قسمتی از وصیت نامه؛
🌷🍃 همانا که آرمان ما، تحقق بخشیدن به عدالت در کره زمین و ستاندن حق مظلومان و ستمدیدگان عالم می باشد. حقیر هم به جهت پاسداری از اسلام ناب محمدی و پایداری پرچم مقدس اسلامی و مبارزه با استکبار جهانی، نابودی ظلم و ستم و نابودی اسلام آمریکایی که با ظهور گروه های تکفیری خود را نشان داده است، می روم. باشد که اسلام عزیز سربلند و پیروز گردد.
🌷🍃 از همسر دلسوز، مهربان، زحمت کش و عزیزتر از جانم، به پاس زحمات فراوانی که در این مدت کشید و سختی های فراوانی را تحمل کرد ممنون و متشکرم. امیدوارم همچنان زینب وار به زندگی خود ادامه دهی و فرزندانمان را کماکان ولایتی تربیت کنی. همسفر روزهای سرد و گرم من! منو بخاطر کمی ها و کاستی ها ببخش و حلالم کن. مثل همیشه محتاج دعاهای خیرت هستم. اگر نبود مقاومت و پشتیبانی های تو، هرگز بجایی نمی رسیدم. از خداوند کریم برای هزارمین بار، هزاران هزار بار متشکرم. که چنین نعمت خوبی را به من عطا فرمود. و در پایان از تمامی برادران و خواهران، دوستان و آشنایان حلالیت می طلبم.
🌷🍃 هان ای دوستان! ای سینه زنهای حضرت ارباب! بر هزر باشید که بعد از گذشت سه دهه از انقلاب، هنوز جنگ به پایان نرسیده است. باور کنید باور کنید که جنگ است و جنگ امروز بسی سخت و دشوارتر از دفاع هشت ساله می باشد. دشمن با تمام قوا از زمین و آسمان، در حال حمله با مرزهای اعتقادی و ایمانی ماست. حرکتی کنید. امروز دشمن در خصوصی ترین لحظات ما و به خصوصی ترین مکان های ما نفوذ کرده و بنیان خانواده که یکی از ارکان مهم جامعه می باشد را از هم پاشیده. و چگونه است که ما نسبت به این مسائل بی تفاوتیم. والله قسم که اگر هر کدام از ما به اینجا (بی تفاوتی) برسد، یعنی اینکه دشمن تیر خلاص به ما زده.
🌷🍃 همسر شهید حامد کوچک زاده با بیان اینکه حامد همیشه دغدغه فرهنگی داشت، گفت: یکی از ویژگی های شاخص همسرم اخلاق و رفتار خوبش بود که احساس میکنم خدا بخاطر همین او را انتخاب کرد.
🌷🍃 اگر روزی، حامد یک کم ناراحت بود همه دنبالش بودند تا بدانند که حامد چرا امروز ناراحت است و شاد نیست، گفت: اینقدر که شهید حامد خوش اخلاق و خوش برخورد و شاد بوده هیچکسی دوست نداشت ناراحتیش را ببیند.
🌷🍃 بزرگترین خصوصیت حامد اخلاق و رفتار خوبش بود.
وی با بیان اینکه ما 8 سال کنار هم زندگی کردیم شاید در این مدت 8 بار عصبانیتش را ندیدم، خاطرنشان کرد: همیشه خودش را کنترل می کرد و موقع عصبانیت تند صحبت نمیکردو سکوت میکرد.
8.23M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#استوری_اینستاگرام
💐دیدار مادر شهید « حسین علی قلی نژاد پس از ۳۵ سال در معراج شهدا
#شهید
#دفاع_مقدس
🌹 @AXNEVESHTESHOHADA
سخنگوی قوه قضاییه:
🔹درباره حذف عنوان شهید و شهدا از برخی خیابانها برخی دست اندرکاران توجیهاتی بیان کردند.
🔹این توجیهات قانع کننده نبود که مثلا چون اسم طولانی می شد برای سرعت آنرا برداشتیم.
🔹این اقدام را نابخردانه می دانیم، بعضا می گویند دست هایی پشت پرده است.
🔹پرونده قضایی در این خصوص تشکیل نشده است.
