قصد کردم تا شب هشتم روضه نزارم.
.
.
ولی یه تیکه از مقتل حضرت عبدالله بن حسن بهمم ریخته، بدون ترجمه میزارم.
هر کی فهمید و حالش عوض شد برا منم دعا کنه..
سیدابنطاووس مینویسه : بعد ازاینکه حضرت دویدن سمت سیدالشهدا تا خودشو سپر ایشون کنن
فریاد زد ای حرامزاده، أَ تَقْتُلُ عَمِّي
بعد میگن،فَضَرَبَهُ بِالسَّيْفِ فَاتَّقَاهَا الْغُلَامُ بِيَدِهِ فَأَطَنَّهَا إِلَى الْجِلْدِ
آی آی آی، آتیش گرفتم برا اینجاش
نوشتند حضرت عبدالله فریاد زد
فَنَادَى الْغُلَامُ يَا أُمَّاهْ
وَ هُوَ فِي حَجْرِ عَمِّهِ الْحُسَيْنِ.
این (واو) واو حالیه است
یعنی اون اتفاق وقتی افتاد که تو بغل عموش حسین بود
بعضی از مقاتل میگن تن به تن دوخته شد..........
حرمله ٣ جا از تیر سه شعبه استفاده کرد
-یکیش باشه برا شب هفتم
-یکیشم باشه برا شب عاشورا
اما اون یکیش همینجا بود
میگن این مدل تیر فقط برای مرد های جنگی و دلاوری استفاده میشده که با یک تیر از پا نمیوفتادن....
نوشتن حرامزاده اومد بالای گودال
هرچی بغض از امام حسن داشت رو توی کمانش جمع کرد و.........
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همش از کتیبه ها جون میگیرم
.
روضه های ابی عبدالله
.
صبحا اتنفس بحب الحسین