنه عکس های تولدش،دوچرخه صورتی‌ش،فرم مدرسه،مسافرت و .... جلوی چشمش میاد و خاطره هارو زنده میکنه و البوم‌نمیزاره که خاطره های خوب اوین میان هزاران تا خاطره گم شود..و فقط خاطره های بدش توی ذهنش باشد؛ از زبان‌اوین: هعی....اوین چقدر بزرگ شدی دختر...یادته ارزوی پوشیدن لباس عروس داشتی؟ فردا روزش میرسه..ارزویی که هزار بار با لباس عروس کوچکم میخواستم براورده کنم اما نشد همین فردا براورده میشه🥹 به فردا که فکر میکنم استرس میگیرم اوین نگاهی به ساعت کرد عه ساعت ۱ شبه..اوین بلند شد و به سمت اتاق رفت حامی چشمانش باز و به سقف خیره شده بود اوین:چرا نخوابیدی حامی:خوابم نمیبره‌‌.. اوین:چرا حامی:بدون تو اوین:خب الان اومدم بخوابیم؟ حامی:بخوابیم