درسته،گفتم برام مهم نیست و اینم مثل تموم مشکلا زود گذره،توی جمع خندیدم و حال و هوا رو عوض کردم،حتی شبا هم تظاهر کردم قویام و اشك نریختم.
درد شد،توی کل تنم پیچید.
من آدم موندن نیستم،دارم فرار میکنم.
از غم،از رنج،از آدما،از چیزایی که دوستشون دارم.