پدرت را بشناس - @Ostad_Shojae.mp3
5.41M
💫 رازِ تلاقیِ لیالی قدر،
با ایّام شهادت امیرالمؤمنین علیهالسلام، در چیست؟
#استاد_شجاعی🎤
#پیشنهاد_دانلود👌
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
💠والنون مصری و فرشته
والنون مصري که از عرفاي بزرگ است، گفت: روزي به کنار رودي رسيدم، قصري ديدم در نزديکي آب. از آب طهارتي کردم چون فارغ شدم چشمم بر بام قصر افتاد که دختري بسيار زيبا بر آن ايستاده بود. خواستم او را بشناسم گفتم اي دختر تو که هستي؟ گفت اي ذوالنون چون از دور تو را ديدم فکر کردم ديوانهاي، چون طهارت کردي و به نزديک آمدي فکر کردم عالمي، و چون نزديکتر آمدي فکر کردم عارفي. و اکنون به حقيقت نگاه ميکنم ميبينم نه ديوانهاي، نه عالمي و نه عارف. گفتم چطور؟ گفت اگر ديوانه بودي طهارت نکردي و اگر عالم بودي به زني نگاه نميکردي و اگر عارف بودي دل تو به غير حق به کسي ميل نميکرد و غير از حق را نميديد. اين را بگفت و ناپديد شد. فهميدم که او انسان نبود بلکه فرشتهاي بود براي تنبيه من که آتش در جان من اندازد.
و از سخنان اوست:
"دوستي با کسي کن که به تغيير تو متغير نگردد."
"بنده خدا باش در همه حال، چنان که او خداوند توست در همه حال."
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
⚜حضرت علی و سلمان فارسی⚜
امیرالمؤمنین علی (ع) بالای بام خانه، خرما تناول می کرد، حضرت در سنین جوانی بودند، سلمان فارسی در حیاط آن خانه لباس خود را می دوخت.
حضرت علی (ع) دانه خرمایی از باب مزاح به سمت سلمان رها کرد. سلمان گفت: یا امیر المؤمنین (ع) با من شوخی می کنید در حالیکه من پیرمرد و شما جوان کم و سن و سال هستید؟ حضرت فرمودند: ای سلمان من را از نظر سن و سال کوچک و خود را بزرگ می بینی. قصه دشت ارژن را فراموش کرده ای؟
چه کسی تو را در آن بیابان که گرفتار شیر درنده شده بودی نجات داد؟ سلمان با شنیدن این کلمات با تعجب از امیرالمؤمنین (ع) کیفیت جریان را خواست.
حضرت علی فرمودند: در وسط آب ایستاده بودی و از شیر بزرگی که آنجا بود می ترسیدی. دستهایت را به دعا بلند کردی و از خدا کمک خواستی. و خداوند اجابت فرمود.
من همان اسب سوار هستم که زره به روی شانه اش و شمشیری به دستش بود که با یک ضربه شمشیر آن شیر را به دو نیم کرد و شما را خلاص کرد. سلمان عرض کرد: نشانه دیگری در آنجا بود، برایم بیان فرمایید.
امام علی (ع) دست به آستین برد و یک شاخه گل تازه بیرون آورد و فرمود: این همان هدیه شماست که به آن اسب سوار دادید. سلمان با دیدن آن گل بیشتر دچار حیرت و سرگردانی شد، با عجله خدمت رسول خدا (ص) شرفیاب شد و عرض کرد: ای رسول خدا، من اوصاف شما را در انجیل خوانده ام. محبت شما در دلم جای گرفت، دینم را رها کرده و دین شما را قبول کردم، ولی از پدرم مخفی نمودم و وقتی پدرم فهمید نقشه بر قتل من کشید ولی بخاطر مادرم از من گذشت و من را به کارهای سخت و دشوار وادار می کرد تا من فرار کردم.
به محلی به نام دشت ارژن رسیدم ، در حال استراحت بودم وقتی احتیاج به آب پیدا کردم لباسهای خود را در آورده و داخل رودخانه شدم، ناگهان شیر بزرگی آمد و روی لباسهای من ایستاد وقتی او را دیدم به وحشت افتادم و از خداوند کمک خواستم که ناگاه اسب سواری پیدا شد و با یک ضربه شیر را دو نیم کرد، من از آب بیرون دویدم و لباس به تن کردم و خودم را به رکابش انداختم و آن را بوسیدم. از همان اطراف گلی کندم و به ایشان هدیه دادم، بعد از نظرم ناپدید شد و رفت، از این اتفاق بیش از صد سال می گذرد و این قصه را برای کسی تعریف نکرده ام. امروز امام علی (ع) تمام قضیه را برای من بیان فرمودند و همان شاخه گل را به من نشان دادند.
رسول خدا فرمودند: ای سلمان، هنگامیکه مرا به آسمان بردند تا جایی که جبرئیل توقف نمود و من تا کنار عرش بالا رفتم، درحالیکه پروردگارم بدون واسطه با من سخن گفت. وقتی سفر معراج تمام شد و به زمین برگشتم علی بن ابی طالب (ع) بر من وارد شد و تمام گفتگوهای من با پروردگارم را خبر داد. بدان ای سلمان هرکدام از انبیاء و اولیاء از زمان آدم تاکنون که گرفتار شده اند علی بن ابی طالب (ع) آنها را نجات داده است.
📜القطره، جلد1، صفحه 282
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✅ من ضامنم...
#آیتاللهبهجتره✨
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
✍#ورود_ممنوع!
