eitaa logo
گروه وکلای آوید
190 دنبال‌کننده
27 عکس
3 ویدیو
0 فایل
وکلای آوید | مرجع حرفه‌ای خدمات و تحلیل‌های حقوقی ارائه نکات کاربردی، مشاوره تخصصی و پذیرش پرونده‌های حقوقی، کیفری، خانواده، ملکی، تجاری، شرکتی، مالی، ورشکستگی و معادن آوید؛ امنیت در تصمیم، قدرت در اقدام
مشاهده در ایتا
دانلود
📋 صورت‌جلسه مجمع عمومی؛ یک برگه که می‌تواند شرکت را زمین بزند سه ایراد رایج که پرونده‌ها را می‌سوزاند: آگهی دعوت. طبق ماده ۹۷ لایحه اصلاحی قانون تجارت، باید حداقل ده روز قبل در روزنامه کثیرالانتشار شرکت درج شود. نبودش به‌تنهایی مستمسک ابطال مصوبات در دادگاه می‌شود. حد نصاب. مجمع عادی طبق ماده ۸۷ و فوق‌العاده طبق ماده ۸۸ نصاب‌های متفاوتی دارند، با تفاوت بین نوبت اول و دوم. اشتباه در محاسبه، به‌خصوص با وجود سهام وثیقه یا بدون حق رأی، تصمیم را از اساس بی‌اعتبار می‌کند. هیئت‌رئیسه. غیبت امضای یک ناظر یا اختلاف نام ثبتی با سند مالکیت سهام، معمولاً اخطار رفع نقص یا ارجاع به هیئت نظارت را در پی دارد. قبل از تنظیم هر صورت‌جلسه، آخرین روزنامه رسمی و آخرین تغییرات اساسنامه را استعلام بگیرید؛ اغلب ایرادها از همین‌جا شروع می‌شود. پرونده‌ای دارید که رد شده یا مورد اعتراض قرار گرفته؟ جزئیات را در دایرکت بفرستید.
17.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ویژه شهرستان مهدیشهر📌 کارگاه های مولتی ویتامین کسب و کار 📅 جمعه ۱۳ شهریور ✅ ویژه شاغلین، ایده‌پردازان و همه اونایی که دنبال یه شروع تازه‌ان ظرفیت محدود همراه با ثبت نام رایگان 👈 برای ثبت‌نام سریع، روی متن زیر کلیک کن: ثبت‌نام مستقیم و رایگان تا فرصت هست، جای خودت رو ثابت کن ✨ به همت اداره کل ورزش جوانان استان سمنان
⚠️ اگر مستأجر ملک تجاری هستید یا موجر یک واحد کسبی، این تفاوت را جدی بگیرید؛ خیلی‌ها همین یک اشتباه را کرده‌اند. سرقفلی و حق کسب و پیشه یک چیز نیستند. اشتباه گرفتن این دو، در دادگاه می‌تواند به قیمت از دست رفتن کل حقتان تمام شود. سرقفلی (ماده ۶ قانون ۱۳۷۶) نتیجه یک قرارداد است. مستأجر پولش را داده، مالک سرقفلی شده. حتی اگر تخلف کرده باشد و ملک تخلیه شود، این حق از بین نمی‌رود؛ باید به قیمت روز به او پرداخت شود. حق کسب و پیشه (قانون ۱۳۵۶) فرق دارد. این حق را قانون داده، نه قرارداد. و دقیقاً به همین دلیل شکننده‌تر است: تغییر شغل بدون اجازه، تعدی و تفریط، یا ندادن اجاره‌بها (بندهای ۷، ۸ و ۹ ماده ۱۴) می‌تواند این حق را کاملاً ساقط کند. یعنی همان تخلفی که برای سرقفلی هیچ اثری ندارد، حق کسب و پیشه را از بین می‌برد. خیلی از مستأجرها فکر می‌کنند هر پولی که بابت "حق ملک" داده‌اند، تحت هر شرایطی برمی‌گردد. این تصور اشتباه است و در عمل باعث از دست رفتن حق قانونی افراد شده. قبل از هر قراردادی، بررسی کنید مشمول کدام قانون هستید؛ این یک سؤال، می‌تواند سرنوشت پرونده تخلیه را عوض کند.
