.
امروز جای همه عزیزان غایب
در کلاس تدبر سوره ماعون خالی بود ❤️
.
این کلاسی است حضوری
در منطقه ای در تهران
که مهارت های زندگی،
همسری و فرزندداری
را از قاب نگاه سوره ها
شیرین می کنیم 🎂
#صفاییه_تهران
@ayeyar
گوشه هایی از بحث هایش را در
کانال دیگرمان میتوانید
از همکارم جویا شوید 👌🌿🌿
آدم همسرداری و تعهد رو از علامه جوادی آملی باید یاد بگیره!
همسرش را "کریمهی بیت" صدا می زد یعنی بانوی ارزشمند خانه!
اگه آب یا چای میخواستن خودشون برمیداشتن و درنهایت ظرف را میشستن!
اواخر عمر همسرشون حمایت بیشتری میخواستن و علامه جوادی میفرمودن: همیشه بار خانه روی دوش همسرم بود حالا نوبت خدمت من است.
در یک سال گذشته هنوز روزهای زیادی رو در فراغ یار اشک میریزن و برمزار همسر حاضر میشن..
☘️☘️☘️
برگرفته از مصاحبه آقا مرتضی، فرزند علامه جوادی آملی به مناسبت اولین سالگرد درگذشت این بانو
__________________________🔆
مرکز استعدادیابی و رشدفردی آیه یار
جایی برای بانوهایی که
روزمرگی ها را دوست ندارند 👇
@ayeyar
یاد یه کتاب قدیمی ام افتادم که
با دوستانم نوشتم برای شهرداری تهران⏳
تشریف بیارید مهمونی به کتابخانه خونه ما👇
#من_عاشق_کتابم
@ayeyar
بقیه از نبودن ما چه حسی
ممکنه پیدا کنند؟
همین الان که هستیم ،
داریم چه می کنیم ؟
#کتابخانه_من
#فاطمه_محمد_صالحی
@ayeyar
ولی امروز پنجشنبه است، پنجشنبه ای با قصه یک زنِ پر ماجرا🙄
@ayeyar
مرضیه متولد ۱۳۶۰ در بجنورد است، اما از سیزدهسالگی در مشهد بزرگ شده است.
مدرک جودو، تکواندو و مربیگری شنا را در اوایل جوانی گرفته است. ورق زندگی او پس از ازدواج با مردی که اعتیاد داشته برمیگردد، از بیپولی گرفته تا زندگی روی پشتبام زیر تیغ آفتاب، اما مرضیه همه اینها را پشت سر گذاشته است، زیرا او زنی است که از دریچه #امید به زندگی نگاه میکند و #اهل_ریسک است. مرضیه حالا کارآفرین شده است و به چندین خانواده نان میرساند و شاید این روزهای خوش پاداش روزهایی است که به قول خودش به مشکلات خندیده است.
مادرش خانهدار و پدرش بازنشسته آموزش و پرورش بود. مرضیه در دوران مجردی هم از نظر اقتصادی مستقل بوده ، اما در بیستوششسالگی در مقابل مخالفتهای خانواده، برای ازدواج با مردی که از زندگی ناموفق قبلیاش ۲ فرزند داشت، اصرار کرد. او میگوید: بعد از یک سال زندگی متوجه شدم شوهرم اعتیاد دارد. با خودم گفتم کمکش میکنم. به او علاقه داشتم، اما حس ترحم به علاقهام میچربید. نمیخواستم از جامعه طرد شود یا زندگیام از هم بپاشد.او تصمیم سختی میگیرد. ناچار میشود شوهرش را از رفقای نااهل دور کند، نه با جابهجایی محله، بلکه با جابهجایی شهر محل زندگیشان. مقصد بندرعباس بود، ۱۴۰۰ کیلومتر دورتر از مشهد. به گفته مرضیه، از آنجا که خانواده همسر سابق شوهرش هم اعتیاد داشتند، دختر شوهرش را هم با خودشان همراه میکنند تا از این بابت نگرانی نداشته باشند.
بازاریابی در زمان بارداری
مرضیه میگوید:
«شوهرم نقاش ساختمان بود، اما کار نمیکرد به این علت که علاوه بر اعتیاد، بیماری دیگری هم داشت و آن تنپروری بود. آن موقع ماههای اول بارداریام بود و هوا گرم. اینطور بگویم. یک بطری آب معدنی را پر از آب یخ میکردم و به خیابانهای داغ بندرعباس پا میگذاشتم. هنوز چند قدم نرفته بودم، یخ تبدیل به آب گرم میشد.» آن روزها برای یک شرکت در خیابانها از این مغازه به آن مغازه بازاریابی میکردم. همینطور بازاریابی و تبلیغات برای جاهای مختلفی انجام دادم تا اینکه اوضاعمان بهتر شد و توانستیم با یک سرمایهگذار به صورت شریکی یک شرکت ساختمانی راه بیندازیم.
تا اینکه مجبور شدیم
از بندرعباس متواری شدیم😱😱😱
#ادامه_دارد
#زنان_تغییر_آفرین
@ayeyar