حضرت علی در نهج البلاغه میفرماید: از آنچه خداوند نسبت به ابلیس انجام داد عبرت بگیرید؛ زیرا اعمال فراوان و کوششهای مداوم او را با تکبر از بین برد. او شش هزار سال عبادت کرد که مشخص نیست از سالهای دنیا است یا از سالهای آخرت؛ اما با ساعتی تکبر همه را نابود کرد. چگونه ممکن است پس از ابلیس، فرد دیگری همان اشتباه را تکرار کند و سالم بماند؟ نه، هرگز! خداوند هیچ گاه انسانی را برای عملی وارد بهشت نمی کند که برای همان عمل، فرشته ای را محروم سازد. فرمان خدا در آسمان و زمین یکسان است و بین خدا و خلق، دوستی خاصی وجود ندارد که به خاطر آن، حرامی را که بر جهانیان ابلاغ فرموده، حلال بدارد!
📙نهج البلاغه / خطبه ی 192.
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
امیر المومنین علی (ع):
صبر آن است که انسان مصیبتی را که به او می رسد ، تحمل کند و خشم خود را فرو برد.
(غررالحکم، ج2، حدیث 1874)
.
.
امام صادق(ع) :
صبر، آنچه را که در درون بندگان خدا ازنور و صفا وجود دارد، آشکار می کند و بی صبری و ناشکیبایی، آنچه را که در درون آنها از ظلمت ووحشت است، ظاهر می سازد.
( بحار الانوار، ج 68، ص 90، ح 44)
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#کلیپ_تصویری
سلام آقا 😔
قبل از دیدن کلیپ نیت کنید😔
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
عصبانیت استاد دانشمند!!
جابر از امام باقر علیه السلام روایت کرده است که مردی حضور رسول خدا آمد وعرض کرد یا رسول الله! آیا هر کس بگوید لا اله الا الله مومن است؟
حضرت فرمود؛ دشمنی با ما انسان را به یهود و نصاری ملحق میکند، شما به بهشت نخواهید رفت تا مرا دوست بدارید، و دروغ میگوید کسی که معتقد است مرا دوست دارد، ولی او را ( یعنی علی علیه السلام) را دشمن میدارد.
🌿
(بشارة المصطفی، لشیعة المرتضی)
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
#خاطــره🎞
🍃✨پدر شهید :
🌱برای تربیت فرزندانمون با تمام وجود وقت می گذاشتیم،و 💫بنده این افتخار رو داشتم که برای همه فرزندانم از اول ابتدایی، همیشه رئیس انجمن اولیاء مربیان محل تحصیل فرزندانم بودم و بابک از این قاعده مستثنی نبود.🍃✨
#بابک جان هم از اول ابتداییش این توفیق رو داشتم که رئیس انجمن اولیاء مربیان محل تحصیلش بودم.☺️
تنها فرزندی که دانشگاه قبول شد😍 و ازمن خواهش کرد که به همراهش برم برای ثبت نام دانشگاه، بابک جان بود. من و بابک برای ثبت نام ایشون در سال اول دانشگاه رفتیم. 📚
تنها فرزندم که افتخار این رو داشتم که برای ثبت نام دانشگاهش همراهش باشم بابک جان بود.🦋
#شهیدبابڪنورے❤️
ْ🦋
-------◦◌᯽🦋᯽◌◦-------
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
-------◦◌᯽🦋᯽◌◦------
#یامولاعلیعلیهالسلام❤️
از لطف و دستگیری تو حرف میزنم
از شیوه امیری تو حرف میزنم
از وصله وصلههای ردای خلافتت
مولا ز بینظیری تو حرف میزنم
از سفرههای نیمه شبت در خرابهها
از کهکشان شیری تو حرف میزنم
بر شانه تو جای یتیمان کوفه بود
از اوج سر به زیری تو حرف میزنم
از چاه اشک و آه فراق و حکایت
شبهای گوشهگیری تو حرف میزنم
از بیست سال خانهنشینی و بیکسی
از غربت غدیری تو حرف میزنم
دیگر نفس به سینه من حبس میشود
وقتی که از اسیری تو حرف میزنم
داغ تو بیشتر به دلم چنگ میزند
هر چه که از دلیری تو حرف میزنم
از کوچهها و روضه یار جوان تو
از ماجرای پیری تو حرف میزنم
دستان حیدری تو را صبر بسته بود
آن روز اگر که پهلوی مادر شکسته بود
✍ #یوسفرحیمی
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
🌴یکی از بهترین اعمال شب قدر🌴
خواندن دو رکعت نماز در هر رکعت بعد از حمد هفت مرتبه سوره قل هو الله احد خوانده می شود
بعد از سلام ، هفتاد مرتبه بگویید
🌴استغفرالله واتوب الیه🌴
در روایت پیامبر اکرم (ص) وارد شده که هر کس شب قدر این دو رکعت نماز را بخواند ، خداوند امشب خودش و پدر ومادرش را می بخشد و می آمرزد.
🍁 تا نماز صبح وقت خواندن این نماز است
🌴شرکت در ثواب پست را به اشتراک بگذارید.
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
🚫⃟✨
هرڪاریمیتونےبکنکہ گناه نکنی‼️
وقتایی که موقعیت گناه پیش میاد🚦دقیقا قافله کربلاے حسین زمان(ع) روبروته! ویھ دره عمیق خطرناک پشت سرته ها... 🚧
🗯️اگه به گناه بله بگی☝️
به هَل مِن مُعین... 👇
مهدی فاطمه نه گفتی💔..
فقط چهل روز بہ خاطࢪ خدا گناھ نڪنیم
به خاطر ظهوࢪ آقامون....
به خاطر تنهایے اش..
✨|#تلنگرانهـ
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•