مصدرِ رفتن اگر مَصدرِ خوبی میبود
این همه شاعر از این واژه نمینالیدند ..
ما خير نديديم از اين خانه تكانی
ای كاش كسی بود كه دل را بتکاند !
- غرورت واسه منی ك دورم پره
و خودم انتخاب میکنم ؛
با کی خوب رفتار کنم . .
اصلا جواب نمیده :))!🧡'💭
- کجا میتونم پیدا کنم یکی مثِ تو؟!
یکی مثِ تو که منو درک کنه و فقط با نگاه کردن به چشمام همه دردامو بفهمه .
کی میتونه مثِ تو کوک کنه حالمو ؟!
شادیه تو صدامو . .
کی میتونه بجز تو زخم نشه رو تنِ خستم؟!
کی میتونه جز تو دستمُ بگیره ؛
و بگه باورم داره و تنها نیستم؟!
من خسته بودم از همه چیز و حالا تو چشمامو معنی کردی . .
و یه بغل برای سبک شدنِ روحم بهم هدیه دادی :)!🔓'🌸
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
- به خاطر تمام آن دیوانگی هایی ك برایت کردم ؛
- دیوانگی کن و برگرد :))!
- یه شب آخر از آسایشگاه میزنم بیرون ؛ لباسای آبی کهنه تیمارستان و میندازم دور . میرم یواشکی از کمد بزرگه لباسای قدیمیمو پیدا میکنم .
اون پیراهن قشنگه که تو خریدی برام ؛
اون شلواری که تو دوست داشتی میپوشم پا برهنه میام تو خیابونای شهر .
راه میرم آواز میخونم :))!🖤'🔓
نزار قبانی میگه :
‹ من هیچوقت
احساس ناتوانی نمیکنم،
مگر وقتی که دلتنگ تو میشم ›
به نظرم باگِ آدمیزاد
همین دلتنگیه!
همینکه نمیتونه
بیخیالِ یه خاطره بشه…♥️،🌿′
دوقدم مانده که این سال ، به پایان برسد ؛
موسمِ پرگُل و سرسبز ِبهاران برسد ...
دوقدم مانده به آغازِ بهاری دیگر ؛
کاش امید ، به ویرانه ی شیران برسد !🌱🌸