eitaa logo
- 𝘈𝘺𝘦𝘭𝘦
48 دنبال‌کننده
215 عکس
14 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مَسخ
صبح که از خواب بیدار شدم، فهمیدم دیگر نمی‌توانم مهاجرت کنم. نه اینکه ویزایم را رد کرده باشند، نه. اصلاً کار به آن مرحله نرسیده بود. گفتند آزمون زبان برداشته شده است. آیلتس نیست. تافل نیست. دولینگو هم نیست. انگار پیش از آنکه بتوانی ثابت کنی بلدی به زبان دیگری زندگی کنی، تصمیم گرفته‌اند خودِ زبان را از زندگی‌ات حذف کنند. مدرک دانشگاه را برداشتم، نشستم گوشه‌ی اتاق و برای چند دقیقه به آینده خیره شدم. آینده هم به من خیره شده بود. هیچ‌کدام حرفی برای گفتن نداشتیم. پدرم پرسید: «حالا می‌خوای چی کار کنی؟» گفتم: «نمی‌دونم.» گفت: «پس درست رو بخون.» خندیدم. این احتمالاً آخرین شوخی باقی‌مانده در کشور بود. ما سال‌ها درس می‌خوانیم تا ثابت کنیم شایسته‌ی رفتنیم؛ بعد ناگهان درِ خروجی را برمی‌دارند و با خودشان می‌برند. آدم می‌ماند و یک مشت کتاب، یک مدرک، چند کلمه‌ی انگلیسی، و رؤیایی که دیگر حتی نمی‌داند باید آن را در چه زبانی تلفظ کند. شاید مسئله همین باشد. شاید مهاجرت هیچ‌وقت رفتن از ایران نبود؛ فقط تلاشی بود برای اینکه یک روز صبح از خواب بیدار نشوی و ببینی زندگی‌ات، بی‌آنکه از تو اجازه بگیرد، تصمیم گرفته است کجا تمام شود. و من هنوز نمی‌دانم فردا چه خواهد شد. فقط می‌دانم اگر آزمون زبان دوباره برگزار شود، احتمالاً سؤال اولش این خواهد بود: «Describe your plans for the future.» و من، به عنوان یک ایرانی، احتمالاً باید برگه را سفید تحویل بدهم. مسخ
وای باورم نمیشه باورم نمیشه باورم نمیشه
فکر نمیکردم بتونم تو دو ساعت همشو جمع کنم
به معنای واقعی دقیقه نود
هدایت شده از ☆𝙂𝙝𝙤𝙨𝙩☆
هیچکس شبیه خودش نمیمونه عزیزم ، شبهایی میاد که هزاران بار میمیریم و باز با طلوع آفتاب متولد میشیم .
هدایت شده از اتاقک‌سیگار؛