🌹مازندران بوی شهادت گرفت🌹
♦️یاسر سپیدروز از اهالی روستای چناربن نکا از نیروهای انتظامی مستقر در استان خوزستان صبح دیروز(سهشنبه) در درگیری با اشرار در شهرستان شادگان به فیض عظیم شهادت نائل آمد.
♦️ #شهید_یاسر_سپیدروز در درگیری با افراد مسلح ضمن وارد آوردن تلفات سنگین به مهاجمان و دستگیری چند تن از اشرار خود به مقام شامخ شهادتــــ ـــــ🕊🌹ـ
نائل آمد
#امنیت_اتفاقی_نیست
#شهادتت_مبارک
🌹 @AXNEVESHTESHOHADA
در سال ۱۳۴۳ که برای شرکت در مراسم عروسی یکی از اقوام آقای رجایی به تهران رفته بودیم, پس از پایان برنامه چون تعداد مهمانان شهرستانی زیاد بود، قرار شد، آقایان که حدود ۲۰ نفر میشدند، شب را به منزل آقای رجایی بروند و استراحت کنند. وقتی خواستیم بخوابیم ایشان خطاب به همه ما کرد و گفت: اجازه دارم برای نماز صبح بیدار تون کنم؟ همه جواب مثبت دادند.
صبح روز بعد ایشان بیدار شدند و نمازشان را با قرائت بلند خواندند، چون دیدن ما خسته هستیم و بیدار نمی شویم قرآن شان را هم که روزانه می خواندند با صدای بلند تلاوت کردند. وقتی دیدن بعضی ها خیلی خسته هستند شروع کردند یکی یکی ما را به اسم صدا زدند.
#شهید
#درست_انتخاب_کنیم
🌹 @AXNEVESHTESHOHADA
#اختصاصی_عکسنوشته_شهدا
مـےگفـت :
اگر میگویـید الگویتان
حضرت زهرا"س" است باید
ڪاری کنید ایشان از شما
راضے باشند و حجاب_شما_فاطمے_باشد :)💚🌿
#شهیدابراهیمهادی
#کوچه_شهید
🌹 @AXNEVESHTESHOHADA
#اختصاصی_عکسنوشته_شهدا
ای #برادرانم
💢باید هرکـدام ازشما عنصر فعّالـی باشد
بخدا قسم نمی شود پایان زندگی بجز #شهادت باشد
#شهید
🌹 @AXNEVESHTESHOHADA
اختصاصی_عکسنوشته_شهدا
🌹🍃بسیجی شهید محمد رضا حقیقی بچه اهواز است. متولد ۱۴ آذر ۱۳۴۴٫ او عضو پایگاه بسیج مسجد موسی بن جعفر بود.
🌹🍃زمانی که امام خمینی به نوکران پهلوی گفت: سربازان من هنوز در گهواره اند محمد رضا کمتر از دو سال سن داشت.
🌹🍃 شب ۲۱ بهمن ۱۳۶۴ یعنی در هفتمین سالگرد انقلاب اسلامی، محمد رضا در ترکیب گردان کربلای اهواز در عملیات والفجر ۸ فاو شرکت داشت و درهمین عملیات در ساحل فاو به شهادت رسید.
🌹🍃پیکر مطهرش پس از چند روز که در سرد خانه نگهداری شد به اهواز انتقال یافت و طی مراسمی با حضور خانواده و جمعی از مردم تشییع و در بهشت آباد اهواز به خاک سپرده شد.
🌹🍃 :وقتی تلقین محمدرضا خوانده می شد،من ناباورانه شاهد آخرین لحظات وداع با فرزندم بودم،که ناگاه احساس کردم که لب های بسته شده ی محمدرضا که بر اثر دو سه روز بودن در سرد خانه به هم قفل شده بود،به تدریج که از هم باز شد و گونه های وی مانند یک فرد زنده گل انداخت و جمع شد وچشمهایش نیز بدون اینکه باز شود،به مانند فرد خوابیده ای می مانست که در حال دیدن خواب خوشی است و با منظره و یا حادثه ی خوشحال کننده ای روبرو شده است.
شبی خواب محمد رضا را دیدم.....
عکس باز شود...
🌷 @AXNEVESHTESHOHADA
#اختصاصی_عکسنوشته_شهدا