eitaa logo
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
3.7هزار دنبال‌کننده
530 عکس
124 ویدیو
2 فایل
. ﷽ - چرا پناهگاه ؟! ' من دلم نیومد بی‌پناهیِ آدمارو پناه نباشم ؛ ⤶‏و پناه بر تو از حزن‌های پی در پی🌱 ' . - اینجا جای کسیه ؟! ± بله ؛ پناهگاهِ منِ " 👤: @Imenshabah
مشاهده در ایتا
دانلود
سالهاست بدون اینکه بازی کنیم باختیم.
± درِ کلاس های دانشگاه شیشه داشت ؛ آنقدری بود ك بتوانی دوسوم کلاس را ببینی . . کلاس 106 دانشگاه جای خیلی دنجی بود انتهای راهرو بود ؛ کوچك و نُقلی ؛ کلاسش همیشه خودمانی بود ؛ انگار ك دوستانت را دعوت کرده‌ای به اتاق خودت ؛ من کمتر آنجا کلاس به پستم میخورد ؛ اما قضیه برای او کمی متفاوت بود و بیشتر کلاس هایش آنجا تشکیل میشد ؛ اصلا شاید برای همین بود ك آن کلاس برایم اینقدر خواستنی جلوه میداد . . آنروز یادم است ك امتحان داشتند ؛ از آن سخت هایش ! غُرغُر درس نخواندن و سخت بودن امتحان را از روزها قبل برایم شروع کرده بود ! وقتی رسیدم امتحان شروع شده بود ؛ رفتم پشت در و درون کلاس را نگاه کردم ؛ استایل خراب کردن امتحانش مثل خودم بود ؛ خودکار را میگذاشت روی میز ؛ دو دستش را میزد روی پیشانی و فقط زمین را نگاه میکرد ؛ رفتم به سمت بوفه ؛ از اکبر آقایمان دو عدد چایی ؛ دو عدد هوبی و یك کاغذ آچهار گرفتم ؛ روی کاغذ با ماژیک نوشتم : ‹  ولش کن امتحان رو ؛ بیا چایی با هوبی  › رفتم پشت در ؛ به بغل دستی اش گفتم صدایش کند . . کاغذ را نگه داشتم لبه شیشه برای چند ثانیه و بعد نگاهش کردم . . همه ی آن عصبانیت در یك لحظه رفته بود و داشت میخندید . . از آن خنده هایی ك فقط خودم میدانم چقدر معرکه بود . . ! رفتم روی پله ها نشستم ؛ چند لحظه بعد آمد بیرون و بغل دستم نشست ؛ چایی و هوبی اش را گرفت و بعد بدون آنکه به من نگاه کند ؛ گفت : من تورو نداشتم چی میکردم ؟! ‹ قربانت شوم ؛ خیلی دلم میخواهد بدانم حالا همه ی این سالهایی ك مرا نداری ؛ چه میکنی . . !  🌱'🪐
- دوباره‌ در‌ تن‌ِ من‌ روحِ‌ ‹ نوبهاران‌ › باش . .🔓'🌸 .
± باید بهت بگم ك : تو مثلِ اومدنِ ماه ؛ پشت پنجره اتاقمی مثلِ ؛ ‌شکوفه زدن درختایِ گیلاس وسط زمستون ؛ مثلِ خیره کننده ترین نور دنیایی ك تا تاریك ترین لایه هایِ وجودمم‌ تابیده و زندگیم رو غرق تویِ روشناییِ خودش کرده :)! 💜'🐈
- به نام خالق آبیِ گرم 💙☁️ -
[ نذرکردم‌که‌اگر سهمِ‌منْ‌از‌عشق‌شدی، دوسه‌رکعت‌غزلِ‌شاد بخوانم‌هرشب...!🤍📚 ]
- بنویسید‌ بغل‌ ؛ بخوانید ‹ بهشت › ! ♥️'🍕 .
هیچکس‌ بعد از هیچکس‌ نمرده اما ما بعد از یه‌ اتفاقایی واقعا زندگی‌ نکردیم ..
به قول ممرضا : - بعید میدونم دیگ مث ت ببینه زمین، از خوب خیلیا خیلی بهتری !🫀🐋
- میگفت فکر میکنم‌ ما آخرین‌ نسلی‌ هستیم كِ‌‌ : تو کوچه‌ها لی‌لی بازی کردیم ؛ بستنی‌ زی‌زی‌گولو‌ خوردیم ؛ تفنگ آپاش داشتیم ؛ با رخت خوابا خونه ساختیم ؛ زنگ خونه‌ها‌ رو‌ زدیم‌ و فرار‌ کردیم . تو زمستونا کرسی‌ پھن کردیم ؛ کلِ بچگیمونُ منتظرِ تابستون‌ موندیم :)!🌱'💭
جایی‌بمون‌ك‌ ‹ قلبت‌ › لبخند‌میزنه ! 💙🐬'