فعالیت من به عشق آقا سه سال پیش اینجا آغاز شد و بالاخره اون روزی که قرار به
پایان فعالیت بنده بود رسید.
دقیقا شبی که از بدرقه آقا برای همیشه برگشتم.
[حقیقتا هیچقت فکر نمیکردم این توفیق اینجوری آخرش رقم بخوره:) ]
مطالب کمی زیاد شد و
در کل خواستم بگم
خیلی جاها کم کاری
از من بوده.
لطفاً حلال کنین.
از خدا ممنونم نعمت بودن کنار شما
و حرف زدن درمورد چیز های که
نمیشه پیش هر جمعی گفت رو
روزی من کرد.
از وجود شما هم ممنونم که
عزیز های این محفل و کانال بودین.
فعالیت من اینجا تموم نمیشه
فقط در راه دیگه ای ادامه پیدا میکنه
اما همه مطالب این کانال یادگاری
از روزایی که با آقا خاطره داشتیم
باقی میمونه و فعالیت آوینیسم
مثل همیشه در کانال اصلی برقراره:
https://eitaa.com/avinist
پیام بالا اشاره کردم به اضافه اینکه
فعالیت کمی اینجا داشتم
و خب برای اعضای کانال
توقع این رو ایجاد کردم که
محتوای خوب و مفید براشون بذارم
اما خب نبودم به دلایلی (حلال کنین جدا) و
خلاصه
باید رفت دیگه.
هیچی موندنی نیست.
اینجا هم هست اما خب من باید برم
جای واجبتر و جدا شدن از اینجا برای
کسی که تک تک پست های این کانال
یاداور خاطرات آقاست براش اصلا آسون
نیست اما لازمه بریم سراغ کار های که
مونده و هستن کسایی که بهتر تو این موضوعات فعالیت میکنند.
برای محفل تا صبح ظهور
موضوع کاربردی هست که
بشه حرف بزنیم.
اما خب دقیقا مشکل حضوره باید جای درستتری بریم از حق بگیم، جایی که صدا به گوش دل های بیشتری برسه
.
و ما هم انسان و محدود به این دنیا و یه نفر بیشتر نیستم اولویت اینه یه جا ولی با اثر بیشتری باشم.
چند جا باشم مثل قبل کیفیت میاد پایین در نتیجه اثر هم میاد پایین و ما میمونیم کار های که جلو نمیره...
شعبه ۲ آوینیسم 🌱
خب خبری که داشتم این بود: شیخ رمضانی میگن هرچیزی که شروع میشه همونجا هم یه تاریخی برای پایانش مقدر
هر جایی که تو هدف جهاد تبیین باشه،
مثلا اینستاگرام مثلا شهر خودمون
مثلا دور شدن از مجازی و گاهی
دور شدن از فعالیت های غیر لازم
و مطالعه آموزش دیدن...
باید کلی نکته رو سنجید تا دید جای واجب خودتون کجاست، آقا که گفتن اول جوانان و بعد مردم.
منم باید برم سراغ هم نسل خودم جوون ها دیگه انشاءالله.
خب ناشناس هم فردا بسته میشه
چون احتمال میدم فردا بقیه ببینن و
سوالی پیش بیاد، پس هر سوالی
نظری بود در خدمتم.
یا علی (ع) مدد.
سلام و نور.
ممنونم که اینقدر صادقانه حستون رو گفتین. پیامتون رو چند بار خوندم.
راستش اصلاً قصد من این نبود که حس ناامیدی یا پایان منتقل بشه. تصمیمم فقط تغییر اولویت بود؛ احساس کردم با توجه به محدود بودن وقت و توانم باید جایی باشم که امروز نیاز بیشتری به حضورم داره.
اما حرفتون درباره نیاز به امید کاملاً قابل تأمله و قبول دارم که شاید لحن پیامم بیشتر از چیزی که باید، رنگ خداحافظی و دلتنگی داشت.
از اینکه بدون تعارف این نکته رو گفتین ممنونم. انشاءالله خدا به همهمون توفیق بده هر جا که هستیم باعث امید و اثر باشیم.