تا کلبه عروسکی ام را فروختم
یعنی تمام کودکی ام را فروختم
بابا کنار پنجره سیگار می کشید
چون من لباس پولکی ام را فروختم
از دستهای بسته بابا دلم گرفت
رفتم کلاغ عینکی ام را فروختم
مُهری بدون شرح به لبهای من زدند
من هم تمام زیرکی ام را فروختم
از بسکه روبه روی خودم آه میکشم
آئینه های برفکی ام را فروختم
جانم به لب رسید دراین عصر آتشین
تا قصه های آبکی ام را فروختم
اصلا برای اینکه فقط زندگی کنم
حتی کتاب رودکی ام را فروختم
#ماه_جان_اربابی
#آوای_دل
@avayde
┅───🍀───┅◍⃟💞❀•..
دیگر از فکر سپیدار شدن میترسم
نه،سپیدار که از دار شدن میترسم
برسر خاطره ها دست نوازش بکشید
که من از قاب به دیوار شدن میترسم
در رگ قافیه ها حادثه تزریق کنید
آخر از این همه تکرار شدن میترسم
از دل دفترتان اسم مرا خط بزنید
چونکه از شهره بازار شدن میترسم
گفته بودم به دلم دل به کسی نسپارد
بسکه از درد گرفتار شدن، میترسم
چه بخواهی چه نخواهی گل نیلوفری ام
پیش چشمان تو از خار شدن میترسم
خواب دیدم که بهار آمده گلبارانم
ولی از لحظه بیدار شدن میترسم
#ماه_جان_اربابی
#آوای_دل
@avayde
┅───🍀───┅◍⃟💞❀•..
📝
فرزند آدمم که ز سیبی گذر نکرد
پس من چگونه از لب سرخت حذر کنم؟
#مجید_ترکابادی
#آوای_دل
@avayde
┅───🍀───┅◍⃟💞❀•..
📝
شادمان گفتی از آن عاشق تنها چهخبر
خبری نیست ، بپرس از غم دنیا چهخبر ؟
خاطرم هست رقیبان پر از کینه من
همنشینان تو بودند ، از آنها چهخبر ؟
همه لبتشنه ، تو دریایی و من ماهی تنگ
از کنارآمدگان با لب دریا چهخبر ؟
زاهدی دست به گیسوی رهای تو رساند
عاشقی گفت که از عالم بالا چهخبر ؟
باز دیروز به من وعده فردا دادی
آه پیمانشکن از وعده فردا چهخبر ؟
#آوای_دل
@avayde
┅───🍀───┅◍⃟💞❀•..
📝
صد بار وعده کرد که فردا ببینماش
صد سال پیر گشتم و فردا نیامدهست
یک عمر زخم بر جگرم بود و سوختم
یکبار هم برای تماشا نیامدهست
#حامدعسکری
#آوای_دل
@avayde
┅───🍀───┅◍⃟💞❀•..
غالبا در هر تصادف میرود چیزی ز دست
لحظه برخورد چشمت با نگاهم، دل برفت ...
#حسینفروتن
#آوای_دل
@avayde
┅───🍀───┅◍⃟💞❀•..