اگه دعوام نمیکنید میشه اجازه بدین یه دو هفته دیگه اتش بس باشه من درس بخونم ؟
تنخدا به ما کنکوریا رحم کنید 🫠
«یه فرشته برام اینو گذاشته -»
.
.
کتابخونه ی اتاق وسطی جاییه که هیچ کسی جرات نداره سراغش بره چون یه روز کامل تورو تو خودش غرق میکنه
از دنیا که گریزون میشم اجبارا خودمو مشغول در اوردن وسیله هایی میکنم که 20 ساله دست نخوردن
تمیزشون میکنم
لای کتابا رو به امید یافتن گلای خشک شده یا یادداشتای عجیبش باز میکنم و دوباره دقیقا همون سرجاش میذارم
خلاصه ساعتها من محو خاطره هاییم که ندیدم
این دفعه از بین کتابای چلیپا و جعبه های خنزل پنزلای قدیمی یه گنج پیدا شد که فکرشم نمیکردم داشته باشیمش
استادی که همیشه با شوق به کاراش نگاه میکردم حالا کتابش جلوم بود
با همه اون نقاشیا و داستانای عجیبش
مثل بچگیام که موقع دیدن یه چیز جدید تو کمدم میگفتم حتما اینو یه فرشته گذاشته، دارم رو به روی این کتاب زمزمش میکنم.