ندارم خوابِ آرامی مگر در کنجِ آغوشت...
بیا درمان بکن این شب نخوابیهای دائم را :)!
پلان اول ؛ دیشب همه چیز به مو رسید
پلان دوم ؛ صبح معجزه شد و مو پاره نشد
دو ساعت بعد از معجزه ، مامانِ بیخبر از
اتفاقات اخیر ، برای احوال پرسی زنگ زد
و گفت : دیشب کلی دعات کردم :))♥️'
تو را این قطره های اشک روزی نرم خواهد کرد
که آب آهسته و آرام میپوساند آهن را(:
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
- بی تو من جمعهی هر هفته کمی میمیرم :)🚶🏻♂!
- بی تو من جمعهی هر هفته کمی میمیرم :)🚶🏻♂!
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
هرمشکلی طرفت میاد ؛
تورو میکشونه به سمت خودش ؛
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
تورو میکشونه به سمت خودش ؛
پاره نمیشی فقط کِش میای :)!
هر چه نازش میکشم ، با چشم گوید اِذهَبی
آخر او قاری قرآن است و بچه مذهبی♥️ ..
- داشتیم باهم بحث میکردیم ك از قبل ترش
دستش توو دستم بود !
فقط نمیدونم چرا وقتی داشت داد میزد
دستمو محکم تر گرفته بود و فشار میداد راستش . .
نمیدونم این فشار دادن دستم از سمتِ اون از
رویِ فشار عصبی بود یا میخواست بفهمونه بهم ك
حتی اگه داد میزنم سرت حتی . .
اگه ازت ناراحتم حتی اگه
بد و بیراه بهت میگم ‹ باز دوسِت دارم : )!💚'🎼 ›