#سلام_امام_زمانم 🥀
🔅السَّلامُ عَلَیْكَ یا بابَ اللَّهِ و َدَیّانَ دینِهِ...
🌱سلام بر تو ای دروازه ارتباط با خدا که جز از درگاه تو به ساحت او راهی نیست!
🌱و سلام بر تو ای حکمفرمای دین، که نیکان و بدان را سزا خواهی داد...
📚زیارت آل یاسین_مفاتیح الجنان
┅┅┅┄❅🥀❅┄┅┅
🍀پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:
🌸در ماه شعبان بسیار بر پیامبرتان و اهلبیتش صلوات بفرستید،
شعبان، ماه شفاعت نام دارد؛
زیرا پیامبرتان شفاعت میکند برای هرکس که در این ماه بر او صلوات بفرستد.✨️
🔹️و أَكْثِرُوا فِي شَعْبَانَ مِنَ الصَّلَاةِ عَلَى نَبِيِّكُمْ وَ أَهْلِه ... وَ إِنَّمَا سُمِّيَ شَعْبَانُ شَهْرَ الشَّفَاعَةِ لِأَنَّ رَسُولَكُمْ يَشْفَعُ لِكُلِّ مَنْ يُصَلِّي عَلَيْهِ فِيه
📚 النوادر (للاشعری)، ص۱۷.
📚 وسایل الشیعة، ج۱۰، ص۵۱۱.
#صلوات
سلام صبح بخیر
چه دلنشین است
صبحگاهی که با لبخند😊
و امید همراه باشد
امیدوارم امـروز
از زمیـن و زمـان
مانند باران رحمت براتون🌧
خوشبختی و برکت
و امیـد ببارد
🥀🌱
✨مناجات شعبانیه
خدایا تو از همه وجودم با خبری...
آنچه را در دل من میگذرد میدانی، از نیاز من آگاهی، ضمیر و درونم را میشناسی و فرجام و سرانجام زندگی و مرگم از تو پنهان نیست.
'🥀𖥸
✔⇦هرگاه دیدی خداوند، تو را با یادِ خویش مانوس و به آن علاقهمند کرده است،
بدان که تو را دوست دارد . . .🌿🕊
¦⇠#خداجانمشکرتبههزارویکدلیل
خداجونم دوستت دارم🌹🍃🌹
#آهسته_خوندن_نماز
#برداشت_های_نادرست_از_احکام
❗️بعضی از مردم فکر میکنن که حمد و سوره نماز رو چه آهسته بخونن و چه بلند، فرقی نداره.
📛 درحالیکه این درست نیست.
✍️ آقایون باید حمد و سوره نماز «صبح» و «مغرب و عشا» رو بلند
و حمد و سوره نماز «ظهر و عصر» رو آهسته بخونن؛ اگه عمداً برعکس انجام بدن، نمازشون باطله.😱
✍️ خانمها هم باید نماز ظهر و عصر رو آهسته بخونن و اگه عمداً بلند بخونن، نمازشون باطله.😱
اما نماز «صبح» و «مغرب و عشا» رو میتونن بلند بخونن یا آهسته؛ البته اگه نامحرم هست، بهتره آهسته بخونن (بعضی مراجع: در این صورت، باید آهسته بخونن) 😉
⭕️ نکته: هر دو گروه، اگه فراموش کنن یا چون مسئله رو نمیدونستن، اینطور خونده باشن، نمازهای گذشتهشون اشکالی نداره.😉
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
الحمدالله الذی خلق الحسین من نور...
ولادت امام حسین مبارک
🌹🕊🌹🕊🌹🕊🌹🕊
آوای دღل
🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💖رمان پیچک💖 قسمت۱۲ آفتاب تازه غروب کرده بود..مامان از نگرانی مدام مسیر اتاق به پذیرایی طی م
🌸🌸🌸🌸🌸🌸
💖رمان پیچک💖
قسمت۱۳
صبح سر کوچه سوار همون تاکسی مقرر شدم..راننده شهاب بود که ماسک و عینک آفتابی داشت..
-تونستی کاری انجام بدی؟
+تونستم برم سر وقت کامپیتر صبوری..ولی پسوورد نداشتم..
-مگه فایل های خرید و فروش شرکت توی کامپیوتر خودت نیست؟چرا رفتی سراغ کامپیوتر اون؟
+چرا ولی فایل هایی که دست منه هیچ چیز مشکوکی نداره..
با لحن تندی گفت:
-مگه نیما نگفت توی فایل های عادی شرکت دنبالش بگرد؟!چرا انقدر ریسک کردی؟اگه لو میرفتی چی؟مثل اینکه حواست نیست با چه جور آدمایی طرفی!!!
+اولا به من امر و نهی نکن..تو رئیس من نیستی..ثانیا اصلا این آقا نیما کیه که از همه چی خبر داره؟خوب خودشو بفرستید جلو..دیگه منو میخواین چیکار؟
-اولا وقتی قبول کردی با ما همکاری کنی یعنی هر چی میگم باید بگی چشم و گند نزنی به برنامه های ما..شرطی هم که گذاشتی قبول کردیم و شوهر مادرتو نشوندیم سرجاش پس دبه نکن..ثانیا اونا نیما رو میشناسن..برای اونا کار می کرده..
تقریبا فریاد زدم:چییییییییی؟
-فقط میخواست تو کار رد کردن مردم از مرز باشه..بعد که فهمیده سر بعضی ها رو میکنن زیر آب،خواسته ازشون جدا بشه ولی صبوری بو می بره و میخواد اینم بفرسته اون دنیا..برای همین یه شب آدماشو میفرسته سر وقتش که اونا اشتباهی رفیقشو که اون شب خونه اینا بوده به دیار باقی میفرستن..اینم برای انتقام میگرده تاجیک و پیدا می کنه..بعدم من و فرهاد به گروهشون اضافه شدیم..به حرفش گوش کن..اون بیشتر از هرکسی صبوری نامردو میشناسه..خواهشا زحمات ما رو هدر نده..
دلم برای لحن جمله آخرش سوخت..
+باشه سعی خودمو می کنم..
رسیدم به شرکت و پیاده شدم..صبوری اومده بود..بعد از دادن گزارشات این چند روز از دفترش خارج شدم..از وقتی فهمیده بودم چیکار میکنه دلم میخواست یا همین ناخونام چشماشو از کاسه دربیارم..
دو هفته به همین منوال گذشت..من همه فایل ها رو زیر و رو کردم..
در حال چک کردن فایل های سه روز پیش بودم..ظاهرا سه روز پیش هم آدم جابهجا کرده بودن..باید اشتراکی بین فایل های تاریخ جابهجایی ها پیدا می کردم که توجهم به فایل مرجوعی جلب شد..فکر کردم چون آدما رو به همراه اجناس مرجوعی جابهجا میکنن شاید بتونم چیزی توش پیدا کنم..ولی چون دیروقت بود ریختم توی فلش تا توی خونه بررسی کنم..
هوا تاریک شده بود..داشتم به سمت مترو می رفتم که کنار خیابون یه کپه سیاهی دیدم..اول فکر کردم چند کیسه آشغاله که دیدم داره تکون میخوره..اول فکر کردم انقدر زل زدم به صفحه کامپیوتر که چشمام قیلی ویلی میره ولی نزدیکتر که رفتم دیدم آدمه که افتاده روی زمین...
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