امروز بطری آبم تمام کتابها و کیفمو خیس کرده بود ولی خوبیش اینه که کتابام موجدار شد😭😂
اوایل که چنل زده بودم از نشون دادن خود واقعیم میترسیدم ولی الان فقط خود واقعیمو به نمایش میذارم بالاخره.
از زنگ دوم، این کلمه مثل یه ناقوس توی سرمه و مغزمو سوراخ کرده.
"منفعل", "منفعل","منفعل".
پرسیدم منظورتون چیه؟ گفت:«مثل قبل نیستی، انگار درونت تغییر کرده و متفاوت شدی.
دیگه مثل قبل توی بحثا شرکت نمیکنی و آدم گوشهگیری شدی.»
بچه ها گفتن «آره خانوم، انگار وجودش تغییر کرده.»
دوستام گفتن:«نه اصلاً، سارن همون آدم قبله ولی امروز مریضه و حالش خوش نیست.»
دبیر تأکید کرد :«از اول ساله که متوجه تغییرش شدم، مربوط به الآن نیست.»
و من، غمگینم.
شاید اگه دو سال پیش بود، خوشحال بودم که تغییر کردم، ولی گاهی عوض شدن و تبدیل شدن به کسی که میخواستی هم لذت بخش نیست.
اصلاً یه روز نشستم پیامای پارسال اینجارو خوندم دیدم چقدر همهچیز عوض شده، چقدر من متفاوتم.