eitaa logo
🌷عکسنوشته شهدا 🌷
1.2هزار دنبال‌کننده
7.6هزار عکس
1.7هزار ویدیو
15 فایل
🌷 اینجا با شهدایی آشنا میشی که حتی اسمشونم نشنیدی کانال های دیگر ما سیاسی 🇮🇷 @AXNEVESHTESIYASI حجاب 🌸 @AXNEVESHTEHEJAB تبلیغات https://eitaa.com/joinchat/302448687Cd7ee6e0c16
مشاهده در ایتا
دانلود
📆به‌مناسبت سالروز شهادت "فرمانده حسین" در ۳۰ شهریور سال ۱۳٦٤ در روستای شلمان از توابع استان گیلان به دنیا آمد. با وجود آنکه در رشته مهندسی الکترونیک دانشگاه ساوه قبول شده بود اما ترجیح داد وارد دانشگاه افسری امام‌علی (ع) شود. شخصیت جهادی او در پایگاه امام علی (ع) نیروگاه قـم شڪل گرفت و با عشقی عمیق در سال ۱۳۸۳ وارد سپاه پاسداران شد و از همـان اول سودای شهـادت داشت . او پس از گذراندن دوره دانشڪده افسری وارد ماموریت‌های سخت شد. از سال ۱۳۹۲ در مناطق درگیری در عـراق و سوریـه حضور پیدا ڪرد . و از فرماندهـان محورهای عملیاتی «غوطه شرقی» دمشق در سال ۱۳۹۲ بود. او جزو اولین افرادی بود که به همراه سردار حاج قاسم سلیمـانی در پدافند بغداد - سامرا مشارڪت داشت و در فرماندهی عملیات شڪستن حلقه محاصره بلد-سامرا نقش بسزایی ایفا ڪرد. او مسئول عملیات قرارگاه حیدریـون بود و در حالی که در گرمای ۵۰ درجه بیابان‌های تدمر روزه بود به شناسایی می‌رفت. با وجود آنکه به نسبت خیلی از مسئولان خطوط مقدم جـوان بود در جلسات تخصصی بزرگان با شجـاعت نظر می‌داد و آنقدر پخته بیان می‌ڪرد ڪہ بقیه با اطمینان به درستی آن را می‌پذیرفتند. در طول این مدت شش بار مجروح شد. ولی مجروحیت مانعِ ادامه حضورش در میدان ‌های جهاد نشد. نبوغ و مجاهدت‌های او به گونه‌ای بود که فرماندهان به او لقب " حسن باقری " زمان را دادند. او فرماندهی چندین پایگاه در کشور عراق را بعهده داشت. و با نام جهادی " حسین قمی " در دل فاطمیون ، زینبیون و حیدریون به عنوان نیرویی مخلص ، با اخلاق و فرمانـده‌ای شجـاع شناخته شده بود. فرمانده عملیات قرارگاه حیدریون در سوریه و فرمانده شهید محسن حججی در عملیات اخرش جهت تکمیل خاکریزهای دفاعی نیروهای رزمنده در منطقه مرزی جمونه و شمال تنف در صحنهٔ جهاد حاضر شد و در ۱٦ مرداد ۱۳۹٦ در جریان فرماندهی نیروهای عراقی در تدمر سوریه به فیض شهادت نائل آمد و به ملکوتیان پیوست. خیلی‌ها معتقد بودند او به زودی به موقعیت‌های بزرگی در سپاه و جمهوری اسلامی خواهد رسید. آنقدر حضورش موثر بود ڪہ سردار سلیمـانی وقتی خبر شهادتش را شنید گفت خسارت بزرگی وارد شد کاش به جای او من شهید شده بودم ». " نثـار روح پرفتــوحش صلــوات " ...🕊🌸
سردار حاج‌ قاسم سلیمانی وقتی خبر شهادتش را شنید گفت: « خسارت بزرگـی وارد شـد کاش به‌جای او من شهید شده بودم »
