🔻 اصل مقدم بودن تربیت عاطفی بر تربیت عقلی
در تربیت کودک، احساس و عاطفه نقش بسیار مهمی دارد. گرچه عقل و استدلال مهماند، اما در دوران کودکی اول باید دلِ کودک جذب شود. محبت، صمیمیت و ارتباط عاطفی، مسیر یادگیری و پذیرش حرفهای تربیتی را هموار میکند.
وقتی کودک احساس امنیت و محبت کند، حرفهای منطقی را هم بهتر میپذیرد. البته فقط تکیه بر احساسات هم کافی نیست؛ تربیت درست، ترکیبی از محبت، عقل و آگاهی است.
🔻اصل محبت
محبت، یکی از مهمترین پایههای تربیت کودک است. مهربانی، نرمخویی و ابراز محبت به کودک، او را به پدر و مادر یا مربی نزدیک میکند و باعث میشود حرف و رفتار آنها را راحتتر بپذیرد.
کودکی که از محبت کافی برخوردار باشد، در آینده از نظر روحی، شخصیتی و عاطفی سالمتر خواهد بود. محبت فقط یک رفتار خوب نیست؛ بلکه از حقوق مهم کودک است.
🔻 اصل اثرگذاری رفتار مربی
رفتار پدر و مادر یا مربی، خیلی بیشتر از حرفهایشان روی کودک اثر میگذارد.
کودک بیشتر از اینکه گوش بدهد، نگاه میکند و تقلید میکند. برای همین، تربیت فقط با نصیحت کردن اتفاق نمیافتد؛ بلکه کودک از سبک زندگی، رفتار، اخلاق و برخوردهای ما یاد میگیرد.
اگر پدر و مادر خوشاخلاق، صادق و محترمانه رفتار کنند، کودک هم همان رفتارها را یاد میگیرد. در واقع، بچهها بیشتر شبیه زندگی ما میشوند تا حرفهای ما.
ادامه دارد...
📚 برگرفته از کتاب تربیت کودک در اندیشه آقای شهید
https://eitaa.com/avayedel0
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 توصیه آیت الله بهجت(ره)
دعا کنید خدا دستمون رو رها نکند‼️
🎙آیت الله ملک زاده
#اللهمأذقناحلاوةعبادتکبالحسینعلیهالسلام
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
『@avayedel0』
┅✧❁☀️❁✧┅
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 یوم الترویه چه روزی است؟
📌چرا برای ما شیعیان قابل اهمیت هستش و...
#یوم_الترویه #يوم_التروية
استاد_پناهیان
#علما
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
『@avayedel0』
┅✧❁☀️❁✧┅
ویژه نامه عرفه روز دعا و نیایش
✔️مرحوم شیخ عباس قمی :
⭐️شب عرفه : «از لیالی متبرّکه و شب مناجات با قاضی الحاجات است و توبه در آن مقبول و دعا در آن شب مستجاب است. و کسی که آن شب را به عبادت بسر آورد، اجر و پاداش هفتاد سال عبادت را دارد.»
🌞 روز عرفه : «روز عرفه از اعیاد عظیمه [و بزرگ] است، هر چند به اسم عید نامیده نشده و روزی است که حق تعالی بندگانش را به عبادت و طاعت فراخوانده و سفره های جود و احسان خود را برای آنها گسترده و شیطان در این روز تحقیر و رانده شده و خشمناک است.»
#عرفه
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
『@avayedel0』
┅✧❁☀️❁✧┅
12.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📛خواندن دعای عرفه با رعایت این شرط،
تغییرات معجزهآسایی را در وجود شما رقم میزند!
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
『@avayedel0』
┅✧❁☀️❁✧┅
سفیرِغریبِکربلا..؛مسلمبنعقیل؏
-کاشنامههایکوفیان،راهِکاروانترانمیبست..
#شهادتحضرتمسلم
#عرفه
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
『@avayedel0』
┅✧❁☀️❁✧┅
گفتمسلمزیرِلبدر لحظهمرگشچنین
تازهفهمیدمعلیاز اهلکوفهچیکشید :)
#شهادت حضرت مسلم
#عرفه
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
『@avayedel0』
┅✧❁☀️❁✧┅
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✔️ سه خصوصیت مهم شب عرفه
🎙مرحوم آیت الله آقا مجتبی تهرانی
امام صادق علیه السلام: كسی كه در ماه رمضان آمرزیده نشود، تا رمضان آینده آمرزیده نگردد مگر آن كه روز عرفه را درک کند
مَن لَم يُغفَرْ لَهُ في شهرِ رمضانَ لَم يُغفَرْ لَهُ إلى مِثلِهِ مِن قابِلٍ إلاّ أن يَشهَدَ عَرَفَةَ.
#عرفه
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
『@avayedel0』
┅✧❁☀️❁✧┅
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اونا میخوان گردن بزنن !
