هر کی هم بهش راهکار میداد قبول نمیکرد،
از زندگی عقب مونده بود اما این کلاف گیجی بیشتر به دور خودش میچرخید..
کلافگی خستگی گمشدگی...
تصور کن کلی کار قرار بود آخر ماه تحویل بدی اما نتونستی خوب انجام بدی و حالا آخر ماه رسیده!
قطعا دنبال راه میگردیم اما خودمونم میدونیم
که زمان نیاز داریم هیچ راه دیگه ای هم نیست!
اگه قرار باشه به این آدم که روی زندگیش و عمرش کوتاهی کرده چیزی بگی چی میگی؟
صادقانه با خودمون که حساب میکنیم میبینیم خیلی از عمرمون رفته!
-به خودمون نهیب میزنیم اینبار خدا فرصت بده، دیگه هدر نمیدم قول میدم استفاده کنم!
اما اگه دیگه فرصتی نباشه چی...؟