#شهید
#کوچه_شهید
🌹 @AXNEVESHTESHOHADA
📝یادداشت همسر شهیدمدافع حرم «مهدی نوروزی» ازثبت نام فرزندشهید در مدرسه
یکی ازخاطرات جالب اقامهدی حضور درعملیات مرصاد بود ،یادمه سفر آخر که رفتیم کربلا ابتدا مسیر کرمانشاه به مرز از یادمان عملیات مرصاد که رد شدیم مجدد خاطراتش رو مرور کرد
نکته جالبش این بودکه میگفت کلاس اول بودم ومعلم داشت ازجنگ ومشکلات جنگ میگفت وحضور رزمنده ها درجبهه که من بامعلم همراه شدم وشروع کردم به توضیح دادن صحنه هایی که دیدم ومعلمم متعجب شد
حالا آقا محمدهادی قدم درجای پای پدر گذاشته
تو مصاحبه یکی ازمدارس وقتی فرد مصاحبه گیرنده ازش پرسیده بود علاقه ت چیه گفته بود یکبار دیگه برم سوریه بعد برم حلب جنگ
اونجا شباصدای توپ میاد
من بیسیم واقعی داشتم
به من میگفتن قائد عملیات
محمدهادی آمدبیرون وباید من میرفتم داخل
همون آقا یک سری سوال ازمن پرسید وبعد گفت محمدهادی خیلی خیال پردازهه وخودش رو جایگیزین خاطرات پدرش معرفی میکنه
براشون توضیح دادم که...
باورش سخت بود براش
ژن دیگه
مینویسم که بماند
نشان از پدر
ان شاالله عاقبت بخیر بشی
عکس شهیدمربوط به مرداد۶۷ عملیات مرصاد
عکس محمدهادی مربوط به آبان۹۷ خرابه های حلب
#شهید
#مدافع_حرم
#فرزند_شهید
🌹 @AXNEVESHTESHOHADA
🌷کاری کن ای #شـــهید❣
🔸بعضی وقت ها
نمیدانم، در گردوغبار
گناه🔞 این دنیا چه کنم
مرا جدا کن👤 از زمین
دستمـ را
بگیـر..
🔸میخواهم
در دنیایِ_تو آرامـ😌 بگیرمـ...
#شهید_حمید_سیاهکالی_مرادی
#شبتون_شهدایی 🌙
🌹 @AXNEVESHTESHOHADA
🍃🌹شهید محمد مرادی فرزند غلامعلی، همزمان با شروع جنگ تحمیلی عراق در شهرضا دیده به جهان گشود. در زمان تولد چهره ی او نورانی و جذاب بود و گویی هدیه ای آسمانی از طرف خدا برای خانواده اش بود.
🍃🌹 پس از اتمام دوران تحصیلی در شهرضا به دانشگاه دولتی کاشان رفت و یک ترم تحصیلی در رشته ی فنی با معدل بالا گذراند؛ اما محیط دانشگاه و فضای موجود بر آن با منش و اخلاق محمد کنار نمی آمد؛ به همین خاطر دانشگاه را رها کرد و به خدمت سربازی در پادگان ثارالله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رفت.
🍃🌹 سرانجام این عشق و علاقه باعث شد محمد با پیگیری های بسیار در گروه 22 توپخانه ارتش جمهوری اسلامی ایران مشغول به خدمت شود.
🍃🌹 واخر سال 1394 بود که امام خامنه ای اجازه حضور نیروهای ارتش را در سوریه دادند و محمد جز اولین نفراتی بود که ثبت نام کرد.
🍃🌹و در آخر در تاریخ اول تیر سال 95 برای اعزام به سوریه به تهران منتقل و پس از آن به ماموریت رفت. در سوریه بیکار نمی نشست و به سربازان سوری نماز را آموزش می داد؛ حدود 30 نفر از سربازانی که تازه شیعه شده بودند از او نماز آموختند.
🍃🌹 شروع عملیات که بود، کمی دیرتر به گروه پیوست. به او الهام شده بود که وقت شتافتن به دیدار یار است و موقع پیوستن به گروه گفت: «غسل شهادت می گرفتم. آخر امروز روز شهادت من است.»
🍃🌹 عملیات شروع شده بود و همینطور رگبار و تیرو خمپاره می زدند. درگیری لحظه به لحظه سخت تر میشد.محمد آرپی جی در دست داشت و همینطور آرپی جی می زد.مهمات برایمان رسید. محمد تمام مهمات را از ماشین خالی کرد و دوباره شروع به آرپیجی زدن کرد. ناگهان صورت دوستش پر از خون شد، فکر کرد شاید تیری خورده، اما محمد را دید که بر روی زمین افتاده است؛ محمد شهید شده بود. پیشانی اش را برروی صورت محمد گذاشت و به پهنای صورت گریه کرد.
🍃🌹 شهید مرادی درتاریخ 95/5/10در شهر حلب سوریه به فیض شهادت نائل آمد.