چرا فکر میکنید من همون آدم قبلیام که برای اینکه آدما کنارش بمونن سعی میکنه خودشو تغییر بده و باب میل بقیه باشه؟ اون آدم سابق مرد. این روزا نه تنها این چیزا برام مهم نیست، بلکه اصلا دلم نمیخواد هیچ آدمی تو زندگیم باشه. به این نتیجه رسیدم وجود آدمای دیگه تو زندگیم فقط باعث پشیمونی خودم میشه و راه دادن بقیه تو زندگیم یه اشتباه محضه ..
جدیدا نسبت به همه آدما و همه چیز بی اهمیت ترینم و حتی دارم سعی میکنم بیشتر از آدما دور بمونم و مهمم نیست که چقدر بهم نزدیکن یا چه جایگاهی تو زندگیم دارن.
حقیقتش از «رفیق» بودن خسته شدم. دلم میخواد به مدت طولانی رفیق هیچکسی نباشم. دلم میخواد بهم تکیه نشه. دلم میخواد پناهگاه کسی نباشم و رفیق خودم باشم واقعا نیاز دارم برای یه مدت کوتاهی که شده خودخواه تر از اطرافیانم باشم.
همیشه حقیقت جلوی چشماته، فقط تو نمیخوای اونو ببینی! درحالی که چشماتو روی همه چی بستی، داری به سمت جلو قدم برمیداری و همه رو وارد زندگیت میکنی؛ بدون اینکه درصدی از حقیقت و بدونی .. بلاخره یهروز چه بخوای چه نخوای همه اون حقیقت ها و واقعیت هایی که پاتو گذاشتی روشون و لهشون کردی و از همشون به سادگی عبور کردی، میان و دیگه نمیذارن جلوتر بری!. میچسبن بهت و ولت نمیکنن تا اینکه به خودت بیایی و چشم و گوشتو باز کنی .. اطرافتو نگاه کنی و ببینی چهخبره و دو دوتا چهارتا کنی و واقعیت هایی که یهروز ازشون فرار میکردی و به مغزت بفهمونی .. بعد از مدتی دیگه نمیتونی اون آدمِ سابق باشی که همه چیزو نادیده میگیره؛ تو دیگه اعتمادت رو نسبت به تموم آدما از دست میدی و به عمق ماجرا نگاه میکنی! هرچقدر آدما سعی دارن مغزتو بشورن تو بازم قانع نمیشی و درحالیکه داری همه رو از زندگیت به بیرون پرتاب میکنی لبخند رضایت بخشی میزنی و خیلی محکم تر و عاقل از همیشه به مسیر زندگیت ادامه میدی .. و تو این رو میدونی که بیشتر آدم ها عوض نمیشن، فقط راه های جدیدی واسه دروغ گفتن یاد میگیرن.
آیھ ؛
عشق اگر عشق است آسان ندارد ..
بگو ببینم!
حالا کی برات آهنگهایِ قشنگ میفرسته؟
تو یه فاصله خیلی کوتاه که حتی خودتم متوجه نمیشی، دیگه یه سری آدمارو مثل قبل دوست نداری و بهشون اهمیت نمیدی. این روند انقدر پیش میره که دیگه یادت میره بهشون فکرکنی. نه اینکه چیز دیگه یا آدم دیگه فکرتو مشغول کرده باشه، نه! انقدر خودت و افکارت و ذهنت رو گم کردی که دیگه هیچی واضح نیست. حتی آدما.
نمیدونم چرا دارم تلاشم رو میکنم با آدما کمتر صحبت کنم، گفتگوهام رو کوتاهتر کنم، اشتیاقم برای آشنایی با آدمای جدید اون قدر کم شده که ترجیح میدم هیچ گونه رابطهای رو شروع نکنم، دلم میخواد همهی آدما سکوت کنن، جهان بیصدا باشه و فقط چشمها با هم حرف بزنن اون هم در حد نیاز، عشق و علاقه، دوست دارم خودم رو تو دل یک زندگی معمولی و آروم رها کنم.