#شب_ششم
#قاسم_ابن_الحسن
#احلی_من_العسل
شبیه موم عسل خانه خانهات کردند
به جرم گفتن احلی من العسل قاسم
@raaahii
#شب_هفتم
#طفل_الرضیع
بس کن رباب حال تو بهتر نمیشود
این گریه ها برای تو اصغر نمیشود
بس کن رباب سر به سر غم گذاشتی
اصلا خیال کن علی اصغر نداشتی...💔
@raaahii
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چقد دست و پای تو سرده دلبندم... 😭🖤
#روضه_موشن | لالایی ...
@raaahii
در رزمگاه عشق نه فرق پسر شکست
گویی درست، شیشه عمر پدر شکست
پشتی که جز مقابل یکتا دو تا نشد
پشت حسین بود و ز داغ پسر شکست
@raaahii
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خیلی گران تمام شد این آب خواستن
یک مشک از قبیله ما یک عمو گرفت...🖤
@raaahii
صندلی چرخدارش کنار یک لبهٔ سیمانی در خیابان گیر کرد. پسری به کمکش آمد.
ناگهان صندلی چرخدار واژگون شد. مرد جانباز با صورت زمین خورد. اشک در چشمانش حلقه زد و بلندبلند گریه کرد.
پسرک با ناراحتی گفت: «آقا گریه نکن، به خدا من قصدی نداشتم!»
مرد جانباز گفت: «من برای خودم گریه نمیکنم! حالا فهمیدم از روی اسب بدون دست زمینخوردن، چقدر سخته!»💔
اَيْنَ الطّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِكَرْبَلآءَ🏴