تقصیراونبود ؛
آن دخترکی پر از شعر بود اما ،
مرد کنارش سواد خواندن نداشت
و اگر بار دلتنگیهایم شانههایم را خم کند ، باز هم به سوی ِتو برنمیگردم .
امروز روزهِ ناناز پَرورده منِ ، روز فرشته ای که خیلی دل نازکتر و مهربونی داره .
یه سالِ دیگه باتمام خوبی ها و بدی های که برات داشت گذشت و تو وارد سنِ پونزده سالگی شدی و برگ جدیدی از داستان زندگیت رو شروع کردی .
با گریه ها و خنده هاش ، غم ها و شادی های که گذروندیم میخواستم بگم مرسی که پا به این زمین گذاشته و مرسی که باوجودت تو زندگیم مثلِ اسمت دنیا رو بهم دادی ، من برات اون آغوشی میشم که دور از دغدغه هآی این جهان و آدم هاش گریه کنی و بهش تکیه کنی ؛
دنیآی قشنگم ، یکی یدونه آیلین '
هیچوقت به تهش فکر نکن . .
چون ممکنه برسی به غم ،
ته زندگی به این قشنگی ، میرسی به مرگ ،
ته یک روز خوب ، ممکنه برسی به شب ِ پر از فکر و خیال ،
ته یک خاطره قشنگ ،
ممکنه برسی به یک یادش بخیر !
از حس و حال الانت لذت ببر
در لحظه زندگی کن
به تهش فکر نکن . .
به رسم عادت زاد روزت مبارک ته تغاری بهمن 💞
به پایت سنگ میبستم اگر میلت به ماندن بود
ولی حالا که این اندازه دلسردی خداحافظ