نمیدونم چرا دارم تلاشم رو میکنم با آدما کمتر صحبت کنم، گفتگوهام رو کوتاهتر کنم، اشتیاقم برای آشنایی با آدمای جدید اون قدر کم شده که ترجیح میدم هیچ گونه رابطهای رو شروع نکنم، دلم میخواد همهی آدما سکوت کنن، جهان بیصدا باشه و فقط چشمها با هم حرف بزنن اون هم در حد نیاز، عشق و علاقه، دوست دارم خودم رو تو دل یک زندگی معمولی و آروم رها کنم.
یه وقتایی، باید خودت رو به بیخیالی بزنی. بیخیال تمام آدمهایی که دوستت ندارن! بیخیال تمام کارهایی که میخواستی بشه اما نشد، بیخیال هرکسی که امروز وارد زندگیت میشه و فردا میره، بیخیالِ تلاشهای بینتیجهات، دوست داشتنهای بیثمرت، وقتی کسی دوستت نداره اصرار نکن! وقتی کسی برات وقت نداره خودت رو به زور توی برنامههاش جا نده! [زندگی همینه] شاید تو برای همه وقت بذاری ولی قرار نیست که همه دوستت داشته باشن و برات وقت داشته باشن .. شاید بهانههاشون برای فرار تورو قانع نکنه.[گاهی فقط باید لبخند بزنی و رد بشی] بذار فکر کنن نفهمیدی ..
ماه امشب رو قشنگ نگاه کن. حالا بعدش برو خودتو تو آینه ببین، تفاوتی حس کردی؟ من که نه! تو با وجودِ خستگیِ تو چشمات خیلی خوشگلی.
آیھ ؛
تابستون عزیز ببخشید که قدرتو ندونستم تا سال بعد خدا بهمراهت .
بهترین سه ماهِ سال، خداحافظ.
گفت عشق نه، ولی بیا تا همیشه دوست بمونیم. دستشرو ول کردم و گفتم: ببخشید! ما به کسی که براش روزی چندبار از درون آوار میشیم و فرو میریزیم، دوست نمیگیم ..