کنّا کزوجٍ حامةٍ فى ایکةٍ
مُتمتِّعینِ بصحَّةٍ و شبابٍ
مى گوید: ما مثل یڪ جفت ڪبوتر بودیم از یڪدیگر نمےتوانستیم جدابشویم. دیگر روزگار است آمد میان ما جدایے انداخت.
گاهے على شب تاریک مےرفت ڪناࢪ قبࢪستان از دور مےایستاد با زهراے محبوبش سخن مےگفت، سلام مےڪرد، بعد خودش گلھ مےکرد و بعد گلھ خودش را از زبان زهࢪا جواب مےداد:
ما لى وقفت على القبور مسلِّما
قبر الحبیبِ ولم یردَّ جوابى
چرا من ایستادھام به قبر حبیبم سلام مےڪنم و او به من جواب نمےدهد؟
انسَیتَ بعدى خُلَّةَ الاحبابِ؟
آیا چون از پیش ما رفتے دوستے را فراموش کردى؟
دیگر ما در دل تو جایى نداریم؟
بعد خود امام علے جواب مىدهد:
قال الحبیبُ و کیف لى بجوابِکُم و ان رهینُ جنادلٍ و ترابٍ
دوست به من پاسخ گفت: این چہ انتظارے است ڪھ از من دارے؟ مگر نمےداني ڪھ من در زیر خروارها خاڪ محبوس هستم؟
-🌱💭-
در فاطمیھ چند برابر بگو حسن
هر جا که بود، صحبتی از در بگو حسن
اصلا زبان فاطمیون فرق میڪند
زین پس، بجاۍ واژهے مادر، بگو حسن
#دوشنبههایامامحسنی🍂
@chadoriya 🌱
•••
#حدیث ✨
| أنْتـم أمَنـاءُ اللـهِ عَلَـی أنْفُسـِکُم |
شمـا نمایندگان خدا بـر خویشتنید ...
• #خطبهفدکیـه •#حضرتزهـراسلاماللهعلیـها
@chadoriya ✨🌿