واژهی ‹ Mamihlapinatapai › يكى از سختترين كلمات براى معنى كردن به حساب مىآيد.
اين لغت يعنى؛
نگاه ساکت و منتظر دو نفر به همديگر در شرايطى كه ميخواهند چيزى بگويند؛
ولى هيچكس شروع نميكند.!👀💙"
آنچه من پای به دست آوردن چشمت زدم
قیدِ دینم بود لامذهب! نمیفهمی چرا؟📿🚶🏾♂
گفت ؛
دیگر مثل آن ایام عاشق نیستی!"
گفتم ای دلبر توهم معشوق سابق نیستی(:✋🏻.
یهوقتاییبهچشماش زلبزنید،
بهشبگید:
گورِ پدرِ قانون، تنها تو از این دنیا چون اِرث پدر بااااید، مال دل من باشی!🙊💕
اگرکهچالگونهداره،
بهشبگید :
حفر کردی چالهای بر روی ناز چانهات، من دلم افتاد در آنجا نجاتم میدهی؟!🙁💜
- بیشترین درجهیِ خستگی از مردم
اونجاست که صائب نوشت :
‹ مرا زِ روز قیامت غمی که هست این است
که رویِ مردم عالم دوباره باید دید :)!'🌱'✉️ ›
از سر نمی روی چگونه از دل برانمت؟!
سلطان دل شدی و من دوست دارمت!^^💙
نیوتن گفت آری، هر عمل، عکس العمل دارد تو هم “قانونِ دوّم شخص عاشق” را رعایتکن🌓🌿
کلمهی "Cwtch" در زبان ولز :
•به حس خوبی که تو بغل یه نفر
تجربه اش میکنی گفته میشه💛✨•
حسی که فقط با یه نفرِ خاص میشه تجربه کرد.
به اصطلاح«.یکی رو کاچ میکنی!.»
بهش "یه گوشهی امن" برای آروم شدن میگیم
که هیچ کس دیگه ای نمیتونه جاشو بگیره💫𓏲
یه شب که کنارم دراز کشیده بود بهم گفت : یه جمله بگو که حال الان من رو نشون بده ، چیزی نگفتم ، گفت : خودم بگم ؟ گفتم بگو ، گفت ؛ " قلبم بوی تو رو گرفته " موهاش رو بوسیدم و به این فکر کردم که یه عاشق خیلی بهتر از یه نویسنده حرف میزنه =)!'💙