من مثل چاییام. معمولی و ساده اما دلگرمکننده. هروقت خسته بودی، هروقت تنها بودی بیا!
الان که میخوامش نیاد، نباشه، بعدا که از سرم افتاد مفت گرونه! زمان، ارزش همهچی رو تعیین میکنه.
تو نسبت به باوری که برای آدمها میسازی مسئولی. اگه اعتماد کسی رو به دست آوردی، نگاهش بهت با بقیه فرق کرده و دوستت داره، دیگه نمیتونی هروقت خواستی بزنی زیر همهچی و خرابش کنی، چون آوارش مستقیم میریزه رو سر اون آدم! پس یا از اولش نباش، یا با صدِ خودت کنارش باش و حواست خیلی بهش باشه.
میگفت تو باید بارها بشکنی، شیشهها و تیکه های شکستهت گرما ببینن تا بتونن به شکل زیباتر و محکم تری کنار هم بهایستن. میگفت ما هی شکسته میشیم و این رسم زندگیه، برنده اونیه که بتونه دوباره خودش رو بسازه و دوباره ادامه بده. میگفت خیلی وقتها فرصت خطا و آزمایش نیست و صرفا باید رفت تو دل کار و انجامش داد. میگفت فرصتمون کمه اما روزهای زیادی هستن که میتونیم ازشون لذت ببریم، آدمهای زیادی هستن که کنارشون حال دلت خوبه. میگفت هر بار که شکستی دوباره تیکههات رو بچسبون کنار هم، میگفت هر بار قویتر و نشکنتر میشی؛ میگفت نترس، برو جلو.