🌹 رفیق شهید، شهیدت میکنه...  از همون اول ورود به دانشگاه امام حسین(ع) مصطفی و محمد خیلی با هم رفیق شدن اون قدر رفیق و همراه که تصمیم گرفتن عقد اخوت ببندن...!!! اون روزای جبهه و جنگ وقتی دو نفر با هم عهد اخوت میبستن یعنی اگه یکیشون شهید میشد باید دست اون یکی رو هم میگرفت ، شفاعتش میکرد... 🌷مصطفی و محمد هم خوب این رو میدونستن و البته یه آرزو و هدف مشترک داشتن...!!!شهادت....!  هدف هردوشون شهادت بود و این که زمینی نشن!!! درسته که جوونای نسل سومی بودن و جنگ رو ندیده بودن ، درسته که به قول خود مصطفی اتوبان شهادت رو از دست داده بودن و حالا برای رسیدن به شهادت باید از یه معبر تنگ با کلی سختی رد میشدن اما...عاشق بودن!!!عاشق خدا...عاشق شهادت...!!! 🌷میدونستن هنوز برای شهادت فرصت هست و فقط باید دل رو صاف کرد!!! میدونستن خدا آدم رو عاشق نمیکنه و بعد ولش کنه!!!میدونستن اگه عاشقن اتفاقی نیست!!!حکمتی داره که تو این اجتماعی که گاهی پر از گناهه تو مسیر ارادت به شهدا قرار گرفتن...مصطفی خوب میدونست راه شهادت خود سازیِ!!! شهدا ادعا نداشتن...! نمایش نداشتن...! ریا نداشتن...! به قول مصطفی که میگفت آرزوی هممون همینه که«اللهم ارزقنا توفیق شهادت فی سبیلک» میگفت آرزویی بالا تر از این سراغ ندارم...!!! "شهیدمصطفی(کمیل)صفری تبار" "شهید محمد محرابی پناه" 🌷 @AXNEVESHTESHOHADA
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
شهید محرم ترک اولین شهید مدافع حرم دست نوشته ، اولین شهید مدافع حرم: 🔺امروز از ساعت چهار عصر به یکباره دلم گرفت، به یاد دخترم فاطمه و همسرم که امروز تقریبا هشتاد روز است که آنها را ندیده ام افتادم. 🔺عکسها و فیلمهایی که از فاطمه داشتم را نگاه میکردم و در دلم به یاد حضرت رقیه(س) افتادم و این که چه کشید این خانم سه ساله ... 🔺در همین حال بودم که یکباره تلفن به صدا درآمد، با صدای تلفن حدس زدم حتما همسرم هست که تماس گرفته! 🔺حدسم درست بود ولی بدون این که صحبتی کند گوشی را به دخترم داد دیدم که گریه امانش نمیدهدگفتم چی شده خانم طلا، باباجانی؟ دختر بابا چی شده چرا گریه میکنی؟! 🔺گفت: بابایی دلم برات سوخته کی میایی، من دوسِت دارم، بیا بابایی دیدم حال فاطمه خیلی بد بود شروع کردم به نوازشِ فاطمه خواستم حواسش را پرت کنم، گفتم: برای بابایی شعر می خونی؟ 🔺در حالی که فاطمه متوجه نشود آرام می ریختم، اشکم برای سه ساله امام حسین بود برای وقتی که بهانه بابا را گرفت و سر پدر را برایش آوردند... 🌷 هدیه روح مطهر شان صلوات وَعَجِّلْ‌فَرَجَهُمْ 🌹@axneveshteshohada
🌹‏زندگیش مثل یک طلبه معمولی بود، با این حال در وصیت‌ نامه‌اش نوشته بود: یک پنجم دارایی مرا به حضرت امام بدهید؛ زیرا خوف دارم این مقدار که به دست آورده ام، در شأن زندگی طلبگی من نباشد و فردا در آستان عدل الهی باید پاسخگو باشم. "شهید فضل‌الله‌ محلاتی" 🌹@axneveshteshohada
۱۴ تیر ماه گرامی باد. 🥀 تاریخ ولادت: 1 فروردين 1359 تاریخ شهادت: 14 تير 1396 محل شهادت: سوریه - حلب محل آرامگاه: خراسان رضوی - نیشابور - درود
