𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
- اونجا که کلمه ‹ 𝒑𝒊𝒔𝒕𝒂𝒏𝒕𝒉𝒓𝒐𝒑𝒉𝒐𝒃𝒊𝒂 › داره میگه :
‹ یه جور ترس و تردید نسبت به اعتماد
کردن به آدماست با توجه به
تجربیات بدی که تو گذشته از یه
رابطهای که خوب پیش نرفته داری . . ›
مثل اینکه تو همه ی اعتمادتو واسه
یه نفر تو زندگیت گذاشتی و الان دیگه
نمیتونی به کسی اعتماد کنی :)!💙'📽
غمات مباد که دنیا ز هم جدا نکند رفیقهای در آغوش هم گریسته را،،/🚶🏾♂
‹ سلاماً على عقلی ،حين أرىٰ عينيک.
سلام بر عقلم، آن هنگام که چشمانِ تو را دید !'💙'🗞 ›
- مىگفتى : ‹ شبت خوب جان من . . ›
‹ بیشتر از خوب بودن شب
اندیشهىِ اینکه جان تو هستم در من
ریشه مىکرد و سبز میشد : )!🔓'📼 ›
- من هیچ جا تو زندگیم پشیمون نشدم
به جز اونجاهایی که تهش به طرف
گفتم : حیف وقتی که واسه تو گذاشتم . .
‹ اون لحظه دقیقاً پشیمون بودم میدونی چرا !
چون میتونستم بشینم کتاب بخونم
بستنی بخورم واسه خودم قهوه درست کنم
فصل جدید سریالمو ببینم
ولی وقتمو دو دستی دادم به طرف گفتم :
بیا عزیزم مال تو ، خرابش کن . .🌱'✉️ ›
یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد
یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند(:!🚶🏾♂💔
هدایت شده از 𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
صبحتونبخیراهالیجنون . .
مخصوصاشماییکِدیشبغصهخوردی!(:🌻
بلندشوقرارِازنوشروعکنیم . .
#صبحبخیر🌤
± اون دقیقههایی ك داری حاضر میشی ؛ لباس قشنگات رو میپوشی
چون میدونی ‹ اون › هم
قراره امشب اونجا باشه هزاران بار تقدیم تو باد :)!🧡'🐚'