نزدیک تر است به ما
البته که خانواده مان هستند و بین اعضای خانواده فاصله نیست
اما ما با دو دوتا چهارتای خودمان میسنجیم و میگوییم نزدیکتر است به ما
فقط باید دلت بخواهد یا اراده کنی
هرکجا که برویم
هرکجا که باشیم
دلمان که تنگ شود
نگاهی بهم میکنیم و هر دو ته نگاهمان یک جمله است
بریم قمم یه سر بزنیم؟؟؟
و هر دو ایندفعه نه با نگاه که به زبان میگوییم من که موافقم
چمدان دلمان را بر میداریم
پر میکنیم از حرف و از تمنا و از عشق
به چشم بهم زدنی در خانه اش زیر آن پنجره های رنگرنگی که سلیقهی همه دختران است نشسته ایم و نور های سبز و قرمز و آبی افتاده اند روی متنی که خط به خطاش سلام است و چمدان دل را که باز میکنیم جز اشک هایی که دانه دانه اش از عشق هست هیچچیزی از چمدان بیرون نمی آید اشک هایی که وقتی روی گونه هایمان است با آن نور های رنگ رنگی روی گونه هایمان میشود رنگین کمان