⚖️ انحلال شرکت با تعطیلی فرق دارد خیلی‌ها فکر می‌کنند وقتی درِ شرکت را می‌بندند، کار تمام است. اما تا وقتی فرآیند تصفیه در اداره ثبت شرکت‌ها به پایان نرسد، شخصیت حقوقی شرکت زنده است و مدیران همچنان مسئولیت دارند. طبق ماده ۱۹۹ لایحه اصلاحی قانون تجارت، شرکت در این موارد منحل می‌شود: انجام موضوع فعالیت یا غیرممکن‌شدن آن، پایان مدت اساسنامه، ورشکستگی، تصمیم مجمع عمومی فوق‌العاده، یا حکم دادگاه. بعد از انحلال، مدیر تصفیه باید مشخص شود، آگهی در روزنامه رسمی منتشر گردد، بدهی‌ها قبل از هر تقسیمی تسویه شوند، و در آخر ختم تصفیه ثبت شود. نکته مهم: تقسیم زودهنگام دارایی بین سهامداران پیش از پرداخت بدهی‌ها، مدیر تصفیه را شخصاً در برابر طلبکاران مسئول می‌کند. اگر شرکتی سال‌هاست فعالیت ندارد اما تشریفات انحلال طی نشده، از نظر قانون هنوز «زنده» است و خطرش با گذر زمان از بین نمی‌رود.
مدیرعامل فکر می‌کند شرکت یک سپر است؛ ولی این سپر برای همه تصمیمات کار نمی‌کند. وقتی معامله‌ای خارج از اختیارات هیئت‌مدیره امضا می‌شود، وقتی حق بیمه کارکنان یا مالیات شرکت عمداً کنار گذاشته می‌شود، یا پای ورشکستگی به تقصیر وسط می‌آید، مسئولیت شخصی مدیرعامل مطرح می‌شود. یعنی طلبکار یا سازمان مربوطه می‌تواند مستقیم سراغ اموال شخصی او برود، نه فقط دارایی شرکت. ماده ۱۴۳ لایحه اصلاحی قانون تجارت همین را می‌گوید: در برخی تخلفات، مسئولیت مدیران و شرکت تضامنی است. قانون مالیات‌های مستقیم هم برای عدم پرداخت بدهی مالیاتی در مواردی مسئولیت مستقیم مدیرعامل و اعضای هیئت‌مدیره را پیش‌بینی کرده. نکته اینجاست که خیلی از مدیران تا وقتی درگیر یک پرونده نشده‌اند، فکر می‌کنند این مسئولیت فقط روی کاغذ
یک پیمانکار زنگ می‌زند، می‌گوید کارفرما وسط پروژه قرارداد را یک‌طرفه فسخ کرده و حتی حاضر نیست هزینه‌های انجام‌شده را بدهد. قرارداد را باز می‌کنیم؛ بند فسخ یک خط بیشتر نیست، آن‌هم مبهم. دقیقاً همین‌جاست که پرونده از یک اختلاف حقوقی به فاجعه مالی تبدیل می‌شود. خیلی‌ها فکر می‌کنند قرارداد پیمانکاری فقط باید مبلغ و مدت زمان پروژه را مشخص کند. اما چهار بند هستند که واقعاً سرنوشت پروژه را رقم می‌زنند: وجه التزام مشخص می‌کند اگر تعهدی نقض شد، چه مبلغی باید پرداخت شود؛ بدون این بند، اثبات میزان خسارت در دادگاه ممکن است سال‌ها طول بکشد. خسارت تأخیر تعیین می‌کند هر روز تأخیر چه هزینه‌ای دارد، تا هیچ‌کس نتواند بگوید تأخیر در پروژه‌های ساختمانی طبیعی است. حق فسخ باید روشن کند چه کسی، تحت چه شرایطی، و با چه مهلت اخطاری می‌تواند قرارداد را متوقف کند. تضمین حسن انجام کار هم تضمین می‌کند اگر کار نیمه‌تمام رها شد، طرف مقابل دست خالی نمی‌ماند. این نکات را معمولاً کسی پیش از وقوع اختلاف به شما نمی‌گوید. اگر قراردادی دارید که این بندها در آن مبهم است یا اصلاً نوشته نشده، بهترین زمان برای بازبینی همین امروز است، نه روزی که دعوا شروع شده باشد. برای مشاوره در مورد قرارداد پیمانکاری خودتان می‌توانید پیام بدهید.
