eitaa logo
آیھ‌ ؛
1هزار دنبال‌کننده
291 عکس
29 ویدیو
3 فایل
- وصل نمی‌شود دگر، این صدهزار و یک ترک. کپی؟ خیر؛ فوروارد لطفا.
مشاهده در ایتا
دانلود
من نسبت به تمام آدمایی که توو زندگیمن حساسم، وقتی یکی مالِ من شده یعنی فقط محدود به منه، متعلق به منه، نمی‌تونم با کسی دیگه‌ای تقسیمش کنم، خنده‌هاش مال منه، گریه هاش مال منه، غصه هاش مال منه، هرچیزی که مربوط بهش میشه مال منه، من آدم بشدت حساس و حسودیم نسبت به آدمای دورم، حسودم چون دوست دارم، چون واسم مهمی، چون نمیخوام کسی جز من سهمی از تو داشته باشه، وگرنه اگه برام مهم نباشی، دوست نداشته بشم، مهم نیست با کی میخندی، با کی غماتو شریک میشی، اصلا توو زندگیم کمرنگی و دیده نمیشی، پس هیچوقت بخاطر این رفتارم خسته نشو، اینا همش علاقه بیش از حد منو نشون میده، اگه یه زمانی برعکس این اخلاقم بودم بترس، واقعا بترس، چون اونجاست که دیگه با غریبه واسم فرقی نداری.
رنج جدا شدن از کسی که قلباً دوسش داشتی بی نهایت سخته و این تجربه می‌تونه جزو تلخ ترین اتفاقات زندگیت باشه و واقعاً مدت زمان طولانی ای نیاز داره تا بتونی به طور کامل ازین دوره عبور کنی. اما یادت باشه، کسی که مناسب تو باشه میاد توی زندگیت و کسیم که مناسبت نیست تو زندگیت نمی‌مونه. تقدیر همینه. تو باید بعد از افتادن قوی تر از قبل پاشی. مهم نیست چقدر ضعیفی و تو چه شرایطی رها شدی، دنیا دلش واسه کسی نمیسوزه. مجبوری خودت اشکای خودتو پاک کنی، بلند بشی و دور بشی و بگذری از چیزی که قبلاً کل زندگیت بوده. باید خودت پشت خودت باشی. به خودت برسی و برگردی به روال اصلی زندگیت. با یه لبخند گنده تر. لبخندی که تموم اتفاقایی که واست افتادن توش حل شن، تموم شن، بمیرن.
گفت: آدم وقتی غمگینه قشنگ می‌نویسه، مثلِ تو.
من همیشه آدم خود خوری بودم. اونقدری که تو هیچوقت غم توو صدا یا درد توی نگاهمو حس نکردی. نفهمیدن این قضایا توسط اطرافیانم، باعث شده فکر کنن که همیشه حالم خوبه. می‌دونی عزیزِ من، من آدم احساساتی هستم، اونقدر احساساتی که با کوچیک‌ترین حرف یا بی‌توجهی توسط کسی که دوستش دارم می‌تونم همه‌ی بغض‌های کرده و نکرده عمرم رو گریه کنم و در عین حال چیزی به روی خودم نیارم. اونقدری که تو هیچوقت نمی‌تونی متوجه این موضوع بشی. اما می‌دونی چیه؟ حساسیت و دل نازک بودنم هیچوقت باعث نشد که من بخوام واسه نگه داشتن کسی بجنگم یا التماسش کنم، یا ازش بخوام عشق‌و علاقه‌ای رو بهم بده که دلی نیست و همش ظاهریه. درسته که خیلی‌کم تونستم کسی رو توو زندگیم نگه دارم ولی عوضش می‌تونم خیلی راحت کسی که می‌خواد بره رو راهی کنم‌ و دیگه‌ام پشت سرش آب نریزم که بخواد برگرده ..
می‌دونی چیه؟ همیشه همه‌چیز اونجوری که میخوای پیش نمی‌ره، اینو همیشه با پوست و استخون حس کردم. همیشه توو زندگی سعی‌ می‌کردم آدم خوشحالی باشم ولی باز همیشه می‌دیدم نه تنها ادم خوشحالی نیستم بلکه اون خوشحالی میچرخید و به بدترین شکل میوفتاد رو سرم، همیشه روزا رو با گفتن اینکه میگذره، درست می‌شه، میگذروندم. الان دیگه نمی‌تونم، اخه میدونی من حتی خسته تر از اونم که بخوام فکر کنم درست میشه! حالا اگه درست شد، دوباره خراب شد چی؟ اگه هعی و هعی خراب تر شد چی؟ اگه از استرس، اون همه اتفاق که با امید درست شدنش اروم می‌شدم درست نشه چی؟ اگه اون شبی که همیشه با امید صبح شدنش اروم می‌شدم صبح نشد چی؟ الان چی؟بازم درست می‌شه؟ بازم اون شبا صبح می‌شه؟ بازم یه اتفاقِ خوب میفته که تو شک واقعیتش باشیم؟
بند بند تنم داره فریاد می‌زنه برای یه بغلِ محکم همراه با یه گریه‌ی بلند.
سلام، خواستم بگم خیلی وقته دلم برات تنگ شده، دلتنگ همه اون شبایی که از سر ذوق فقط بیدار میموندم تا با تو حرف بزنم، دلتنگ همه‌ی عکسایی که فقط برای نشون دادن به تو میگرفتم، دلتنگ همه جاهایی که خواستیم بریم ولی نشد، دلتنگ دعواهایی که میکردیم و من همش منتظر بودم باز بهم پیام بدی، دلتنگ همه حرصایی که سرت خوردم و اذیتایی که شدم، دلتنگ نفسای عمیقت وسط ویسات، دلتنگ آهنگایی که برات میدادم و باهم گوششون میدادیم، دلتنگ صدا زدن اسمت فقط بخاطر اینکه بهم بگی "جانم؟"، دلتنگ منتظر بودن برای حرف زدن باهات، دلتنگ حسودی کردنات و خندیدنم بهت از سر ذوق، دلتنگ همه خیال‌بافی هایی که باهم کردیم، دلتنگ خاطرات تویی که رفتی اما یادت هنوز هست. خواستم بهت بگم که ممنونم ازت، بابت همه اون چیزایی که گذشت، حتی بدتریناش. تو خاص ترین حس تموم شده‌ من بودی. کنار هرکی که بودی هرجا که بودی مراقب خودت باش. [هنوز هم عزیزِ دورم می‌مانی!]
همیشه فکر می‌کنی از این بدتر نمیشه ولی بهت ثابت می‌کنن وحشتناک‌تر از اینا هم هست.