eitaa logo
آوای دღل
430 دنبال‌کننده
3.5هزار عکس
2.1هزار ویدیو
50 فایل
📚 آوای دل جایی برای اندیشه، احساس و نگاه تازه به زندگی. از الهام و دانستنی تا تجربه و هنر — همه در یک جا. با ما همراه باشید؛ جایی که هر محتوا، صدایی از دل دارد. 🌿 https://eitaa.com/avayedel0
مشاهده در ایتا
دانلود
آوای دღل
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💗نگاه خدا💗 قسمت81 از اون روز دیگه زندگیمون عوض شد یا امیر میاومد خونمون یا من میرفتم خ
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💗 نگاه خدا💗 قسمت82 دو روز مونده بود به عروسیمون که جهیزیه مونو بردیم چیدیم همه چیزی اون طوری که دلم میخواست اتفاق افتاد شب قبل عروسی من رفتم خونه .امیر هم رفت خونشون تو اتاقم دراز کشیده بودم که مریم اومد داخل مریم : میتونم بیام داخل... - بله بفرمایین مریم اومد جلوم نشست و اشک تو چشمام حلقه زده بود مریم : ای کاش مادرت اینجا بود... - مریم جون مادرم همیشه بامنه هر کجا ،هر لحظه ،شما هم کمتر از مادر نبودین برام ( بغلش کردم ) مریم جون خیلی دوستتون دارم صبح شد و امیر اومد خونمون در حالی که من هنوز خواب بودم امیر : سارای من،سارا جان بیدار نمیشی؟ - نمیشه یه کم دیگه بخوابم ،دیشب تا صبح نخوابیدم... امیر: یعنی من تا حالا عروسی ندیدم که روز عروسیش تا لنگ ظهر خوابیده باشه.. -(چشمامو نیمه باز کردمو نگاهش کردم) مگه شما جز اسفالت و تسبیح چیزه دیگه ای هم میبینین برادر... امیر : بله که میبینیم شما کجاشو خبر داری - عع یه نمونه اشو بگین ماهم فیض ببریم برادر امیر: هووووممم بزار فکر کنم - اوووو پس نمونه خیلی داری ،از قدیم میگفتن از نترس که هایو هو دارد ،از آن بترس که سر به تو دارد ،داره به تو میگه هااا... امیر: استغفرلله ،پاشو پاشو خواستم خوابت بپره یه چی گفتم ،من میرم پایین تو هم زود بیا - اررررره جون خودت ،تو گفتی و من باور کردم،باشه برو... 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هیچوقت حسرت زندگی آدمایی که از درونشون خبر نداری رو نخور هر قلبی یه دردی داره و نحوه ابرازش هم متفاوته بعضی ها آن را توی چشمهاشون پنهان می کنند و بعضی ها توی لبخندشون ! 🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃
🍂مدهوشم از این عطر پراکندۀ سیب این است همان رایحۀ روح‌ فریب... 🍂گفتم: که شبِ فراق، طولانی شد گفتند: بخوان «اَلَیسَ صُبحُ بِقَریب»... تعجیل در فرج مولایمان صلوات 🌙
‍ ☀️بسم الله الرحمن الرحیم☀️ ✨امروز سه شنبه 11 دی 1403 هجرے شمسى🗓 29 جمادی الثانی 1446 هجری قمرے🗓 31 دسامبر 2024 ميلادى🗓 ذکر روز سه شنبه 🌷 ✨دعای برکت روز: 🍀امام صادق(ع):وقتى صبح دمید بگو: (الحَمدُللهِ فالِقِ الإِصباحِ، سُبحانَ رَبِّ المَساءِ وَالصَّباحِ، اللّهُمَّ صَبِّح آلَ مُحَمَّدٍ بِبَرَکَةٍ و عافِیَةٍ، و سُرورٍ و قُرَّةِ عَینٍ اللّهُمَّ إنَّکَ تُنَزِّلُ بِاللَّیلِ وَالنَّهارِ ما تَشاءُ، فَأَنزِل عَلَیِّ و عَلى أهلِ بَیتی مِن بَرَکَةِ السَّماواتِ وَالأَرضِ رِزقا حَلالاً طَیِّبا واسِعا تُغنینی بِهِ عَن جَمیعِ خَلقِک)َ. 📘بحار الأنوارج87/ص356 🌤أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪَ ألْـفَـرَج
آیه275🌹ازسوره بقره 🌹 الَّذِينَ :کسانی که يَأْكُلُونَ:می خورند الرِّبا:ربارا لا يَقُومُونَ :برنمی خیزند ازگور إِلَّا :مگر كَما:همان گونه که يَقُومُ :برمی خیزد الَّذِي:کسی که يَتَخَبَّطُهُ :آشفته سرمی کنداورا الشَّيْطانُ:شیطان مِنَ الْمَسِّ :براثرتماس ذلِكَ :این بِأَنَّهُمْ:بدان سبب است که همانا آنان قالُوا :گفتند إِنَّمَا:جزاین نیست که الْبَيْعُ:دادوستد مِثْلُ:همانند الرِّبا:رباست وَ أَحَلَّ:حال آنکه حلال کرده است اللَّهُ:الله الْبَيْعَ :دادوستد را وَ حَرَّمَ:وحرام گردانيده است الرِّبا :ربا را فَمَنْ :پس کسی که جاءَهُ :آمد برای او مَوْعِظَةٌ:اندرزی مِنْ :ازسوی رَبِّهِ :پروردگارش فَانْتَهى‌ :واز ربا بازایستد فَلَهُ :پس برای اوست ما :آنچه سَلَفَ :گذشته است وَ أَمْرُهُ :وکارش إِلَى اللَّهِ :با الله است وَ مَنْ :وکسانی که عادَ :به ربا خواری بازگردند فَأُولئِكَ :پس آنان أَصْحابُ :همدمان النَّارِ :آتشند هُمْ :آنها فِيها :درآن خالِدُونَ‌ :جاودانند
Mohsen Qaraati4_327849576851570959.mp3
زمان: حجم: 6.8M
آیه ۲۷۵سوره بقره 🌹🌹🌹🌹
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🧡 📖 السَّلَامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْإِمَامُ الْوَلِیُّ الْمُجْتَبَی وَ الْحَقُّ الْمُنْتَهَی... 🌱سلام بر تو ای گوهری که خدا تو را برای خودش آفریده است. سلام بر تو که تمام حقایق عالم، پرتویی از خورشید توست. سلام بر تو و بر روز طلوعت... 📚 صحیفه مهدیه،زیارت حضرت صاحب الامر در سرداب مقدس پدر مهربانم سلام •🥀• هر چند دیدگانم از دیدار روے دلربایت محروم است اما لحظه لحظه‌ے بودنم تک تک نفس هایم ذره ذره ے وجودم مدیون عنایت توست ... من با تو زنده ام و دلخوشم به نگاه گرمت به دعاے ڪریمانه ات به تشعشع پر مهر یادت... من با تو زنده ام ..