🔴 افشای اسرار تجاری؛ وقتی یک NDA ساده کافی نیست اکثر شرکت‌ها فکر می‌کنند با گرفتن امضای کارمند یا طرف قرارداد پای یک برگه محرمانگی، کارشان تمام است. اما در عمل، وقتی پرونده به دادگاه می‌رسد، همین برگه‌ها اغلب رنگ می‌بازند. دو مسیر رایج افشا: کارمندی که اطلاعات فنی یا مشتریان را با خودش به رقیب می‌برد، یا طرف مذاکره‌ای که در جریان بررسی یک همکاری، به داده‌های حساس دسترسی پیدا کرده و بعداً از آن سوءاستفاده می‌کند. قانون تجارت الکترونیکی (مواد ۵۸ تا ۷۵) چارچوب حمایتی مشخصی برای اسرار تجاری تعریف کرده؛ افشای غیرمجاز، هم مسئولیت مدنی دارد و هم می‌تواند پیگرد کیفری به همراه بیاورد. سه جایی که اکثر NDAها می‌لنگند: تعریف نامشخص از «سر تجاری» — اگر مصداق دقیق مشخص نباشد، اثبات نقض در دادگاه سخت می‌شود. نبود خسارت توافقی (Liquidated Damages) — بدون این بند، اثبات میزان خسارت واقعی زمان‌بر و پرهزینه است. عدم تناسب بند عدم‌رقابت — دامنه و مدت باید منطقی باشد، وگرنه دادگاه می‌تواند آن را بی‌اعتبار بداند.
صلح و فروش هر دو باعث انتقال مالکیت می‌شوند، اما از نظر حقوقی زمین بازی متفاوتی دارند. فروش یک عقد معوض است با مجموعه‌ای از خیارات که قانون برایش پیش‌بینی کرده: خیار مجلس، خیار حیوان، خیار عیب، و در مواردی حق شفعه. این خیارات یعنی حتی بعد از امضای قرارداد، تحت شرایطی امکان فسخ وجود دارد. برای فروشنده یا خریداری که دنبال یک انتقال قطعی و بی‌دردسر هستند، همین نکته می‌تواند دردسرساز شود. صلح ماجرای دیگری دارد. این عقد مستقل است و تابع احکام بیع نیست، مگر اینکه طرفین در متن قرارداد صراحتاً چیزی را شرط کنند. وقتی صلح «در مقام بیع» واقع می‌شود، همان اثر انتقال مالکیت بیع را دارد ولی گرفتار خیارات و تشریفات آن نمی‌شود. این تفاوت در عمل خودش را کجا نشان می‌دهد؟ در معاملات بین اقوام، جایی که طرفین نمی‌خواهند بعداً بحث فسخ پیش بیاید. در تقسیم اموال مشترک بین وراث. یا حتی وقتی سند رسمی ملک هنوز آماده نیست و طرفین می‌خواهند یک تعهد لازم و محکم بین خودشان ثبت کنند تا بعداً به سند رسمی تبدیل شود. نکته‌ای که خیلی‌ها نمی‌دانند: چون صلح کمتر قابل فسخ است، ابزار خوبی است برای کسی که می‌خواهد نقل و انتقال را غیرقابل بازگشت کند. اما همین ویژگی برای طرف مقابل -کسی که ممکن است بعداً پشیمان شود- محدودیت ایجاد می‌کند. بنابراین انتخاب بین صلح و بیع باید بر اساس هدف واقعی طرفین از معامله انجام شود، نه بر اساس یک قاعده ثابت که همیشه یکی را بر دیگری ترجیح بدهد.
