آن ۲۰۰ دانش آموز تنـبل میروند روی
مخ مادرها و پدرهــایشان که ما دیگه
خستهشدیم و نمیخوایمبریممدرسه
بلندشیدبیاید مدرسه و به مدیر بگین
از اختـیارات قانونیـش استـفاده کنه و
فقـــط دو روز زودتر مدرسه رو تعطیل
کنه!
پدر و مادرهاهم که از تنبلی بچههاشون
مطلع هستن و خیلی امیدی به رشد
علمی شون ندارند و بچه ها هم
رفتن روی مخشون پامیشن
میان مدرسه سراغ مدیر
و میگن حالا دو روز
که چیزی نیست
تعطیل کنید
اما ۲۰۰ دانش آموز و ۲۰۰ والد مقابل او
قرار دارند یک چیز واحد را دارند مطالبه
می کنند آن هم تعطیلی زودتر از موعد
مدرسه است
مدیردیکتاتورنیست!
با این دانش آمـوزان
ارتباط دو طرفـه دارد
با والـــدین ارتباط دو
طرفه دارد...!
بخشی از هزینه ها
را همیـن والــــــــدین
می دهند!
بعضیاز اینوالدین
آدمهایدرستـیهم
نیستند می توانند
جو مدرسه را
بهم بزنند!
اصلا برخی از همین والدین مطالبه گر
در انجمن و شورای مدرسه هم حضور
دارند و برای خودشـان پایگاه اجتماعی
دارند...
مدل اول؛
آن ۳۰۰ دانش آموز دیگر با این گمان
که هـــــر تصمیمی مدیر بگیرد ما تابع
هستیم،در منزل مینشیند تا مدیر
به تنهایی تصمیم بگیرد و اعلام
کند و این ها هم بگویند
چشم و خیال هم
کنند که چقدر
فرهیخته
هستند