eitaa logo
آوای دღل
443 دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
2.1هزار ویدیو
48 فایل
📚 آوای دل جایی برای اندیشه، احساس و نگاه تازه به زندگی. از الهام و دانستنی تا تجربه و هنر — همه در یک جا. با ما همراه باشید؛ جایی که هر محتوا، صدایی از دل دارد. 🌿 https://eitaa.com/avayedel0
مشاهده در ایتا
دانلود
📖 بهزاد، مداح و عاشق اهل بیت بود. هر سال، چند روز پیش از آغاز محرم به پیشواز عزای سید و سالار شهیدان می‌رفت. اما امسال، دوازده روز جلوتر، به استقبال این ماه رفت و شهید شد. او با بذل جان، عشق به مولایش حسین (ع) را در عمل ثابت کرد. 👈راوی: همسر مداح اهل بیت، پاسدار شهید بهزاد کاشفی 📝 به قلم مریم محمدی
اتفاق خوب در حرم مطهر رضوی😍 اتاق ریمو ناخن با حضور متخصصین هیئت آرایشگران رضوانه 🥰 آدرس: باب الرضا ،جنب امانات چادر، کانکس سفید رنگ زمان:هر روز از ۱۰ صبح تا ۱۹ در ضمن به هر کسی که ریمو انجام بده یک انگشتر متبرک با گل‌های حرم امام رضا و پرچم حرم امام حسین (علیه‌السلام) به صورت رزین شده و حک تاریخ ریمو تقدیم متقاضی ریمو ناخن لطفا به دوستانتون اطلاع بدین🌹
استاد فرشچیان، هنرمند بزرگ و خالق آثار شگفت‌انگیز، با روحی خلاق و نبوغی بی‌نظیر، همیشه در یاد ما خواهد ماند. آثار ایشان نه تنها نمایانگر زیبایی هنر ایرانی است، بلکه عمق احساسات و فرهنگ ما را نیز به تصویر می‌کشد. یادش همیشه گرامی باد! 🌹
اربعین.mp3
زمان: حجم: 453K
نسیم رحمت حسینی، بوی عشق و آزادگی است که از کربلا در تمام عالم پیچیده و هر دل مشتاقی را نوازش می‌دهد. این رحمت بی‌حد و مرز، تنها به شیعیان یا مسلمانان محدود نمی‌شود، بلکه مانند خورشیدی است که نور عدالت و ایثارش بر همه‌ی انسان‌ها می‌تابد. حسین (ع) تنها برای یک زمان یا مکان خاص نیامد؛ پیامش جهانی است: "هر که می‌خواهد آزاده زندگی کند، باید زیر پرچم حق بایستد."
zyarat_peyambar_az_baeid.mp3
زمان: حجم: 13.4M
روز رحلت پیامبر اکرم (ص) یادآور اندیشه‌های بلند و اخلاق نیکو ایشان است. این روز فرصتی است برای تامل در زندگی آن حضرت و پیروی از آموزه‌های ایشان در راه محبت، انصاف و صلح. یاد و خاطره ایشان همیشه در قلب مسلمانان زنده است و ادامه‌دهنده راهشان مهم‌ترین مسئولیت ماست. گوش جان می سپاریم زیارت حضرت رسول اکرم صلواة الله علیه و آله 🖤
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آوای دღل
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💖رمان پیچک💖 قسمت۲۱ دو روز بعدش قرار گذاشتیم که من برم همون عمارتی که روز اول توش ملاقات د
🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💖رمان پیچک💖 قسمت۲۲ صداهای گنگی می‌شنیدم... پلک هام به شدت سنگین بود اما به سختی بازشون کردم..نور اطراف چشممو زد..چند بار پلک زدم تا عادت کنم..بدنم کوفته بود و احساس می‌کردم چند کیلو آهن داخل سرم گذاشتن چون اصلا نمیتونستم تکونش بدم..سوزش خفیفی توی دستم احساس می‌کردم که به خاطر فرو رفتن سوزن سرم توی رگم بود..بر عکس فیلم ها من هم میتونستم تشخیص بدم اینجا کجاست و هم دلیلش به یاد می آوردم..قدم زدن با لباس خیس توی باد سرد پاییزی چنین عواقبی هم داشت..صدای قدم هایی شنیدم و بعد چهره نگران سمانه دیدم.. -خدا بگم چیکارت کنه..وقتی شماره من رو با موبایلت گرفتن نفهمیدم چطور خودمو رسوندم..ظاهرا یه راننده تاکسی آوردت..خدا رحم کرد به مامانت زنگ نزدن وگرنه اون بنده خدا سکته می‌کرد.. از راه دور هم که کاری از دستش برنمیومد..خب یه حرفی بزن حداقل بفهمم لال نشدی.. صدام به سختی دراومد و گلوم خراشید: +من ببر خونه.. -باشه دکتر بیاد ویزیت نهایی کنه و دارو هاتو بگیرم میبرمت.. بعد از دوندگی سمانه دنبال کارهای بیمارستان به خونه من رفتیم..روی تختم دراز کشیده بودم که سمانه با سینی که داخلش یک کاسه سوپ و یک لیوان قرص و بسته کپسول بود اومد داخل اتاق.. به زور چند قاشق چپوند توی دهنم..یادم نمی اومد آخرین چیزی که خوردم چی بود..با اینکه ضعف داشتم ولی میلم اصلا به غذا نبود.. -باید یه چیزی بخوری که جون بگیری یا نه؟اصلا تو چته؟چرا مثل ماتم زده ها نگاه می کنی؟ دلم میخواست با کسی درد و دل کنم ولی اون آدم سمانه نبود..چون هم پر چونه بود و توان تحمل همچین راز بزرگی نداشت و هم هرچی کمتر از ماجرا خبر داشته باشه خطر کمتری تهدیدش می‌کرد.. -بیا حداقل کپسولتو بخور..از بس تب کردی که لب هات ترک خورده و چشمات کاسه خون شده..راستی شماره شرکت بده خبر بدم فردا نمیری.. حتی یک لحظه هم نمیتونستم از شرکت غافل بشم..مهم نبود که یکی از آدم هایی که به خاطرشون این ریسک پذیرفتم بدجوری قلبمو شکسته بود.. +نه چیزیم نیست..امشب خوب استراحت کنم فردا صبح حالم خوبه.. با وجود اصرارهای سمانه مبنی بر موندن پیش من و مرخصی فردا ردش کردم بره..بی معرفتی بود ولی حوصله ی هیچکس نداشتم.. فردا با وجو حال خرابم رفتم شرکت..توی افکار خودم غرق بودم که احساس کردم کسی کنار میزم ایستاده..آرش بود..یکدفعه از جا پریدم.. -شرمنده..قصد نداشتم بترسونمتون.. +نه خواهش میکنم..مشکلی نیست.. -اگه حرف های اونروزم شما رو رنجوند عذر میخوام..من شاید عجله کردم..دست خودم نبود..انقدر توی زندگیم منتظر آدمی مثل شما بودم که خواستم در اولین فرصت احساسمو بگم.. ناخودآگاه پوزخندی زدم و لحنم تلخ شد..میدونستم دارم دق دلمو سر کسی خالی میکنم که فقط عیارسنج من برای فهمیدن احساس شهاب بود..اون بیچاره اصلا نقشی توی آشوب دل من نداشت: +من که چیز خاصی درمورد خودم نمیبینم که توجه تاجرزاده ای مثل شما رو جلب کنه..شاید هم فکر کردید من دختر ساده ای هستم که با این حرف های قشنگ گول پسر ها رو میخوره.. -جوابتون توی حرف های خودتون بود..شما ساده هستید..بی ریا و صاف و صادق..چیزی که کمتر توی آدم های دور و برم دیدم..نمیدونستم اینطوری پیش شما شناخته شدم که میتونم انقدر پلید باشم که کسی که بهم کمک کرده رو فریب بدم.. از حرفی که زده بودم پشیمون شدم..چرخید که بره سمت اتاقش اما دوباره برگشت سمتم.. -نمیدونم غم توی چشمات برای چیه..اما اگه احساس کردی میخوای درد و دل کنی من بدون قضاوت گوش میدم.. حس مزخرف دیگه ای هم توی وجودم ریشه دووند..من داشتم با آرش همون کاری می کردم که شهاب با من کرده بود..آرشی که شهامتش از من بیشتر بود و احساساتشو پنهون نکرده بود... 🌸🌸🌸🌸🌸🌸
سلام امام زمانم✋🌸 ای غایب از نظر ها کی میشود بیایی برقع زرخ بگیری صورت به ماگشایی هم دست تو ببوسم هم دور تو بگردم هم رونِما ستانی هم به ما نمایی جانم شود فدایت تابشنوم ندایت دائم زنم صدایت کجایی ◾️الّلهُـمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَـــ الْفَـرَج◾️
🔵امام مهدی شناسی ☀️نورانیت امام☀️ 💠 امامان همه برای "خدای وحده لا شریک له"، اسباب و وسیله هستند و خداوند بر اساس سنت خویش همه چیز را با اسباب به انجام می‌رساند. 💠 نحوه به انجام رسانیدن چنین اموری آنست که حق تعالی قلب آنان را جایگاه اراده خویش قرار داده که در حدیث طارق امام معصوم (علیه السلام) می‌فرمایند:" یجعل قلبه مکان مشیته." خدا خود را در درون این "نورالله" جای داده است. 💠و از قلب ایشان امر و نهی و اراده الهی را جاری می‌سازد که فرموده اند: «أن قلب المؤمن عرش الرحمن». و قلب این ذوات مقدسه به تعبیری و معنای عرش خدای رحمان است. 💠در آن قلبی که فقط جایگاه خداست، هیچ چیز و کسی در آن جا مسکن ندارد. وسعتش از آسمانهاو زمین وسیعتر است و در آن قلب، خدای رحمان مستولی است. "الرحمن علی العرش استوی و از عرش که قلب امام هر زمانی است اراده خدا جاری میگردد." «وارادة الرب فی مقادیر امور تهبط الیکم». «اراده خداوند برای تقدیرات امور بر شما نازل می‌گردد». 💠«بر اثر قابلیت و استعداد خویش منور میگردد، به نور الله و ایشانند که فرموده اند: "و نور لمن استبصر بنا و عصمة لمن اعتصم بنا ». «ما نور و روشنایی هستیم برای کسانی که از ما بینش و آگاهی بخواهند». 💠پس ایشان آیت یگانگی و آثار ربوبیت هستند که در خلقت نوری و در جمیع مراتب وجودیشان و علو و رفعت یگانه بی نظیر شدند و از برای این نور مقدس که ایت حق تعالی است هیچگونه زوال و فنائی نخواهد بود و تکیه گاهی جز به خدای خود نمی جویند و همانند جمیع کائنات که اهل فنایند نقصان و ضعف و فتوری برایشان پیدا نمیشود و پایدار و باقی میباشند که ایشانند وجه خدای ذوالجلال و الاکرام - کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام. 💠در زیارت امام حسین الی در نیمه شعبان میخوانیم: « أشهد أنک نور الله الذی لم یطف و لا یطق أبدا وأنک وجه الذی لم یهلک ولا یهلک أبدا ». «شما آن نور خدائی هستی که روشن بوده و تا ابد هیچکس آن را خاموش نتواند کرد و شما آن وجه خدائی هستی که تا ابد هرگز فانی و نابود نخواهد گشت». ‌📚معرفت به نورانیت امام عصر (عجل الله فرجه) ✍محمد تقی تقی پور