⚖️ اخراج غیرموجه؛ راه گرفتن حق سنوات خیلی از کارگرانی که بی‌دلیل یا بدون رعایت تشریفات قانونی اخراج می‌شوند، فکر می‌کنند دیگر کاری از دستشان برنمی‌آید. در حالی که قانون کار مسیر مشخصی برای این وضعیت پیش‌بینی کرده. طبق ماده ۲۷ قانون کار، کارفرما تنها زمانی حق فسخ یک‌طرفه قرارداد را دارد که تقصیر کارگر در کمیته انضباطی کارگاه اثبات شده و به تأیید هیئت تشخیص برسد. بدون طی این مراحل، اخراج فاقد وجاهت قانونی است و کارگر می‌تواند ظرف ۳۰ روز از تاریخ اخراج، شکایت خود را به اداره کار محل کار ثبت کند. نکته مهم برای بسیاری روشن نیست: حق سنوات (معادل یک ماه آخرین حقوق به ازای هر سال سابقه) از حقوق ایام اخراج جداست. حتی در مواردی که کارفرما مدعی تخلف کارگر باشد، اگر تقصیر او در هیئت تشخیص اثبات نشود، هم حکم بازگشت به کار یا پرداخت غرامت صادر می‌شود، و هم سنوات خدمت باید تسویه شود. مدارکی که برای جلسه هیئت تشخیص باید آماده کنید: قرارداد کار یا حکم کارگزینی، فیش‌های حقوقی چند ماه اخیر، هرگونه مکاتبه یا پیامک مرتبط با اتمام همکاری، و در صورت امکان شهادت همکاران. اگر رأی هیئت تشخیص به نفع شما نبود، فرصت اعتراض به هیئت حل اختلاف ۱۵ روز از تاریخ ابلاغ رأی است. گذشتن از این مهلت یعنی رأی قطعی می‌شود و دیگر امکان اعتراض نیست، پس در برنامه‌ریزی برای پیگیری پرونده این تاریخ را جدی بگیرید. برای مشاوره درباره پرونده اخراج یا تنظیم لایحه دفاعیه، می‌توانید پیام بدهید.
بیمه مسئولیت مدنی کارفرما؛ چیزی که خیلی از کسب‌وکارها دیر متوجه ارزشش می‌شن فرض کنید یه کارگر حین کار توی کارگاه شما دچار حادثه بشه. طبق قانون کار و قانون مسئولیت مدنی، این کارفرماست که موظف به جبران خسارته؛ چه هزینه درمان باشه چه از کارافتادگی چه حتی دیه فوت. این مبالغ گاهی از توان مالی یه شرکت کوچک یا متوسط خیلی فراتر می‌ره. بیمه مسئولیت مدنی دقیقاً همین ریسک رو از دوش کارفرما برمی‌داره. شرکت بیمه به جای کارفرما خسارت وارده به کارگر یا حتی اشخاص ثالث رو پرداخت می‌کنه؛ طبق شرایط و سقف پوششی که در بیمه‌نامه تعیین شده. چند نکته مهم که کمتر بهش توجه می‌شه: نوع فعالیت کارگاه (ساختمانی، صنعتی، خدماتی) روی حق بیمه و شرایط پوشش تأثیر مستقیم داره. تعداد نیروی کار و سابقه حوادث قبلی هم جزو فاکتورهای ارزیابی ریسکه. بعضی بیمه‌نامه‌ها فقط مسئولیت مدنی کارفرما در برابر کارکنان رو پوشش می‌دن، بعضی دیگه اشخاص ثالث رو هم شامل می‌شن. این تفاوت رو حتماً قبل از عقد قرارداد بررسی کنید. نداشتن این بیمه یعنی در صورت وقوع حادثه، کل بار مالی و حقوقی مستقیم روی دوش کارفرما می‌افته؛ گاهی حتی تا مرحله توقیف اموال شرکت.