﷽ '🥀𖥸 ۞مَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ(کهف۳۹)۞ ؎۩آنچه خدا بخواهد صورت میپذیرد و هیچ نیرویی جز به وسیله خدا نیست. ♡خدایا خودت از اون نگاها که حواسمون نیست به زندگیمون بنداز🌿 🌸¦⇠ خدایا ✨ دستان خالیم به سوی توست ای معبود مهربانم ✔به من لیاقتی عطا کن تا دستانم دستی باشد از جانب تو در خدمت خلق تو'𖥸 ჻ ↻مرا آنگونه شکل بده و بساز که نماینده تو و خوبی های تو بر روی زمینت باشم💛 الهی آمین متبرک به نگاه مهربان خدا زندگیتون سرشاراز مهر و دوستی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آوای دღل
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💗 نگاه خدا💗 قسمت82 دو روز مونده بود به عروسیمون که جهیزیه مونو بردیم چیدیم همه چیزی ا
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💗 نگاه خدا💗 قسمت83 دست و صورتمو شستم و لباسمو پوشیدم برم پایین که گوشیم زنگ خورد عاطفه بود - آخ که چقدر دلم برات تنگ شده عاطی عاطی: سارا اصلا حالم خوب نیست؟ - چرا ؟ عاطی: این چه کاریه که میخوای انجام بدی!چرا میخوای آینده تو خراب کنی - واااااییی عاطی یادم رفت بهت بگم عاطی: چیو - اینکه من دیگه نمیخوام برم ،میخوام با امیر زندگی کنم عاطی: برو بابا دروغ میگی که ارومم کنی - به جون آقا سیدت راست میگم عاطی: جونه شوهرمو الکی قسم نخور - به خاک مامان فاطمه ،عاشقش شدم ( صدایی جیغش،گوشمو کر کرده بود) هوووو چته تو گوشی دم گوشمه هاااا عاطی: سارا میکشمت ،پوستتو میکنم الان به من میگی،میدونی چه حالی داشتم این مدت - جبران میکنم فعلن من برم شاه دوماد پایین منتظرمه عاطی: باشه .... واااییی چی بپوشم من بای بای - دیووونه از پله ها رفتم پایین مریم جون لقمه به دست دم در منتظر من بود.... - الهی فداتون بشم چقدر ماهین شما مریم: خوبه حالا لوس نشو برو که زیر پای امیر اقا علف سبز شد .... - واییی اره اره بیچاره فعلن مریم: در امان خدا رفتم دم در دیدم امیر نیست به گوشیش زنگ زدم - الو امیر کجایی؟ امیر : شرمنده بانو جان دیر کردی پشیمون شدم رفتم - عع لوووس نشو دیگه بیا امیر : شرمنده خواهر دیگه خودتون باید بیاین دنبالم تماس و قطع کرد - واااا پسره لوووس رفتم سمت ماشین که خودم برم ارایشگاه دیدم داخل ماشین نشسته - خیلی بیمزه بود امیر : ها ها.... سوار ماشین شدم و رفتیم سمت ارایشگاه ساعت دو بود که اماده شده بودم شماره امیرو گرفتم - سلام برادر امیر : سلام خواهر - برادر من آماده ام منتظر شمام امیر : ببخشید خواهر من که ماشین ندارم شما بیاین دنبال من - وااا امییر امیر: جاااانه امیر - بیا دیگه دیر میشه هاات امیر : میترسم بیام بیرون دخترا بدزدنم... - نترس بابا تو تا آخر عمر بیخ ریشه خودمی زود بیا منتظرم امیر: بیا بیرون دم درم - واااییی شوخی نکن الان میام رفتم بیرون امیر اومد جلو با یه دسته گل ،گل مریم امیر: تقدیم به همسر عزیزم - واییی امیر چه خوشگل شدی امیر : ععع اختیار دارین شما هم خوشگل شدی 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