هرچقدر فکر میکنم پس حالمان کی خوب میشود میفهمم
قرار نیست حالمان خوب شود
جز با ظهور شما
ما خوب نمیشویم
تمام کوچه ها عزادارند
تمام خانه ها
تمام مردم
برادرم بود
دخترم بود
پسرم بود
دامادم بود
عروسم بود
نوه ام بود
رفیقم بود
صاحب کارم بود
پدرم بود
همسرم بود
شاگردم بود
و......
(بود)
بود یعنی حالا دیگر نیست
یعنی دیگر قرار نیست باشد
یعنی هیچ وقته هیچ وقت هییییچ وقت دیگر قرار نیست باشد و ببینمش
بود
یعنی دیگر نمیتوانم صدایش را بشنوم
لبخندش را ببینم
دیگر نمیتوانم نوازشش کنم و نوازشم کند
بود
بود
فعل
فعلی که وقتی بعدش نقطه بیاید
یعنی دیگر این جمله ادامه ای ندارد
یعنی نهاد این جمله تمام شده برای همیشه