گفت عشق نه، ولی بیا تا همیشه دوست بمونیم. دستشرو ول کردم و گفتم: ببخشید! ما به کسی که براش روزی چندبار از درون آوار میشیم و فرو میریزیم، دوست نمیگیم ..
به نظرم به جای ناراحتی و غصه خوردن بشین با خودت فکر کن بگو چرا باید بخاطر گذشتهم ناراحت باشم؟ چرا باید بخاطر اتفاقی که افتاده و تموم شده ناراحت باشم؟ من میگم به جای اینکه براشون غصه بخوری، محکم جلوی کسایی که ناراحتت کردن وایسا و بگو: مرسی که اینکارو در حقم کردی، مرسی که دلمو شکوندی و پا گذاشتی رو تموم احساساتم، مهم تر از همشون اعتمادم، نابودشون کردیا! ولی ایول! ازت ممنونم. چون تو باعث شدی که بشناسمت. باعث شدی که دیگه کنارت نمونم و ازت دورشم و بهم یاد دادی که تو انتخاب آدم درست تو زندگیم خیلی تلاش کنم و نذارم آدمی مثل تو وارد زندگیم بشه. تو گناهی نداری! من کار اشتباهی کردم که آدم اشتباهی مثل تو رو وارد زندگیم کردم. من اشک نمیریزم بخاطر کار اشتباهت، در واقع تویی که باید ناراحت باشی و اشک بریزی. اما برعکس، من خیلی خوشحال شدم از اینکه دیگه آدم اشتباه زندگیمو کنار خودم نمیبینم.
به عقب نگاه میکنم، چقدر اعتماد کردن به بعضیها و حرف زدن باهاشون کار احمقانهای بود.
میخوام بهت بگم اگه همین الان غمگینی، ناراحتی، غصه داری و کم آوردی، برایِ همه و همش خسته نباشی. ناراحت نباش بابتش، حتی اگه هیچکس درک نمیکنه که چقدر میتونه این روزا برات سخت باشه، میخوام بگم من درک میکنم. اون حس جا زدن و کم اوردن بد نیست. ازش فرار نکن و بدون همهش برای قویتر کردنته. اون شبایی که نتونستی بخوابی همش یه روزی جبران میشه. خودت و خوبیات و ارزشات و باورش کن و بدون کلی چیز خوب درونت داری که باید باورشون کنی و با کمک اون ها به آرزوهات برسی. همین.