حس میکنم مدتهاست سقوط میکنم و به زمین نمی رسم؛ غرق میشوم و خفه نمی شوم؛ می سوزم و جان نمی دهم.
در پایانی بی پایان به سر میبرم ...
برای اولین بار در طول پاییز، هوا پاییزی و ابریئه و من نمیتونم خوب بگذرونم امروزو.
و خودم رو گم کردم، جا گذاشتم.
مطمئنم لابلای کتاب ریاضی و شیمی و فلان پیدا نمیشه.
همچنان من فردا صبح درحالی که خودم رو توی کلاس پیدا کردم و دارم با بچه ها قاهقاه میخندم: