هدایت شده از پینوشت🇮🇷!
ب عنوان ی ادمی که تو بحث رسانه فعالیت دارم تا اخر عمرم مدیونم ب ایشون..
آوات
ب عنوان ی ادمی که تو بحث رسانه فعالیت دارم تا اخر عمرم مدیونم ب ایشون..
به شهید جمهورمون..
صدای خنده ی آرش ده دیقه ای که تو خونه پیچیده و معلومه قصد قطع شدنم نداره
آخه زندگی چی میتونه باشه جز همین صدای خنده ها؟؟؟...
زهرا بین صندلی من و مریم به زور خودشو جا داده
خواستیم بیاد اینجا که آروم تر حرف بزنیم و بقیه مسافرارو بیدار نکنیم
آروم سرمو تکیه میدم به شونش نگاهم میوفته به تسبیح سبز رنگ دستش
چشمامو میبندم با اون یکی دستم کتفشو نوازش میکنم
آروم آروم ماشاءالله میخونم براش و توی دلم درگوش خدا میگم:
حفظمون کنید برای هم
قول میدیم تا وقتی بهمون اجازه میدید تو راهتون قدم بذاریم