یه مدت که بگذره دیگه دلت تنگ نمیشه؛
دیگه چتاتونو نمیخونی و ویساشو بارها و بارها گوش نمیدی.
دیگه وقتی اسمش میاد دلت نمیلرزه،دیگه آرزو نمیکنی برگرده دیگه مرور خاطراتو تموم میکنی،پیگیرش نمیشی و حالشو از این و اون نمیپرسی،یه مدت که بگذره نبودنش و نداشتنش عادی میشه .
دیگه سر عقل میایی و کمکم برمیگردی به زندگیت . ولی،یه حفرهی خالی تا ابد و یک روز توی دلت میمونه که
هیچکسی هیچوقت نمیتونه پرش کنه :)
بعضی شبا واقعاً،عمیقاً،شدیداً و جداً احتیاج دارم ک بشینم تو ماشین و یکی تا صبح برونه و خسته نشه .