هدایت شده از Lav
ما بی هم غریب به نظر میرسیدیم،
انگار که گمشده و ترسیده باشیم.
و فکر کنم حضورمون در کنار هم مثل: " نور برای سایه ، میترا برای آیدا ، اسکات برای اسکارلت ، یاسمن برای آرشام ، نلی برای جناب اندی ، تنی برای تیل ، پارسا برای بانو د آرماس(نخندید) ، آیلین برای ترمه ، نیکا برای نسیم ، سارن برای آیسان ، آرتمیس برای مبینا ، ملیسا برای پدری ، مارک برای لونیکا " بود .
آیـرِن✧
ما بی هم غریب به نظر میرسیدیم، انگار که گمشده و ترسیده باشیم. و فکر کنم حضورمون در کنار هم مثل: " ن
سارن برای آیسان:::::))))))))))
زمانی میرسه که تو فکر "خوب گذشتن" نیستی و میخوای بگذره، فقط بگذره، زودتر بگذره.