همیشه سفارش می کرد که این انقلاب با سختی و دادن خون مردم عزیز(شهدا) به دست آمد. شما هم باید رهرو امام و شهدا باشید و نگذارید این انقلاب به دست بیگانگان بیفتد و برای کوری چشم دشمنان در نماز جمعه و جماعت شرکت کنید. با دوستانش به نرمی صحبت می کرد و آن ها را به وحدت و همدلی تشویق می کرد و به ما سفارش می کرد که در گرفتن دوست خوب دقت داشته باشید و دوستی را انتخاب کنید که شما را به دین و ایمان دعوت کند.» ✍به روایت خواهر شهید 🌷 ●ولادت : ۱۳۳۱/۱۰/۱۱ ساری ●شهادت : ۱۳۶۲/۷/۱۹ مریوان
9.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⊰🥀⊱ . . مجید‌هیچ‌وقت‌اهل‌نمازو‌روزه‌ودعانبود، اماسه‌چهارماه‌قبل‌ازرفتن‌به‌سوریه به‌کلےمتحول‌شد،همیشه‌در‌حال دعاوگریه‌بود،نمازهایش‌را‌سروقت مےخواند،حتےنمازصبحش‌را نیزاول‌وقت‌مے‌خواند،خودش‌ همیشه‌مےگفت نمے‌دانم‌چه‌اتفاقےبرایم‌افتاده‌که‌این‌طور عوض‌شده‌ام‌ودوست‌دارم‌همیشه‌دعا بخوانم‌وگریه‌کنم‌وهمیشه درحال‌عبادت‌باشم! ♥️" 🕊" 🌦"
81.37M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
| شهید محمدحسین فهمیده به روایت خانواده؛ پیش از شروع جنگ و در درگیری کردستان، به‌مدت یک هفته به کردستان می‌رود و نیروهای کمیته او را به منزل بازمی‌گرداندند. وقتی می‌خواهند از او تعهد بگیرند که دیگر با این سن کم، به مناطق درگیری نرود؛ در جواب پاسدارها می‌گوید: شما پاسدارها هرچند نفر باشید من حرف دروغ نمی‌زنم؛ هروقت جنگ شروع بشود و امام اعلام کند، اولین بسیجی منم! 🍃شهید حسین فهمیده 🌷@AXNEVESHTESHOHADA
رُضوان المُقاومة.. يوم ميلاد الرجل الذي أربك أجهزة المُخابرات العالميّة..💛 ⚜ خاطرات حاج عماد ⚜ اشعه مستقیم آفتاب می‎ گداختش. می‎ دانست که پدر هم در زیر همین گرمای طاقت فرسا مشغول به کار است. با ارّه ای نسبتاً بزرگ به جان درختان خشک و بر زمین ریخته باغ افتاده بود. صاحب باغ که آمد از کار دست کشید و به تنه کوچک درخت پرتقال تکیه زد و نگاهش را به سمت او روانه ساخت. 🗯 👈با این که هوا گرم است امّا خوب کار کرده‎ای... آفرین. در این دو ماه چهره باغ عوض شده... می‎ دانم کم است. می‎ دانم. امّا چه می شود کرد. بیا بگیر. این هم دستمزد این مدّت. 🌷 به آرامی جلو رفت و از صاحب باغ تشکر کرد. از باغ که بازگشت مستقیم رفت پیش روحانی روستا و گفت: 🗯 👈می‎ دانم کم است. امّا با خودم عهد بسته بودم همه دست‎مزدم را بدهم به شما که برای ساخت مسجدِ روستا خرج کنید... 🌸 شهید حاج عماد مغنیة 🌸 ✓ قطعا خون اسرائیل را ساقط خواهد ڪرد. ......🕊🌸
توبه_نامه بسیجی سیدخلیل ساداتی (اهل روستای بالاده ساری) : ۳۰ بهمن ۱۳۶۲ ، چنگوله 💌 خدايا ... بيچاره گي مرابلندكرده و به درخانه تو آورده و شدت مرگ و سختي روز قيامت خواب را از چشم من برده در اين وقت همه خوابند اما من... چطوربخوابم درفكرگناهان گذشته ام هستم و هرچه فكر می كنم نمي توانم نعمت های بيكران خداوند را بجا آورم درحالي كه مرگ بسرعت پيش مي آيد خدايا... مرا ببخش كه گرفتار هوای نفس شدم بارالها... بار گناهانم بسيار سنگين شده مرا نزد خودت ببر هرچندكه لياقت شهيد شدن در راه تو را ندارم خدايا... مراببخش و توبه ام را بپذير 😭😭 انشاالله آمين