قولنامه دستتونه، ولی سند به نام یکی دیگه‌ست؟ طبق ماده ۲۲ قانون ثبت، مالک کسی‌ست که در دفتر املاک به نامش ثبت شده، نه کسی که قولنامه دستش است. اگر فروشنده بعد از قولنامه با شما، سند رسمی به نفر دیگری بزند، از نظر قانون آن نفر مالک شناخته می‌شود. سند عادی در دادگاه به‌راحتی قابل انکار است (ماده ۱۲۹۲ قانون مدنی) و اثبات اصالتش معمولاً نیاز به کارشناسی خط و امضا دارد. سند رسمی چنین مشکلی ندارد و تا وقتی جعلیتش ثابت نشود، معتبر شمرده می‌شود. فرق اصلی اما در اجراست. طبق ماده ۹۲ قانون ثبت، سند رسمی لازم‌الاجراست؛ یعنی برای اجرای آن نیازی به طرح دعوا و حکم دادگاه نیست و پرونده مستقیم وارد اجرای ثبت می‌شود. اما دارنده قولنامه باید دادخواست الزام به تنظیم سند رسمی بدهد و روند رسیدگی در دادگاه را از ابتدا تا انتها طی کند، که گاهی سال‌ها طول می‌کشد. قولنامه نقطه شروع معامله است، نه پایان آن. پایان واقعی کار، ثبت سند در دفترخانه است. جهت مشاوره حقوقی بیشتر در تماس باشید.
🔹 حق ارتفاق و حریم همسایگی در آپارتمان‌نشینی راه رفتن همسایه از حیاط مشترک، دیواری که نور واحد شما را می‌گیرد، لوله‌ی فاضلابی که از زیر ملکتان رد شده، یا سروصدای هر شب از طبقه‌ی بالا؛ این‌ها نمونه‌های عینی از دعواهایی هستند که ریشه در یک نهاد حقوقی قدیمی دارند: حق ارتفاق. قانون مدنی در مواد ۹۳ تا ۱۰۱ این حق را تعریف کرده، برای زمانی که ملک‌ها مستقل و جدا از هم بودند. اما در ساختمان‌های چندطبقه و مجتمع‌های امروزی، این مواد باید با شرایط تازه‌ای تطبیق داده شوند. سوالی که در بسیاری از پرونده‌ها مطرح می‌شود این است: آیا صرفاً همسایه بودن، حقی برای عبور یا استفاده از فضای مشترک ایجاد می‌کند، یا این حق باید به‌صورت مشخص در سند یا توافق ثبت شده باشد؟ در ادامه به چند مصداق پرتکرار می‌پردازیم: عبور و مرور: وقتی راه دسترسی یک واحد فقط از داخل حیاط واحد دیگر ممکن است، دادگاه‌ها معمولاً به نفع حق عبور رأی می‌دهند، حتی بدون سند رسمی، به شرط اثبات ضرورت. نور و منظر: ساخت‌وساز جدید که نور طبیعی همسایه را به‌طور کامل مسدود کند، در برخی پرونده‌ها منجر به الزام به تغییر طراحی یا پرداخت خسارت شده است فاضلاب و تأسیسات مشترک: مسیر لوله‌کشی که از زیر یا کنار ملک دیگری عبور می‌کند، تابع قاعده‌ی عدم اضرار (لاضرر) است؛ یعنی مالک نمی‌تواند بدون دلیل موجه مانع تعمیر یا نگهداری آن شود مزاحمت صوتی: با وجود قوانین مرتبط با آرامش محیط زندگی، اثبات مزاحمت در عمل نیازمند مستندسازی دقیق (گزارش، شکایت مکرر، کارشناسی صدا) است.