«من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هشیار است!
نکند اندوهی، سر رسد از پس کوه.
چه کسی پشت درختان است؟
هیچ، میچرد گاوی در کرد.
ظهر تابستان است.
سایه ها میدانند، که چه تابستانی است.
سایه های بیلک،
گوشه ای روشن و پاک،
کودکان احساس!جای بازی اینجاست.
زندگی خالی نیست:
مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست.
آری
تا شقایق هست،زندگی باید کرد.
در دل من چیزی است، مثل یک بیشهٔ نور، مثل خواب دم صبح و چنان بیتابم، که دلم میخواهد
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه.
دورها آوایی است، که مرا میخواند.»
~حجم سبز - سهراب سپهری.
𝑳𝒐𝒐𝒌𝒊𝒏𝒈 𝒂𝒕 𝒎𝒆, 𝒕𝒉𝒆𝒏 𝒔𝒖𝒅𝒅𝒆𝒏𝒍𝒚
𝑰'𝒎 𝒊𝒏 𝒍𝒐𝒗𝒆, 𝑰'𝒎 𝒊𝒏 𝒍𝒐𝒗𝒆
𝑳𝒐𝒗𝒊𝒏' 𝒉𝒖𝒓𝒓𝒊𝒄𝒂𝒏𝒆
𝑰'𝒎 𝒊𝒏 𝒍𝒐𝒗𝒆, 𝑰'𝒎 𝒊𝒏 𝒍𝒐𝒗𝒆.💕