برات لحظهای رو آرزو میکنم که یاد این آیه افتادی که میگه:
« قَدْ أُتِیتَ سُؤْلَکَ »
- خواستهات به تو داده شد!:)🌿
مغزم : امروز ما ناراحتيم
من : چرا؟
مغزم : گفتم ما امروز ناراحتيم!!!!
من : اوکی
سالها بعد در مورد ما خواهند نوشت؛ مردمانی بیتصمیم در حاشیهی جهان خویش، گران زندگی میکردند اما ارزان میمردند🍂
‹ آنتیگونه : تو تاحالا عاشق شدی ؟
تیرسیاس : عشق خطرناکه خانوم !
آنتیگونه : چرا ؟!
تیرسیاس : چون نمیذاره از
چیزای خطرناک بترسی ! '♥️'🗞 ›
آنتیگونه سوفوکل
گُفتَم که هَمیـن عِشـق نِجاتَم دهَد امّا
حالا چه کَسی میدهَد از عِشق نِجاتَم؟!
اگر دیداری هم نباشد حتی اگر لمسی هم نباشد
بی دلیل برای بعضی ها همیشه جایی در دل هایمان هست! {🦋❤️}
جدا از این من و ما و رها زِ چون و چرا
کسی نشسته در آنسوی ماجرا که تویی...💜✨
امروز یِ دختر پسر دیدم تو ماشین . .
پسره پیاده شد بره بستنی بخره !
دختره از تویِ ماشین . .
همینطور که نگاهش رو پسره بود ؛
یجوری ذوق میکرد که . .
چشماش از عماقِ دلش میخندید ، حسودیم . .
شد حقیقتا اینطور به هم نگاه کنید .🌱'📽
- با کی از فامیل هایِ دور چت میکردم میگفت :
‹ که پسرعموش خواهرِ منو خیلی میخواسته !
این حرف مال بیست سال پیشاست . .
ولی چون پول نداشته باباش پا جلو نگذاشته ؛
یادمه اینا که میامدن خونمون . .
خواهرم قشنگترینِ استکانهایِ مامانم رو میاورد ،
توشون چای میبرد برایِ اینا . .
چه عشقهایی که نشکفته پر پر شدن : )!'💙'🎼 ›
‹
رفتنت اولِ طوفانِ نفستنگی هاست بنشین شهر دلش باز هوا می خواهد !'🧘🏻♀ ›
‹ فقط با شوق می خوانی و از دردم چه می دانی ؟!
تو جان می گیری از شعریِ که من را بارها کشته !'🗞 ›
- تاحالا به بازیِ سنگ کاغد قیچی فکر کردید ?!
‹ بنظر من خیلی بازی غمگینیه ؛
همش به این فکر میکنم که اگر قیچی عاشقِ
کاغذ باشه چی ?!
قیچی بنده خدا وظیفهش بُرِشه ولی در حسرتِ آغوش کاغذ ؛ مدام و مدام داخلِ یه لوپ که . .
توسط ما کنترل میشه و بدونِ اینکه خودش بخواد
همش به معشوقهیِ خودش آسیب میزنه !
از نظر ما وقتی قیچی میبُره برندهس . .
ولی تویِ اون لحظه اون ؛
غمگینترین بازندهیِ این دنیاست : )!'💙'🎼 ›