حجتالاسلام👇
#حامد_کاشانی🎙
#سخنرانی📺
#شهادت_حضرت_مسلم(ع)🏴
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
『@avayedel0』
┅✧❁☀️❁✧┅
11.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥ذکر لبهای پر از
خونم شده خون خدا
(یا حسین کوفه میا)
زینبت را سنگباران
میکنند از بامها
(یا حسین کوفه میا)
#واحد📺
#محمود_کریمی🎙
#شهادت_حضرت_مسلم(ع)🏴
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
『@avayedel0』
┅✧❁☀️❁✧┅
آوای دღل
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💖رمان پیچک💖 قسمت۲۶ بالاخره روز دوشنبه رسید..من دیگه با هیچکس در ارتباط نبودم..نه صبوری و
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
💖رمان پیچک💖
قسمت۲۷
فرهاد با صدای بلند اسم شهاب رو صدا زد تا بلکه به خودش بیاد و جلوی زبون تند و تیزش بگیره..نیما اما مظلوم و ساکت عقب گرد کرد و از اتاق خارج شد..تا جیک لب به اعتراض باز کرد:
×خیلی تند رفتی..اون داره به ما کمک میکنه تا اشتباهاتی که ناخواسته مرتکب شده رو جبران کنه..تو که باید بدونی چقدر داغونه..این زخم زبون ها غیر از ایجاد تفرقه اونم توی موقعیت فعلی که بیشتر از هر وقتی باید متحد باشیم،هیچ ثمره ای نداره..چرا فکر میکنی فقط خودت داغ دیدی؟!!مگه اونم رفیقشو از دست نداد؟من دخترم کشته شد..داغ برادر به گرد پای داغ بچه و جگر گوشه آدم هم نمیرسه..پس اگه کسی بخواد آتیشش تندتر باشه،اون منم..
شهاب که حالا پشیمون شده بود سرش پایین انداخت..سرش رو پایین انداخت و نم اشک نشسته توی چشم های محمود خان تاجیک رو به خاطر یادآوری چهره دختر معصومش ندید..
خورشید داشت کمکم سپیده میزد..فرهاد و تاجیک خواب بودند..شهاب از پنجره زل زده بود به قامت خمیده نیما که روی سکوی روبهرو،توی محوطه مجموعه گردشگری نشسته بود..از اتاق خارج شد و کنارش نشست..
-ببخش..اصلا نفهمیدم چی دارم میگم..تو تنها کسی نیستی که مم با حرفام نیشش زدم..همین چند روز پیش فهمیدم دل یک نفر دیگه هم شکستم(اشاره به مکالمه ای که با سایه توی پارت۲۵ داشته)..من دق دلمو از صبوری سر تو خالی کردم..دروغ چرا..وقتی اون حرف ها رو بهت میزدم،انگار چیزی توی نگاهت شکست..حالت چشمهات یه جوری شد..فهمیدم دارم حرف نامربوط میزنم و تو رو متهم به چیزایی میکنم که هیچ تقصیری توشون نداری..ولی خب من عصبانی که میشم نمیفهمم چی میگم..خیلی مَشتی هستی که اون لحظه باهام گلاویز نشدی..
×نه میتونم درکت کنم..راستش وقتی اون حرف ها رو زدی منم ته دلم لرزید..منم ترسیدم که نکنه این همه زحمت بی نتیجه بمونه..احساس میکنم تو واهمه ای که توی وجود هر چهارتامون بود رو بروز دادی..ازت دلخور نیستم..بیا اتفاقات بد رو فراموش کنیم و روی عملیات تمرکز کنیم..
شهاب با لبخند دست دور گردن نیما انداخت و با هم به منظره فوقالعاده روبه روشون خیره شدن..
✨سایه✨
با سرعت توی کانال های خبری و اینترنت میگشتم ولی هیچ خبری مبنی بر دستگیری یک باند قاچاقچی مرزی نبود..وقتی وارد شرکت هم شدم همه چیز عادی بود و آرش مثل همیشه سر کار اومد..قطعا شب گذشته یعنی شبی که من از دلهره نتونستم حتی پلک بزنم،هیچ اتفاقی نیوفتاده بود..احتمالا قراره روز چهارشنبه عملیات اصلی انجام بشه..عمق وجودم غم عمیقی احساس میکردم.. بخشی از اون برای این بود که دوست داشتم این ماجرا هرچه سریعتر تموم بشه و در اولین فرصت پرونده اش بسته بشه..بخش دیگه هم که دوست نداشتم بهش فکر کنم اما راه گریزی از اون نبود،این بود که ممکن بود دیشب اتفاقاتی افتاده باشه اما خبرش درز پیدا نکرده باشه که این به معنی حذف شدن تاجیک و پسرها بود..از فکرش مورمورم شد و لرزیدم..کاش بتونم ازشون خبری بگیرم ولی در حال حاضر تنها چاره من صبر کردنه..
🌸🌸🌸🌸🌸🌸